کسایی که به معنای واقعی کلمه مثل من سریالباز هستن، زندگیکردن و بزرگشدن با کاراکترهای سریالهارو بهتر درک میکنن. من اصلا درباره سریال ایرانی صحبت نمیکنم. سریالهای ایرانی اصلا هیچوقت در این ابعاد بزرگ نشدن و نمیشن. چون معمولا هزار شکل سانسور میشن و اون داستانی که باقی میمونه هیچ ربطی به پیرنگ اصلیشون ندارن. اما سریالهای خارجی حتی اونایی که خیلی هیت نمیشن، باز هم به اصل خودشون (معمولا) وفادار میمونن.
این موضوع زندگیکردن با کاراکترها وقتی برای آدم درهمتنیدهتر میشه که اون سریال رو برای چندین سال ببینی. به طور کلی ۳ شکل سریال دیدن داریم:
یکی سریالهایی که تمومشدن و شما پیدرپی دانلود میکنی و میبینی.
دوم سریالهایی هستن که سالی یک فصل بیرون میاد یا بعضا بین فصلها دو یا سه سال فاصله میفته.
سوم سریالهایی هستن که سریال اصلی تموم شده اما اسپینآفهاش همچنان در جریانه مثل واکینگ دد و گیم آو ترونز که اسپینآفهایی مثل دریل دیکسون، دد سیتی و خانه اژدها و... رو همچنان دارن.
توی روزهایی که گذشت من سریال Lucifer رو تا انتها دیدم و همیشه برام سوال بود که سریال با این ظرفیت بالا چرا هیچوقت اسپینآف نداشته تا اینکه قسمت آخر رو دیدم. قسمت آخر لوسیفر رو در همون روزی که قسمت آخر The Boys اومد دیدم.

اینکه با ۱۰ - ۱۲ تا کاراکتری که باهاشون حداقل در ذهنت زندگی کردی ناگهان خداحافظی کنی، کار سختیه. بهخصوص اینکه در این سریالها از اونجا که در بیشتر اوقات فصل جدید رو روی فیدبکهای مردم بهتر میکنن، شخصیتها به شکل قابل توجهی از نظر شخصیتی واقعا پخته میشن و شما اون رو حس میکنی. چون بخشیش مرتبط با خود نویسندهها و کارگردانه اما بخش دیگهش به خود بازیگر برمیگرده که برای اون هم واقعا زمان گذشته.
مثلا The Boys که ۷ سال قبل پخش شد که میشه ۲۰۱۹. یعنی سالی که کرونا شروع شد! سیری که بازیگر اون کاراکترها در دنیای واقعی گذروندن وقتی در کنار پختگیای که نویسندهها به کاراکترها میبخشن، باعث میشن تو هم به عنوان بیننده طی سالها تماشای اونا، به نوعی پختگی برسی و اگر کمی از سطح سرگرمی بالاتر تماشا کنی، میتونی حتی ویژگیهایی رو در خودت هم بهبود بدی.
شما شخصیت هیوئی در فصل اول و سکانس اول رو با آخرین سکانسش مقایسه کنید، تفاوت از زمین تا آسمونه. حتی نحوه بازیگری هم فرق کرده. یعنی متدهای بازیگری آدمها هم طی سالها بهتر شده. نمیگم توی سریالهای ایرانی اینطوری هست یا نیست. اما سریالهای ایرانی طی چند هفته تموم میشه و شما اصلا نمیفهمی اون کاراکتر تغییری کرده یا نه چون فقط بحث پوله. توی این سریالهای نمایش خانگی اگر دقت کنید چندین بازیگر هستن که همش تکرار میشن. از زخم کاری به گلسنگ به بیعاطفه به ۲۱ و... آدمهای تکراری با بازی تکراری و تضعیفشده. کسی مثل امیر آقایی با کله کچلش مثل من، سالهاست توی این کاراکترش گیر کرده. نمونههای مشابهش هم زیاده. توی طنز که استاد پژمان جمشیدی عملا یک کاراکتر سریال پژمان رو توی ۱۰۰ تا فیلم و سریال دیگه تکرار کرده!
