ویرگول
ورودثبت نام
صالح بوعذار. مترجم
صالح بوعذار. مترجمصالح بوعذار. مترجم ادبیات عرب. پژوهشگر ادبی
صالح بوعذار. مترجم
صالح بوعذار. مترجم
خواندن ۱ دقیقه·۱۶ روز پیش

روشنایی. آدونیس

‍ .
۱
«آغاز سخن»

آمد به سویم
چونان چهره‌‌ی غریبی
باری
آن کودک که بودم.

سخنی نگفت وُ رفتیم،
هر دو به هم خیره در خموشی.
گام‌هامان، شطی
که جاری بود غریبانه.
گردمان آوردند ریشه‌ها،
بنام برگ‌های یله‌ در آغوش باد.
از همدگر جدا
و جنگلی گشتیم که می‌نویسدش، زمین
راوی‌اش فصل‌‌ها.
ای کودکی که بودم
پیش‌ آ
چه گرد می‌آورد ما را اینک؟
چه بگوییم؟

#آدونیس
ترجمه:
#صالح_بوعذار
.
۲
«خود مرگ است اینک آسمان»

زمین تویی؛
کنون سرداران تباهی وُ سلاطین بردگی‌ها،
تو را می‌بلعند ذره‌ ذره...
زمین تویی؛
ظلمات می‌درد روشنی را
اینک طعام تو:
خشکیده‌‌نانی،
آغشته به نفس‌های آوارگان وُ تن‌پاره‌های مردگان.
زمین تویی وُ
              بی‌پای‌افزاری
و خاک تو لرزان و جنبان
و هر آنچه بر توست خرقه‌هایی‌ست؛
چونان حجاب‌های آهنینی تلنبار می‌شوند بر سیمای معنا.
آنک
افق به واپس در می‌غلتد به مغاک‌ها
اینک خورشید می‌پرسد:
چیست این میغ گردان گرداگردم؟!
.
#آدونیس
برگردان
#صالح_بوعذار
۳

«رسول ستوه»

سنگ‌هایی از دل‌تنگی‌‌اند وُ گریستن‌؛
درگاه‌های
             کوچه‌های
                             کوی‌مان.
و نگاشته به خشم‌، پنجره‌هاشان.

آه
از کدامین سوی
سمت سیمایم می‌آیی وُ
           به کجا می‌بری دلم
                       ای رسول ستوه؟!
                         
.
#آدونیس
ترجمه
#صالح_بوعذار
۴
می‌پرسم
آیا عشق تنها جایی‌ست
که مرگ نمی‌آیدش؟
.
#آدونیس
ترجمه
#صالح_بوعذار
۵
"حسین بن ضّحاک"

گریستن است زندگانی:
این‌سان‌ گفتند خدایان

من آیا سنگم؟
یا مهی، تهی از بهشت وُ دوزخ؟
یا بقایای غباری؟
کیست که ژرفنای‌ درون پریشانم را گوید:
چرا گریستن نتوانم؟
.
#آدونیس
ترجمه
#صالح_بوعذار
.

۱۲
۲
صالح بوعذار. مترجم
صالح بوعذار. مترجم
صالح بوعذار. مترجم ادبیات عرب. پژوهشگر ادبی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید