ویرگول
ورودثبت نام
saeed talebi
saeed talebiمهندس صنایع-ارشد کارآفرینی-کوچ منتور رشد و توسعه کسب و کارها
saeed talebi
saeed talebi
خواندن ۴ دقیقه·۱ روز پیش

موشکافی روابط مدیران میانی و مدیران ارشد؛

تحلیل و تسهیل روابط مدیران میانی با مدیران ارشد. چگونه مانند مدیران ارشد فکر کنیم؟

مقدمه

بسیاری از مدیران میانی تصور می‌کنند که مدیرعامل یا مدیر ارشد، تنها نسخه‌ای باتجربه‌تر از خودشان است؛ فردی که اختیارات بیشتری دارد و تصمیم‌های بزرگ‌تری می‌گیرد. اما واقعیت چیز دیگری است. مدیران ارشد در دنیایی متفاوت زندگی می‌کنند؛ دنیایی که در آن تصمیم‌ها با اطلاعات ناقص، زمان محدود، ریسک بالا و فشار هم‌زمان ذی‌نفعان اتخاذ می‌شود.

از همین رو، موفقیت یک مدیر میانی تنها به توانایی مدیریت کارکنان وابسته نیست، بلکه به میزان درک او از ذهنیت و دغدغه‌های مدیران ارشد نیز بستگی دارد. هرچه بتوانید دنیا را از نگاه مدیرعامل ببینید، ارتباط مؤثرتری برقرار می‌کنید، اعتماد بیشتری به دست می‌آورید و نقش پررنگ‌تری در تصمیم‌سازی سازمان خواهید داشت.

مدیران ارشد با چه فشارهایی زندگی می‌کنند؟

کارکنان معمولاً تنها بخشی از سازمان را می‌بینند، اما مدیرعامل باید تصویر کامل را مدیریت کند. او هم‌زمان در برابر سهامداران، هیئت‌مدیره، مشتریان، کارکنان، نهادهای نظارتی، رسانه‌ها، تأمین‌کنندگان و آینده شرکت پاسخگو است.

در بسیاری از مواقع، مدیرعامل باید میان چند گزینه که هیچ‌کدام ایده‌آل نیستند، بهترین تصمیم ممکن را انتخاب کند. به همین دلیل، تصمیم‌هایی که از بیرون غیرمنطقی به نظر می‌رسند، ممکن است حاصل موازنه میان ده‌ها محدودیت پنهان باشند.

پنج دغدغه دائمی مدیران ارشد

۱. بقا و آینده سازمان

برخلاف مدیران عملیاتی که بیشتر بر اجرای امور روزانه تمرکز دارند، مدیران ارشد همواره به آینده فکر می‌کنند. آن‌ها از خود می‌پرسند:

- آیا شرکت سه سال دیگر همچنان رقابتی خواهد بود؟

- آیا جریان نقدینگی پایدار است؟

- آیا فناوری یا رقبا مدل کسب‌وکار ما را تهدید می‌کنند؟

بنابراین هر پیشنهادی که به آینده سازمان کمک کند، توجه آن‌ها را جلب خواهد کرد.

۲. مدیریت ریسک

مدیران ارشد معمولاً کمتر از کارکنان هیجان‌زده می‌شوند و بیشتر به پیامدهای تصمیم‌ها فکر می‌کنند.

هنگامی که شما ایده‌ای جدید مطرح می‌کنید، ذهن مدیر ناخودآگاه این پرسش‌ها را مرور می‌کند:

- اگر شکست بخورد چه؟

- هزینه آن چقدر است؟

- اعتبار سازمان چه می‌شود؟

- آیا اکنون زمان مناسبی است؟

اگر بتوانید هم‌زمان با ارائه ایده، ریسک‌ها و راهکارهای کنترل آن‌ها را نیز توضیح دهید، احتمال پذیرش پیشنهادتان بسیار بیشتر خواهد شد.

۳. محدودیت منابع

یکی از تفاوت‌های اساسی مدیرعامل با سایر مدیران، کمبود دائمی منابع است.

بودجه، نیروی انسانی، زمان، تجهیزات و سرمایه همگی محدود هستند. بنابراین مدیر ارشد مجبور است میان ده‌ها درخواست، اولویت‌بندی کند.

گاهی مخالفت مدیر با پیشنهاد شما به معنای مخالفت با اصل ایده نیست؛ بلکه نشان می‌دهد منابع کافی برای اجرای آن وجود ندارد.

۴. اعتبار شخصی

هر مدیر ارشد سرمایه‌ای نامرئی به نام اعتبار مدیریتی دارد.

اگر تصمیم‌های اشتباه افزایش پیدا کنند، اعتماد هیئت‌مدیره، سهامداران و مدیران بالادستی کاهش می‌یابد.

