محتوای این یادداشت، بازتابی از مشاهداتم از سبک رهبری یک مدیر در برخورد با منابع انسانی یک سازمان است مدیریت منابع انسانی، ترکیب "انسان" و "منابع" است یعنی هم باید دل داشته باشی و هم حسابکتاب
«منابع انسانی»؛ ترکیبی از یک واژهٔ سرد و عددی «منابع» با یک واژهٔ گرم «انسان» این ترکیب، همان نقطه طلایی و پارادوکس رهبری است. گاهی ما فکر میکنیم باید بین این دو یکی را انتخاب کنیم: یا مدیرِ مهربانی باشیم که همه دوستمان دارند، یا مدیرِ قاطعی که بهرهوری را بالا میبرد.اما راز یک مدیر خوب در این است که میداند همدلی و انصاف دو روی یک سکهاند، نه دو جایگزین.
-همدلی یعنی فهمیدن اینکه بدانی فلان کارمند امروز حالش خوب نیست، دیگری با استرس پروژه دست و پنجه نرم میکند و آن یکی برای پیشرفت اشتیاق دارد.
- انصاف یعنی عمل کردن. اینکه بر اساس این درک، منصفانه رفتار کنی. انصاف این نیست که با همه یکجور برخورد کنی. انصاف این است که با توجه به شرایط هر فرد، منصفانه رفتار کنی. گاهی انصاف در یک نرمش است و گاهی در یک قاطعیت.
مدیریتی که «دل» دارد ولی «حساب» ندارد، سست میکند. مدیریتی که «حساب» دارد ولی «دل» ندارد، میشکند.پس بهترین مدیر کسی است که با دل حساب کند و با حساب دلنوازی کند.
این هنر مدیریت است.