ویرگول
ورودثبت نام
Sahar Keshvary | سحر کشوری
Sahar Keshvary | سحر کشوریبنیانگذار آژانس توسعه کسب و کار پرفورمنس محور ماوین
Sahar Keshvary | سحر کشوری
Sahar Keshvary | سحر کشوری
خواندن ۶ دقیقه·۱ سال پیش

قصه‌های کسب‌وکار | بازاریابی نسل اول: آغاز مسیر بازاریابی مدرن

قصه‌های کسب‌وکار | بازاریابی نسل اول: آغاز مسیر بازاریابی مدرن
قصه‌های کسب‌وکار | بازاریابی نسل اول: آغاز مسیر بازاریابی مدرن


تصور کنید در دهه ۱۳۳۰ شمسی (۱۹۵۰ میلادی) زندگی می‌کنید. شرکت‌ها محصولات خود را بدون نیازسنجی بازار تولید می‌کنند و تبلیغات یک‌طرفه در رادیو، تلویزیون و روزنامه‌ها تنها راه اطلاع‌رسانی است. این دوران، نقطه‌ی آغازین نسلی مدرن از بازاریابی بود: نسل اول بازاریابی.

فیلیپ کاتلر، پدر علم بازاریابی، در آثار خود نسل‌های مختلف بازاریابی را معرفی کرده و نشان داده که چگونه این مفاهیم از تمرکز صرف بر محصول (نسل اول بازاریابی) به تمرکز بر مشتری (نسل دوم) و سپس ارزش‌های انسانی (نسل سوم و چهارم) تحول یافته است.

در این پست نسل ۱.۰ بازاریابی را بررسی خواهیم کرد، تأثیرات آن بر کسب‌وکارهای امروزی را تحلیل می‌کنیم و در نهایت به این موضوع می‌پردازیم که چرا بازاریابان نباید در این نسل متوقف شوند. در طول مسیر، بخش‌هایی از کتاب‌های معتبر و مثال‌های واقعی را نیز اضافه می‌کنم تا این بحث عمیق‌تر و ملموس‌تر شود.

بازاریابی نسل اول: زمانی که محصول حرف اول را می‌زد

تعریف بازاریابی نسل اول: بازاریابی محصول‌محور

بازاریابی نسل اول را می‌توان دوران طلایی تولید انبوه دانست؛ دورانی که شرکت‌ها باور داشتند اگر محصولی با کیفیت و قیمت مناسب بسازند، مشتریان خودبه‌خود برای خرید آن صف خواهند کشید.

فیلیپ کاتلر در این‌باره می‌گوید:

در این دوره، شرکت‌ها محصول را تولید می‌کردند و سپس به دنبال مشتری برای آن می‌گشتند. در این رویکرد، احساسات و نیازهای عمیق مشتریان جایی نداشت.

یکی از بارزترین نمونه‌های این تفکر، در زمان تولید پیکان در ایران بود. زمانی که ایران‌ناسیونال (ایران‌خودرو کنونی) این خودرو را تولید کرد، رقابت چندانی در بازار داخلی وجود نداشت. مشتریان گزینه‌های زیادی برای انتخاب نداشتند، بنابراین تمرکز اصلی بر تولید انبوه و کاهش هزینه‌ها بود.

همین استراتژی را هنری فورد نیز با مدل T در آمریکا اجرا کرد. او جمله‌ی معروفی دارد:

مشتریان می‌توانند هر رنگی از مدل T را داشته باشند، به شرطی که سیاه باشد!

این جمله نشان می‌دهد که در بازاریابی نسل اول، تنوع و شخصی‌سازی محصول تقریباً وجود نداشت.

بازاریابی نسل اول را می‌توان دوران طلایی تولید انبوه دانست؛ دورانی که شرکت‌ها باور داشتند اگر محصولی با کیفیت و قیمت مناسب بسازند، مشتریان خودبه‌خود برای خرید آن صف خواهند کشید. این طرز تفکر، که در نیمه‌ی اول قرن بیستم رواج داشت، بر مبنای اصل «فقط تولید کن، مردم می‌خرند» استوار بود.

