تولد زیورآلات حال

حال در طی یک مدیتیشن متولد شد با ندایِ غبار غم برود، حال خوش شود و "حالی که جوانه زد"
حال همراه ما میشه که حالمون رو خوب کنه. هر قطعة حال، بیانگر و نمودِ حال ماست که بروز میکنه. با عشق ساخته میشه که مرهم باشه.
مفهوم اولیه حال، نه فقط حالِ خوش، بلکه پذیرفتن هر احساسیه، موندن در زمان حال؛ و در نهایت رسیدن به حالِ خوش.
با حال، فکر میکنیم، حس میکنیم، میپذیریم و در آغوش میکشیم، جوانه میزنیم، رشد میکنیم و لبخند میزنیم.
حالً نسیمِ خنک بهاریه روی صورتت، طلوعِ دلانگیز خورشیده، صدای دریاست و سکوت کویر.
حال صورتی لطیفه. با سایهای از غرورِ بنفش پررنگ و طلایی، و آرامش و شیطنت سبز روشنِ درخشان.
حال در شرایط گذار از یک روحِ آشفته به یک روحِ آروم جوانه زد. ولی بلافاصله به خواب زمستونی رفت؛ شش سال خواب زمستونی.
الان هم دوره گذاره، برای هشتاد میلیون روح آشفته. وقتشه که جوانه حال بیدار بشه و شروع کنه به رشد کردن. شاید دیوونگی به نظر برسه، منطقی نباشه، یا این جوانه باز هم به خواب زمستونی بره و حتی خشک بشه! اما ارزش این رو داره که بهش فرصت داده بشه.
خوشحال میشم که "جواهرات حال" رو در شبکههای اجتماعی (بله، اینستاگرام، تلگرام) دنبال کنید.
سارا نثری