تاملی بر یک صبح ورزشی در بوستان فاتح منطقه9
در یکی از صبحهای پرنشاط ایستگاه ورزشی بانوان، صدای هماهنگ برخورد چوبها در فضا میپیچید. شاید برای یک رهگذر، این تنها بخشی از یک تمرین ورزشی باشد؛ اما من در میان آن ضرباهنگ منظم، داستان دیگری میدیدم. داستان زنانی که هر روز برای قویتر شدن، نه فقط در جسم، بلکه در ذهن و روح خود تلاش میکنند.
سالهاست باور دارم که ورزش فراتر از کالریسوزی، تناسب اندام و مهارتهای حرکتی است. ورزش میتواند بستری برای بازآفرینی اعتماد به نفس باشد؛ فرصتی برای اینکه یک زن دوباره با تواناییهای فراموششده خود آشنا شود و به یاد بیاورد که چه ظرفیت بزرگی در وجودش نهفته است.
من رؤیایی در سر دارم؛ رؤیای شکوفایی هزاران بانوی ایرانی. زنانی که باور کنند میتوانند روی خودشان حساب کنند. زنانی که بدانند توانایی ساختن، آموختن، تغییر دادن و اثرگذاری را دارند. زنانی که به جای محدود شدن در کمبودها، ظرفیتهای خود را ببینند و برای توسعه آنها گام بردارند.
بانوی ایرانی در طول تاریخ نشان داده است که در سختترین شرایط، از خود مایه میگذارد؛ برای خانواده، برای جامعه و برای آینده. اکنون زمان آن رسیده است که بخشی از این سرمایهگذاری را به خود اختصاص دهد؛ به سلامت جسم، آرامش روان، رشد فردی و شکوفایی استعدادهایش.
ایستگاههای ورزشی بانوان تنها مکانی برای انجام حرکات ورزشی نیستند؛ آنها کلاسهای خودباوری، امید و زندگیاند. در این فضاها زنانی را میبینیم که هر روز یک قدم به نسخه توانمندتر خود نزدیک میشوند و همین قدمهای کوچک است که در نهایت مسیرهای بزرگ را میسازد.
من آیندهای را تصور میکنم که در آن، زنان بیشتری ورزش را نه یک تفریح جانبی، بلکه بخشی از هویت و سبک زندگی خود بدانند؛ آیندهای که در آن نشاط، سلامت و خودباوری به فرهنگ عمومی بانوان تبدیل شود.
شاید صدای چوبهای ورزش برای بسیاری تنها یک ریتم ساده باشد، اما برای من این صدا، نوای بیداری تواناییهایی است که سالها در وجود زنان این سرزمین جریان داشته است؛ تواناییهایی که اگر فرصت شکوفایی پیدا کنند، میتوانند نهتنها زندگی یک فرد، بلکه آینده یک جامعه را متحول سازند.
قلم :ثمین مشایخی
نویسنده: ثمین مشایخی