ویرگول
ورودثبت نام
صبا سالاری
صبا سالاریگاهی ذهنم را بر روی کاغذ پیاده میکنم.. عاشق زبان و ادبیات های مختلف؛ و البته نوشتن.. دائماً در جست و جوی کلمات تازه..! مبتلا به ارتباطات!
صبا سالاری
صبا سالاری
خواندن ۴ دقیقه·۱ سال پیش

حق ما فقط زندگیست!

میخواستم تا چند ماه ویرگول نیام و چیزی هم ننویسم اما اگر الان ننویسم دچار فروپاشی روانی شده بعدش هم که ...

الان که دارم اینو مینویسم نمیدونم چندمه به شمسی اما میلادی 30 مارچ(البته پایین صفحه مانیتور نوشته اینم)روزها از دستم درفته .حس میکنم زندگی در جریان نیست.اصلا حتی معنی زندگی کردن هم یادم رفته راستی زندگی یعنی چی ؟ چه جوری باید زندگی کرد !..

من الان دقیقا مثل یک برگه کاغذ لای منگنه ام شایدم مثل برگی که یه بچه از بوته جداش کرده شایدم یه بچه هفت ساله ای که مامانش رو توی بازار گم کرده و تمام وجودش رو استرس گرفته شایدم...

سهم ما آدما از زندگی و اومدن به این دنیا چیه؟

الان درخت ها شکوفه دادن ,درخت ها نفس میکشن ,طعم زندگی همه جای طبیعت رو گرفته هر روز صبح صدای پرنده ها میاد از همه مهم تر خورشید زود طلوع میکنه و روزها طولانی ترن طبیعت زنده شده اما من از درون فرسوده شدم هر روز خودم و دلداری میدم اما دوباره غم همه وجودم و میگیره ..

هر روزی یک برگه از حال و احوالم سیاه میکنم و از خودم مینویسم فقط برای اینکه چند دقیقه از هیاهوی این دنیا خلاص شم!

من همین که صبح زود برم پیاده روی و آهنگ مورد علاقه ام (starboy از the weekend و با عرض پوزش از سایر خوانندگان مورد علاقه خیلی زیاد هستین و اینجا نمیشه گفت ...) گوش کنم و طلوع آفتاب رو ببینم بعد بیام یک چایی یا قهوه بخورم و برنامه ریزی کنم برای روزم و بعدش برم باشگاه و حین رفتن پادکست مورد علاقه ام رو گوش کنم و در طول روز کار های مورد علاقه ام رو انجام بدم, راضی ام !..

بهار یعنی کل روز رو بیرون باشی و فقط برای خواب بیای خونه!(البته این نظر شخصی منه) سهم من از این بهار چیه؟ چرا به جای اینکه بلیط هواپیما بگیرم و برم ژاپن شکوفه های گیلاس و ببینم باید هی به خودم یادآدوری کنم هر کلمه ای که بر وزن فعال و فعله باشد و جمع مکسر هم باشد,مفردش بر وزن فاعل است..

چرا باید همش بلیط هواپیما از تهران به ونکوور یا توکیو یا حتی قیمت تور سه روز کویر مصر رو سرچ کنم!

ما در اینجا تلاش میکنیم برای هیچ برای چیزی که ممکنه سال بعد ارزش نداشته باشه ممکنه حتی روز بعدش دیگه شوقش رو نداشته باشیم و از همه سخت تر اینه که بعضی اوقات ممکنه ارزو کردنش فقط ارزو کردنش هم برامون آرزو شه..

متاسفانه عکس ندارم و مجبورم از بک گراند های سیستم اسفاده کنم پوزش مرا پذیرا باشید به دلیل عکس کاملا بی ربط..
متاسفانه عکس ندارم و مجبورم از بک گراند های سیستم اسفاده کنم پوزش مرا پذیرا باشید به دلیل عکس کاملا بی ربط..


بعضی اوقات با خودم میگم ای کاش یه دختر ایتالیایی توی 1800میلادی بودم و تنها دغدغه م این بود صبح که رفتم بیرون روزنامه بخرم کفش سبزم رو بپوشم یا قهوه ایی..




کل تابستون رو منتظر زمستونیم

کل زمستون رو منتظر تابستونیم

عقربه ها رو میشماریم که کی عصر میشه بریم خونه

و کار هایی رو میکنیم که حتی یک صدم علاقه نداریم بهش و صرفا از روی یک انتخاب نادرست مجبوریم ادامه بدیم

عجله داریم و به خاطر اینکه فقط زود برسیم یک چایی گرم با مامان یا دوستمون رو از دست میدیم..

به جای اینکه بریم بیرون و شکوفه ها رو ببنیم دائما فکر میکنیم و فکر میکنیم به هیچ..


میدونید آدم خوشبخت کیه؟..

نه اونیه که تحصیلات داره و نه اونیه که سفر گرون میره و نه اونیه که وقتی بخوای صفر های درامدش رو بشمری از یه جایی به بعد از دستت دربره و مجبور بشی از اول بشماری ..

به نظرم ادم خوشبخت کسی که خودش رو میشناسه

کسی که احساساتش رو نادیده نمیگیره

کسی که غم و اندوه ش رو توی خودش نمیکشه

کسی که خوشحالی و شاد بودن خودش رو سرزنش نکنه..

کسی که وقتی خواست رشته دانشگاهی ش رو انتخاب کنه نگه چون فلان رشته رو همه رفتن و باپرستیژه پس همینو میرم

کسی که وقتی خواست یک لباس بخره اول نظر و علایق خودش رو درنظر بگیره

کسی که هر روز تجربه کنه و زمین بخوره و بلند بشه

کسی که وقتی رسید به 40 سالگی بابت انتخاب هاش به خودش افتخار کنه و در حسرت اینکه چرا در 20 سالگی کلاس موسیقی نرفتم و ساز مورد علاقه ام رو شروع نکردم نباشه

به نظرم جوری باید زندگی کرد که هیچ ای کاش ... نمونه

باید مثل یک کودک زندگی کرد و شوق فوت کردن یک قاصدک رو داشت..





غم اندوهزندگیتلاشدلنوشته
۳۰
۸
صبا سالاری
صبا سالاری
گاهی ذهنم را بر روی کاغذ پیاده میکنم.. عاشق زبان و ادبیات های مختلف؛ و البته نوشتن.. دائماً در جست و جوی کلمات تازه..! مبتلا به ارتباطات!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید