
.
هراسان نیام از مرگ؛ بل هراسم آن است بمیرم وُ دگربار تو را نبینم!
.
موجود تنهایی است انسان، هرچند غوغای مردمان احاطهاش کند. به همره وی، کسی جز خودش، مسیر دردش را طی نخواهد کرد.
.
در آن لحظه که آدمی همهچیز را درمییابد، خواهد فهمید که آن لحظهی مرگ است!
.
پدر! چه تلخ است مرگ.
چرا آندورها میمیری وُ رهایم میکنی و میروی.
آیا گذر به کرانهی دگر سهل است چنین؟
بدینجا رهایم میکنی و برمیشوی به سوی پروردگار؟
چرا محبوبان میمیرند و ما دوریم از آنان؟
چرا به گاهِ فراقِ آنان، ما را نمیگویند این واپسین دیدار است تا بسی رهتوشه برگیریم از آنان؟!
ما را وعدهی دیدار نزدیک میدهند. خویش را به پندار دیدار آینده مشغول میداریم و جزئیاتش را میزییم. سپس بیوفایی میکنند و نیرنگ میزنند.
به ناگاه میمیرند وُ ما درون خویش برگرفتهایم آنان را. ازینرو جانهامان زهرآگین میگردند.
پدرا! هرگزت نبخشم بر این اندوه! هرگزت نبخشم!
.
شوق با فراچنگآوردن وصال زایل گردد وُ اشتیاق همره وصال میپاید. همانا تخيّل فراق، اشتیاق را هنگام دیدار دوام میبخشد.
ازاینرو فریبخورده کسی است که گوید: «آسان گیر سختی عشق.» ما او را گوییم: «هر سختی در این هستی آسان نگردد. این صفت عشق است، نه چیز دیگر و بهراستی عشق دردی است در ژرفنای دلها.»
شمایان از فردا هیچ ندانید! به راستی زندگانی تان چیست؟ زندگانیتان بخاریست، دمی نمایان میگردد وُ سپس نیست میشود.
.
حمّور زیاده نویسنده و روزنامهنگاری سودانی است که در سال 1979 در شهر «امدرمان» به دنیا آمد. رمان درویشِ جانشیفته، یکی از آثار مهم و تاثیرگذار در تاریخ ادبیات سودان به شمار میرود. بهسببِ سبک شعری منحصربهفردی که نویسنده از طریق رویدادها، حقایق و شخصیّتها ارائه کرده است و نیز به دلیلِ ادغام وقایع تاریخی با تخیّل ادبی باعث شد تا برندهی جوایز مهم ادبی شود. در سال 2014 برندة جایزهی ادبی نجیب محفوظ شد و در سال 2015 در فهرست کوتاه جایزة بوکر داستانِ عربی قرار گرفت.
رمانِ «درویشِ جانشیفته»، زمان و مکان را در مینوردد و مخاطبِ خود را در میانهی گذشته، حال و آینده شناور میگرداند. روایتِ رخدادها آمیزشی از تاریخ، دین، واقعیّت و خیال است و این آشناییزدایی باعث لذّت و حظّ هنری هرچه بیشتر رمان میشود. از منظر تکنیکی نیز، این رمان بسیار عالیست و نه تنها توصیف شخصیّتها در اوج زیباییست، بلکه تمام توصیفات و فضاسازیها باشکوه، جاندار و باطراوتند. زمان در رمانِ «درویشِ جانشیفته» خطّی نیست بلکه دایرهایست. یعنی روایت داستان، مدام به جلو و عقب کشیده میشود و گاه چندین روایت به موازات هم نقل میشوند.
وقایع رمان به دوران انقلاب مهدی سودان در اواخر قرن نوزدهم، یعنی بین سالهای (1881-1899 میلادی) به ویژه در پایتختِ سودان (خارطوم) که تحت حکومت انگلیسیها بود، میپردازد. محمد احمد بن عبدالله بن فحل (المهدی) (8 اوت 1843 - 21 ژوئن 1885) رهبر و شخصیّت مذهبی سودانی بود که شورش مهدویان علیه حاکمیّت ترکان مصر و انگلیسیها در سودان را رهبری کرد. او موفق شد خارطوم، پایتخت کشور را آزاد کند و ژنرال انگلیسی چارلز گوردون، فرماندار کل سودان را در سال 1885 بکشد و سپس پایتخت را به «امدرمان» منتقل بکند. او در ژوئن 1885 درگذشت و آرامگاه او هنوز در شهر «امدرمان» وجود دارد.
رمان درویش جانشیفته با سقوط خارطوم و شکست حکومت المهدی و رهایی قهرمانِ داستان از زندان آغاز میشود. بخیت مندیل پس از دورانی سراسر شکنجه، بردگی، اسارت و بهرهکشی فیزیکی و روحی رهایی خود را بهدست میآورد. او را در حال شرابنوشی میگیرند و هفتسال در زندان «سایر» بهسر میبرد و سرانجام در سال 1898 با ورود ارتش مصر و انگلیس به سودان آزاد میشود. در این میان دولت مهدی شکست میخورد و حامیان آیین مهدی میگریزند.
قهرمان داستان بخیت مندیل به طبقهای باز میگردد که هیچچیز را به اختیار خود برنمیگزیند بلکه همهچیز بر او تحمیل میشود. از اینرو خشم و خشونت بخیت، بازتابی از خشونت جامعهی اوست و ...
.
#درویش_جانشیفته| #حمور_زیاده | ترجمۀ #صالح_بوعذار
تعداد صفحه: 356. نوبت چاپ اول. بهمن ۱۴۰۴ قطع کتاب: اروپایی. نوع جلد: شومیز.
.
پن: رمان درویش جانشیفته را میتوانید از وبسایت نشر ثالث، پخش چشمه،۳۰ بوک، شهر کتاب پاسداران، شهر کتاب آنلاین، پخش ققنوس، دیدی بوک، رشد اهواز و ... تهیه کنید.
https://www.instagram.com/dr.saleh_boazar?igsh=N3NtY3B4OGtrdHRs
.
آدرس پیچ اینستاگرام👆
.
لینک کانال تلگرام👆