هر وقت کرم مهاجرت درونم وول وول میزند، مهمترین دلیل معمولا یک دلیل اقتصادی بود. البته که در پس این دلیل اقتصادی، آزادیهایی خلق میشود که فکر کردن به آن در کرهشمالی خاورمیانه (ایران) از متخیلترین نویسندگان و کارگردانها هم برنمیآید. اگرچه که غریزه انسان ایرانی مفلوک حتی با اینکه بیشترمان توانایی رفتن به کابل را هم نداریم، طعم این آزادیها را از دور چشیدهایم.
تا قبل از این، تا صحبت از آزادی میشد، همه اساتید محترم سیاسی - اجتماعی آن را برابر با لختشدن میدانستند. یعنی آزادی از نگاه این افراد یعنی من میخواهم لباس زیرم را در بیاورم و در خیابان آزادانه بگردم. این تعریف روال و نرمال آزادی از نگاه این افراد است. به عبارتی وقتی شعار آزادی آزادی آزادی سر داده میشود، اینها فکر میکنند آدمها قرار است در ۳ ضرب لخت و عور مادرزاد شوند و در خیابان قر دهند.
پیشنهاد به این دوستان این است که از این به بعد ماجرا متفاوتتر ببینند. اگر یک ایرانی خودتحقیر غربزده سخن از آزادی به زبان آورد، این بار به جای پیشکشیدن بحث لختشدن و به قول یکی از منحرفان جنسی مخلوقین قانون عفاف و حجاب - کارهای تختخوابی - سراغ چک کردن ایمیل بروند.
یعنی هر کسی گفت: ای خلق الله! من آزادی میخواهم. خستهم و میخواهم مهاجرت کنم! در ابتدا یک برچسب اغتشاشگر درب مخرجش بچسبانید و به او فریادکنان بگویید: ای ملعون خارجزده! حتما میخواهی ایمیلت را چک کنی؟ بری در وان ترکیه و اپلیکیشن جیمیل را باز کنی و به فسق و فجور بپردازی؟
به نظرم این افق، نسبت به ماجرای لختشدن همهگیری بیشتری دارد. چه بسا در فصول سرد سال همه ما هم شاید نخواهیم لخت شویم، به هر حال بدن انسان نمیتواند هر سرمایی را هم تحمل کند. اما برای از این به بعد هر کسی گفت این وضعیت را نمیخواهد خیلی ساده بگویید:
هر کی میخواد ایمیلش رو چک کنه، جمع کنه بره...
به هر حال بر خلاف تصور اساتید گرانقدر حتی در تایلند و در آن خیابان معروف در پاتایا، آدمها همه چیزی بر تن دارند و اینگونه نیست که همه جهان وحوشی کفتارصفت هستند و فقط ایرانیها ملزوم به پوشاندن بدنشانند. به هر حال اگر از وصله چککردن ایمیل خوشتان نمیآید، گزینههای زیر به شما پیشنهاد میشود:
هر کسی پیامک تاییدش نمیاد، جمع کن بره
هر کسی میخواد فیلم خارجی دانلود کنه، جمع کنه بره
هر کسی میخواد با پیامک از مادرش خبر بگیره، جمع کنه بره
هر کسی ستار هاشمی رو وزیر خوبی نمیدونه، جمع کنه بره
هر کسی ابزار برنامهنویسی خارجی میخواد، جمع کنه بره
هر کسی کلیک و ترافیک ارگانیک گوگل میخواد، جمع کنه بره
هر کسی شبکه اجتماعی میخواد، جمع کنه بره
هر کسی میخواد چت کنه، جمع کنه بره
دیشب شایعهای از دور شنیدم که نینجاها دوباره با بالارفتن از ساختمانها در حال شکستن و جمعآوری دیشهای ماهواره هستند. اواسط دهه ۱۳۸۰ وقتی اینها میریختند تا دیشها را جمع کنند، همه به هم خبر میدادند و درب را به روی نحسشان باز نمیکردند. امروز دیجیاتو همین خبر را در عین ناباوری کار کرد و گویا بازگشت به دوران پارینهسنگی در حال وقوع است.
من تقریبا آمادهم که کم کم سراغ گرفتن ویدیو هم بیایند. یعنی به عقلشان اینگونه خطور کند که بیایند و VHS هر خانه را بردارند چون غیرمجاز است! به ولله اگر بیایید حداقل باید دو ساعت منتظر شوید تا بروم در انبار و دنبالش بگردم. حداقل ۲۰ سال است که خبری از آن ندارم. البته چند شوی گوگوش روی VHS دارم که نمیدانم قابلیت پخش دارند یا خیر.
با این حال اگر با پوشیدن آستین کوتاه قرار است دستهایمان را هم رنگ کنید که ما کم کم سراغ خرید لباس آستین بلند برویم. اگر خوردن معجون هم دارد ممنوع میشود که امروز یک سری به آبمیوهفروشی سر کوچهمان بزنم. اگرچه که اگر با کلاه و شالگردن در سرما بخوام به بیرون بروم، شبیه اهدافی برای شلیک میشوم و به آن حال بعد از خوردن معجون غیرمجاز نمیارزد واقعا.
اگر لطف کنید و این عقب گرد را روی دور تند بگذارید که ممنون میشوم. لطفا تجمع بیش از ۳ نفر را هم ممنوع کنید. شبیه دوران قارقارک میرزا. زیر پنجره ما این بچهها زیاد تجمع میکنند و صدایشان واقعا آزاردهنده است. اگر این کار را هم انجام دهید به زعم من دیگر قلهای برای فتح باقی نمیماند. مگر اینکه از لای کتب تاریخی قلهای فتح نشدنی پیدا کنید.
مثلا کارهایی که اسکندر مقدونی و چنگیز مغول نتوانستند انجام دهند و شما با افتخار آن را گردن بگیرید.
مثل نابودی ایران.