خلاصه ماجرا اینه که زندگی با کاراکترها در سریالهای خارجی حس منحصربهفردیه. لوسیفر به عنوان شیطان - که از نظر من کل موضوعش بیشتر استعاریه تا واقعی - طی ۶ فصل راه و روش انسانبودن به معنای موجودی که ناقصه و نیاز به دیگران داره رو به تماشاگر نشون میده. کاراکتری که از یک موجود الهی هوسباز به یک عاشقپیشه تبدیل میکنه. چیزی که حداقل ما ایرانیها یه قدم ازش عقبتریم.
سریال The Boys هم برخلاف نظر خیلیها، به نظر من پایان درخشانی داشت و نمیشد جور دیگهای پایانش رو تصور کرد. مگر اینکه پایان سیاه و تلخی که بیشتر توی فیلمها میبینیم تا سریالها که اتفاق نیفتاد. کلا سریالهایی که بیس کامیکبوکی دارن، به خاطر تعدد کاراکترها خیلی اجازه کار کردن روی کاراکترهارو نمیدن. مگر اینکه تعداد فصلها زیادتر بشه. لوسیفر هم اگرچه شخصیتهاش بر اساس کامیک Vertigo و The Sandman اومدن و فصل سومش ۲۶ قسمت بود! جوری فرصت کافی رو برای نشوندادن همه وجوه کاراکترها به کارگردان و نویسندهها میداد.
جایی که The Boys با ۴۰ قسمت و لوسیفر با ۹۳ قسمت تموم شدن و این دو برابر بودن اپیزودهای لوسیفر اجازه خلق کاراکترهای عجیبی مثل الا لوپز، کلویی دکر و دکتر لیندا رو دادن. وگرنه شخصیتهایی مثل بوچر، فرنچی و سولجر بوی همچنان جای مانور داشتن اما با ۴۰ قسمت نمیشد به همهش پرداخت.
با این حال کارگردان The Boys هم اقرار کرد که دوست نداشته بیش از این کشش بده و خیلیها انتقاد داشتن که زود به اون وقایع قسمت آخر رسیدیم که من مخالفم. بهنظرم دیگه جا نداشت. البته اسپینآف The Boys یعنی سریال GenV هم بعد از ۲ فصل کنسل شد. من توقع داشتم بیشتر از اینا توی سریال اصلی ببینم ولی حضورشون در حد یکی دو سکانس محدود شد.
در نهایت دیدن دو قسمت پایانی از دو سریال با دو دنیای متفاوت برای من حس عجیبی داشت. انگار بخشی از خانوادهت رو رها میکنی. خانوادهای که باهاشون پیروز شدی، شکست خوردی، از دست دادی و به سرانجامی رسیدی. حالا میخوام چندتا سریال طولانی دیگه رو شروع کنم:
CSI سریالیه که اصلیش ۱۵ فصله. اسپین آف اولش ۱۰ فصله و اسپین آف دومش ۹ فصله و اسپین آف سومش هم ۲ فصل و اسپین آف چهارمش هم ۳ فصل. مجموعا ۳۶ فصل و ۸۲۷ اپیزود!
CSI: Crime Scene Investigation
CSI: Miami
CSI: NY
CSI: Cyber
CSI: Vegas
سریال Buffy the Vampire Slayer و اسپین آفش Angle که روی هم ۱۲ فصل و ۲۵۴ اپیزود میشن
سریال Grimm که ۶ فصل داره و حال و هوای سوپرنچرالی رو داره که خودم خیلی دوستش دارم.
Smalville که ۱۰ فصله و خودم نمیدونستم وجود داره و درباره قصه به وجود اومدن سوپرمنه!
سریال Bones که ۱۲ فصله و کاراکتر لوسیفر خیلی ازش خوب میگفت!
سریال Criminal Minds که ۱۶ فصله و یکی دو قسمتش رو دیدم و بسیار جالبه.
سریال The Blacklist که ۱۰ فصله.
شما هم اگر سریالی میشناسین معرفی کنید. اگرچه که من معروفهاشو دیدم. از واکینگ دد و وایکینگها گرفته تا امریکن هارور استوری و برکینگ بد و بتر کال سال و...