به همین دلیل مدیران ارشد معمولاً نسبت به تصمیم‌های پرریسک محتاط‌تر از مدیران میانی هستند.

۵. زمان

مهم‌ترین دارایی مدیرعامل، پول نیست؛ زمان است.

هر جلسه، گزارش یا ایمیل باید به او کمک کند سریع‌تر تصمیم بگیرد، نه اینکه صرفاً اطلاعات بیشتری دریافت کند.

به همین دلیل گزارش‌های کوتاه، دقیق، عددمحور و نتیجه‌گرا معمولاً بیشترین اثر را دارند.

مدیران ارشد چگونه تصمیم می‌گیرند؟

برخلاف تصور رایج، مدیران ارشد معمولاً اطلاعات کامل در اختیار ندارند.

آن‌ها مجبورند با حدود ۶۰ تا ۸۰ درصد اطلاعات موجود تصمیم بگیرند. اگر منتظر کامل شدن اطلاعات بمانند، فرصت از دست خواهد رفت.

به همین دلیل، مدیران میانی باید به جای ارسال انبوه داده‌ها، اطلاعاتی را ارائه کنند که تصمیم‌گیری را آسان‌تر کند.

مدیران ارشد از مدیران میانی چه انتظاری دارند؟

یک مدیرعامل حرفه‌ای معمولاً انتظار دارد مدیر میانی:

- قبل از طرح مشکل، آن را تحلیل کرده باشد.

- چند گزینه برای تصمیم‌گیری ارائه دهد.

- پیامدهای هر گزینه را توضیح دهد.

- مسئولیت اجرای تصمیم را بپذیرد.

- اخبار بد را پنهان نکند.

- در شرایط بحران آرامش خود را حفظ کند.

چنین مدیری به‌تدریج از یک مجری صرف، به مشاور قابل اعتماد مدیرعامل تبدیل می‌شود.

اشتباهات رایج مدیران میانی

بسیاری از مدیران میانی، ناخواسته ارتباط خود با مدیر ارشد را تضعیف می‌کنند. برخی از این اشتباهات عبارت‌اند از:

- ارائه گزارش‌های طولانی بدون نتیجه مشخص.

- مطرح کردن مشکل بدون پیشنهاد راه‌حل.

- اصرار بر منافع واحد خود بدون توجه به منافع کل سازمان.

- انتقاد از تصمیم‌های مدیر بدون اطلاع از محدودیت‌های پشت پرده.

- غافلگیر کردن مدیر با اخبار بد در جلسات عمومی.

چگونه اعتماد مدیر ارشد را به دست آوریم؟

اعتماد به‌تدریج و از طریق رفتارهای کوچک ساخته می‌شود.

اگر مدیر ببیند که شما:

- اطلاعات دقیق ارائه می‌کنید،

- واقعیت را پنهان نمی‌کنید،

- مسئولیت اشتباهات خود را می‌پذیرید،

- محرمانگی را رعایت می‌کنید،

- و برای حل مسائل پیش‌قدم می‌شوید،

به مرور شما را به عنوان فردی قابل اتکا خواهد شناخت؛ فردی که می‌تواند در تصمیم‌های مهم نیز روی او حساب کند.

تمرین عملی

در پایان هر هفته، یکی از تصمیم‌های مدیرعامل سازمان خود را انتخاب کنید و از خود بپرسید:

- اگر من جای او بودم، چه اطلاعاتی در اختیار داشتم؟

- چه محدودیت‌هایی وجود داشت؟

- چه گزینه‌های دیگری روی میز بود؟

- اگر تصمیم دیگری می‌گرفتم، چه پیامدهایی ایجاد می‌شد؟

انجام مداوم این تمرین باعث می‌شود ذهن شما از یک مدیر عملیاتی به سمت ذهنیت یک مدیر ارشد حرکت کند.

جمع‌بندی

مدیریت مافوق از شناخت او آغاز می‌شود، نه از شناخت ساختار سازمان. هرچه بهتر بدانید مدیر ارشد چگونه فکر می‌کند، از چه چیزهایی نگران است، چگونه تصمیم می‌گیرد و چه انتظاراتی از مدیران خود دارد، ارتباط مؤثرتری با او برقرار خواهید کرد.

مدیران میانی موفق، کسانی نیستند که فقط تیم خود را به‌خوبی مدیریت کنند؛ بلکه کسانی هستند که می‌توانند زبان مدیران ارشد را بفهمند، دغدغه‌های آن‌ها را درک کنند و به تصمیم‌گیری بهترشان کمک کنند.

مدیران ارشد
۰
۰
saeed talebi
saeed talebi
مهندس صنایع-ارشد کارآفرینی-کوچ منتور رشد و توسعه کسب و کارها
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید