خانم الف·۱۹ ساعت پیشجشن تولد و طعم خوش روزمرگیمیز شام را جمع میکنمظرف ها را میشویملباس ها را که شسته بودم پهن میکنمدستی از روی محبت به سر و روی خانه میکشمکارهایم که تمام شد نگاهی به خود…
خانم الف·۱ روز پیشچراغ ها را من خاموش میکنم......یک صبح زود دیگر بیدارش میکنم و صدای تو در گوشم که مرا بیدار میکنی. زمستان اگر بود سخت تر هم بود. بیدار شدن، لباس پوشیدن، سرویس، مدرسه، غم،…