ویژگی‌های کلیدی بازاریابی نسل اول

ویژگی‌های کلیدی بازاریابی نسل اول
ویژگی‌های کلیدی بازاریابی نسل اول


۱. تمرکز بر محصول و تولید انبوه

در این دوران، تمرکز اصلی شرکت‌ها بر تولید انبوه محصولات بود، نه شناخت نیازهای مشتری. شرکت‌ها ابتدا محصولی را تولید کرده و سپس برای فروش آن به دنبال مشتری می‌گشتند. این مدل در شرایطی که رقابت کم بود، موفقیت‌آمیز به نظر می‌رسید.

  • در دهه‌ی ۱۳۴۰ شمسی، ایران‌ناسیونال (ایران‌خودرو کنونی) خودروی پیکان را تولید کرد. بازار خودرو در ایران محدود بود و رقبای چندانی وجود نداشتند، بنابراین شرکت بر تولید بالا و کاهش هزینه‌های تولید تمرکز کرد، بدون اینکه به تغییرات مورد نظر مشتریان توجه کند.
  • هنری فورد در آمریکا، مدل T را به تولید انبوه رساند و با کاهش هزینه‌ها، توانست این خودرو را در دسترس عموم مردم قرار دهد. اما این مدل تنها در یک رنگ (مشکی) عرضه می‌شد و گزینه‌های سفارشی‌سازی در آن وجود نداشت.

۲. بازاریابی به‌عنوان ابزار فروش، نه ابزار تعامل با مشتری

بازاریابی در این دوران بیشتر به معنای تبلیغات یک‌طرفه بود. برندها از طریق تبلیغات در رسانه‌های سنتی مانند روزنامه، رادیو و بعدها تلویزیون، پیام‌های تبلیغاتی خود را منتشر می‌کردند، اما فضایی برای تعامل مستقیم با مشتریان وجود نداشت.

  • در دهه‌ی ۱۳۵۰، تبلیغات تلویزیونی برای محصولات مصرفی مانند صابون داروگر یا نوشابه زمزم، تنها بر مزایای محصول تأکید داشتند و مشتریان نقشی در بازخورد مستقیم و بهبود محصولات نداشتند.
  • در آمریکا، برندهایی مانند کوکاکولا و پپسی تبلیغات گسترده‌ای انجام می‌دادند، اما نظرات مشتریان به‌طور مستقیم بر روی استراتژی‌های بازاریابی تأثیرگذار نبود.

۳. حداقل‌گرایی در تحقیقات بازار

در بازاریابی نسل اول، مفهوم تحقیقات بازار یا بسیار ابتدایی بود یا اصلاً مورد توجه قرار نمی‌گرفت. شرکت‌ها باور داشتند که بهتر از مشتریان می‌دانند چه چیزی برای آن‌ها مناسب است.

  • شرکت‌های لوازم خانگی در ایران مانند پارس‌الکتریک، بدون تحقیقات گسترده در مورد نیازهای مصرف‌کنندگان، تلویزیون‌های سیاه‌وسفید و یخچال‌های استانداردی تولید می‌کردند که برای تمامی مشتریان یکسان بود.
  • در صنعت پوشاک، تولیدکنندگان لباس بدون توجه به تغییرات سبک زندگی و سلیقه‌ی مشتریان، تنها بر اساس امکانات تولیدی خود لباس‌های مشابهی را روانه‌ی بازار می‌کردند.

۴. وفاداری مشتری بر اساس برند، نه تجربه‌ی خرید

در این دوران، مشتریان به دلیل کمبود گزینه‌های جایگزین، به برندها وفادار می‌ماندند. این وفاداری نه به دلیل تجربه‌ی مشتری‌محور، بلکه به دلیل نبودن رقابت گسترده و انتخاب‌های محدود بود.

  • مشتریان ایرانی در دهه‌های گذشته، هنگام خرید تلویزیون یا یخچال، انتخاب‌های محدودی مانند جنرال الکتریک، پارس یا آزمایش داشتند. به همین دلیل، آن‌ها وفادار به برند خاصی نبودند، بلکه چاره‌ای جز خرید از برندهای موجود نداشتند.
  • در صنعت خودروسازی، مردم آمریکا در ابتدای قرن بیستم به‌ناچار از محصولات فورد یا شورلت استفاده می‌کردند، زیرا گزینه‌های دیگری در بازار وجود نداشت.

نقاط قوت و ضعف بازاریابی نسل اول

نقاط قوت

افزایش بهره‌وری و کاهش هزینه‌ها

  • تولید انبوه و بهینه‌سازی فرآیندهای تولید، هزینه‌ی نهایی کالاها را کاهش داد و آن‌ها را برای طیف گسترده‌تری از مشتریان در دسترس قرار داد.

ایجاد برندهای قدرتمند و ماندگار

  • برندهایی مانند ایران‌خودرو، داروگر و پارس‌الکتریک در این دوران رشد کردند و هنوز هم در ذهن مصرف‌کنندگان جایگاه ویژه‌ای دارند.

پایه‌گذاری اصول اساسی بازاریابی مدرن

  • مفاهیمی همچون «برندسازی»، «تمایز محصول» و «ارزش پیشنهادی» در این دوران شکل گرفتند و پایه‌ای برای توسعه‌ی بازاریابی در نسل‌های بعدی شدند.

نقاط ضعف

بی‌توجهی به نیازهای عمیق مشتریان

  • در این دوره، مشتریان صرفاً به‌عنوان مصرف‌کننده تلقی می‌شدند و توجه چندانی به خواسته‌ها و احساسات آن‌ها نمی‌شد.

نبود تعامل دوسویه با مشتریان

  • بازاریابی یک‌طرفه بود و کسب‌وکارها کمتر به بازخورد مشتریان برای بهبود محصولات توجه می‌کردند.

عدم انعطاف‌پذیری و محدودیت در شخصی‌سازی

  • محصولات و خدمات به‌صورت عمومی تولید می‌شدند و انتخاب‌های سفارشی‌سازی‌شده برای مشتریان وجود نداشت.

درس‌هایی از بازاریابی نسل اول برای امروز

۱. محصول مهم است، اما کافی نیست

  • در گذشته، محصول مهم‌ترین عامل موفقیت بود؛ اما امروز تجربه‌ی مشتری نقش کلیدی دارد.
  • برندهایی مانند دیجی‌کالا نشان داده‌اند که کیفیت محصول به‌تنهایی کافی نیست و تجربه‌ی خرید نیز باید بهینه شود.

۲. بازاریابی یک‌طرفه دیگر پاسخگو نیست

  • امروزه، مشتریان از طریق شبکه‌های اجتماعی نظرات خود را بیان می‌کنند و انتظار دارند که برندها به آن‌ها پاسخ دهند.
  • شرکت‌هایی مانند اسنپ و کافه‌بازار با تعامل مستقیم با کاربران، جایگاه خود را در بازار تثبیت کرده‌اند.

۳. شخصی‌سازی یک ضرورت است

  • برخلاف گذشته، فناوری‌های دیجیتال امکان ارائه‌ی تجربه‌ی منحصربه‌فرد برای هر مشتری را فراهم کرده‌اند.
  • برندهایی مانند اسنپ‌فود از تحلیل داده‌ها برای ارائه‌ی پیشنهادهای شخصی‌سازی‌شده استفاده می‌کنند.

۴. تجربه‌ی مشتری، کلید موفقیت است

  • امروزه، تجربه‌ی کلی مشتری اهمیت بیشتری نسبت به کیفیت صرف محصول دارد.
  • نمونه‌ی موفق جهانی: اپل، که با تمرکز بر تجربه‌ی کاربری، به یکی از ارزشمندترین برندهای دنیا تبدیل شده است.

آیا هنوز می‌توان از بازاریابی نسل اول استفاده کرد؟

بازاریابی نسل اول همچنان در برخی صنایع کاربرد دارد. به‌عنوان مثال، کسب‌وکارهایی که محصولات عمومی و مقرون‌به‌صرفه تولید می‌کنند (مانند صنایع غذایی و دارویی)، همچنان از اصول این نسل بهره می‌برند. اما در دنیای رقابتی امروز، برای ماندگاری در بازار، کسب‌وکارها باید به نسل‌های پیشرفته‌تر بازاریابی روی بیاورند.

آیا کسب‌وکار شما هنوز در بازاریابی نسل اول گیر کرده است؟ اگر بله، زمان آن نرسیده که تغییر کنید؟

بازاریابیکسب و کارتجربه مشتریاستراتژی تبلیغات
۱
۰
Sahar Keshvary | سحر کشوری
Sahar Keshvary | سحر کشوری
بنیانگذار آژانس توسعه کسب و کار پرفورمنس محور ماوین
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید