کاش بدحساب بودم!

پدربزرگ هر ماه روز بیست و هفتم حقوق میگرفت و کل ماه رو منتظر حقوق بود. روز بیست و هفتم که دیگه وامصیبتااااا 😢چون بلد نبود از خودپرداز پول برداره، کارت رو میداد به من و می گفت: برو تا ریال آخر حقوقم رو بگیر بیار ...

هر چقدر می گفتم که از کارت نمیشه بیشتر از 200 برداشت، قبول نمیکرد که نمیکرد ... دلیلش هم این بود که؛ بانک پولم رو میخوره!

نور به قبرش بباره، یه چیزی میدونست! چیزی که اون تو خشت خام میدید من تو آینه نمیدیدم. ..

چند وقت قبل میلاد ازدواج کرد و پانزده میلیون وام گرفت. سی ام هر ماه سررسید اقساط بود و چون من نمی خواستم پیش ضامن بدحساب باشیم. هر ماه 28 یا 29 این قسط رو پرداخت میکردم. می ترسیدم میلاد یادش بره ...

امروز سی آبان بود و روز سررسید. روز قبل رمز کارتم مشکل داشت و امروز قرار بود قسط رو واریز کنم ...

صبح زود میلاد بهم اس ام اس زد و گفت: مبلغ قسط رو صبح اول وقت از کارتش برداشتن. پس لزومی نداره واریزی انجام بشه ...

یعنی بانک هم اینقده بیشعور!

لااقل اجازه نداد ببینه ما بدحسابیم یا خوش حساب؟! 😕