ویرگول
ورودثبت نام
سعید خمسه
سعید خمسهسلاخ واژه. http://ble.ir/word_shambles
سعید خمسه
سعید خمسه
خواندن ۴ دقیقه·۳ روز پیش

نگاهی به فیلم «تهران، کنارت»

نکته مهم: این نوشته، درست همانند داستان فیلم، اصولاً Spoil خاصی نداره.

یکی از علاقه‌مندی‌های من، سینما رفتنه. درسته که تو ایران، فیلم خوب سالی یکی دو تا بیشتر نداریم، ولی ما بیشتر می‌ریم که کنار هم باشیم و خوش بگذرونیم. البته که من یه مخاطب کاملاً عام حساب می‌شم در این زمینه و حتی نمی‌تونم ادعا کنم که فیلم هم زیاد دیدم.

اما خب، چند وقتی هست که وقتی می‌رم اثری رو می‌بینم، بعدش یه چیزی براش می‌نویسم. بیشتر از این بابت که حس خودم رو تحلیل کنم و از طرفی، یادم بمونه که چی رو دیدم. خلاصه که متن پیش رو، فقط تجربه تماشای من از این اثر حساب میشه و بدیهیه که نقدی حرفه‌ای نیست.

سه تا چیز منو ترغیب کرد که بعد مدت‌ها بریم سینما و این فیلم رو ببینیم. یکی اینکه خیلی وقت بود به خاطر شرایط جنگی، نتونسته بودیم بریم سینما. دیگه اینکه تریلر فیلم رو دیده بودم و متوجه شدم که علی شادمان، بازیگر فیلم‌هایی مثل «شنای پروانه» و سریال «یاغی» هم هست. من خیلی با بازیش (و البته فیزیک بدنیش) حال می‌کنم، خلاصه اینم دلیل دوم. دلیل سوم هم بی‌تعارف، فضای کلی فیلم بود که گویا رو لبه خطوط قرمز سینما راه می‌رفت.

خلاصه که رفتیم سینما و دمشون هم گرم، بدون کوچکترین مقدمه و تبلیغ و معرفی فیلم‌های دیگه، یک راست فیلم رو نشون دادن. برام عجیب بود که نام انگلیسی فیلم Tehran, Another View بود. نشستیم به تماشای این فیلم یک ساعت و نیمه. نتیجه نهایی چی بود؟ از این جمع پنج نفری که رفتیم سینما، فکر کنم تنها فردی که از فیلم بدش نیومد، من بودم. اونم احتمالاً به خاطر این بود که خودم بلیت رو خریده بودم و می‌خواستم بقیه رو ترغیب کنم که فیلم اونقدرام بد نبوده (چون می‌ترسیدم دنگشون رو دیگه بهم ندن).

چطور شد که اینطور شد؟ اینطور براتون بگم که فیلم، داستان رابطه دو تا جوون هستش، با بازی علی شادمان و آناهیتا افشار. خط زمانی فیلم به جلو و عقب در نوسانه و راوی قسمت‌های مختلف و تلخ و شیرین رابطه این دو نفر هستش. اینجا باید انصافاً بگم که تدوین فیلم خوب از آب دراومده و حداقل من یکی رو گیج نکرد و تونستم با سیر زمانی فیلم به خوبی همراه بشم.

خودم اهل فیلم عاشقانه و این چیزا نیستم، اما با رابطه این دو نفر تو فیلم تونستم ارتباط بگیرم و جاهاییش رو هم دوست داشتم. فیلمی نبود که حوصله‌ام رو سر ببره (مثل فیلم مزخرف «زیبا صدایم کن») و تقریباً تا آخر با دقت نگاه کردم. با اینکه فیلم هم درام داره و هم طنز، ولی در کل میشه تو ژانر «حال خوب کن» آوردش.

ولی خب، متاسفانه و متاسفانه، اونی نبود که باید باشه.

یه جا خوندم که می‌گفت: نویسنده‌ها هنگام خلق اثر، معمولاً اول و آخرش رو می‌دونن چیه. قسمت سخت قضیه، اون میانه داستانه. حالا این قضیه راجع به فیلنامه هم یحتمل صدق می‌کنه. کلیت فیلم چیز عجیبی نیست. قسمت‌های تلخ و شیرین یک رابطه رو به تصویر کشیده. اما متاسفانه، یکی دو تا سکانس داره که اصلاً منطقی نیست و شدیداً یکدستی اثر و لحنش رو زیر سوال می‌بره. جاهایی حتی فیلم به طنز ناخواسته تبدیل می‌شه.

اما فارغ از این نکات منفی، یه سری چیزهای جالب و دلگرم‌کننده‌ای هم به زعم من داشت. اینکه واقعاً خطوط قرمز سینمای ایران، داره سال به سال جابجا می‌شه. چیزهایی مثل مشروب‌خوردن، حجاب و حتی این اواخر، رقص زن‌ها. من این عادی‌سازی رو حرکت مثبتی می‌دونم و اینکه سینما سعی می‌کنه با همه محدودیت‌هایی که می‌دونیم، به فضای جامعه واقعی ایران نزدیک‌تر بشه (و البته که می‌دونم مخالفت با این نگاه -شاید خوشبینانه- منم زیاده).

این اواخر، فیلم لاک‌پشت رو دیدم که یه سری ارجاعات واضحی به صرف مشروب و رقص خانم‌ها داشت. اما این فیلم از اون هم پیشی می‌گیره و سعی می‌کنه تا حد امکان و در حد اپسیلون، یه رابطه دوست‌دختر و دوست‌پسری امروز رو به تصویر بکشه. ظاهراً که پای این قضیه رو هم خورده و چند سالی توقیف بوده. خلاصه که به شکل بسیار واضحی روی خطوط قرمز و حتی شاید فراتر از اون حرکت می‌کنه و از همین بابت، دمشون گرم؟!

اگر بخوام فاز احسان منصوری (منتقد سینما) رو بردارم و بگم که آیا از رفتن به سینما و صرف دویست هزار تومن پول براش پشیمونم یا نه، باید بگم که نه، نیستم. اما اگر بخوام بهش امتیازی بدم، چیزی حدود چهار یا پنج از ده بهش می‌دم. به نظرم فیلم می‌تونست یه عاشقانه جمع و جور باشه، اما با اون سکانس‌های بی‌معنی و اضافه هدر شد. فیلم شاید پیام خاصی نداشته باشه، اما برای من وقتی تموم شد، این جمله به ذهنم اومد:

موندنی راهش رو پیدا می‌کنه، رفتنی بهانه‌اش رو.

فیلمسینماتجربهزندگیعاشقانه
۱۷
۰
سعید خمسه
سعید خمسه
سلاخ واژه. http://ble.ir/word_shambles
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید