داستانهای اووید و آپولودوروس هر دو از ددالوس و ایکاروس روایتهای جذابی ارائه میدهند، اما تفاوتهای سبکی میان این دو نویسنده کاملاً آشکار است. آپولودوروس، با سبکی ساده و موجز، ماجرا را روایت میکند، در حالی که اووید، در قالبی پر از احساسات و آراسته به سخنوری، عمق داستان را میکاود. با این حال، ادیت همیلتون در روایت خود بیشتر به آپولودوروس وفادار مانده است، احتمالاً به دلیل تمایل به ارائه نسخهای خالصتر و بدون اغراقهای ادبی.
ددالوس، معمار برجستهای که هزارتوی مینوتور را برای شاه مینوس در جزیره کرت طراحی کرد، در میان این شاهکار خود نیز گرفتار شد. او به آریادنه کمک کرد تا تزئوس را از هزارتو نجات دهد. وقتی مینوس فهمید که اسرار این هزارتو فاش شده است، خشمگین شد و ددالوس و پسرش ایکاروس را در همان هزارتو زندانی کرد. این عمل خود گواهی بر مهارت ددالوس در طراحی این مکان بود؛ چرا که حتی خود او نیز بدون راهنما قادر به خروج نبود.
ددالوس، که ذهن خلاقش هیچگاه از کار باز نمیماند، برای رهایی از این زندان، به پسرش گفت که زمین و دریا مسدود است، اما آسمان همچنان باز است. او دو جفت بال از پر و موم ساخت و پیش از پرواز، به ایکاروس هشدار داد که ارتفاعی مناسب را حفظ کند؛ نه چندان بالا که گرمای خورشید موم را ذوب کند و نه چندان پایین که رطوبت دریا به بالها آسیب بزند.
اما شور و هیجان جوانی ایکاروس، هشدارهای پدر را بیاثر کرد. او مست از لذت پرواز، بالاتر و بالاتر اوج گرفت تا اینکه گرمای سوزان خورشید، بالهایش را نابود کرد. ایکاروس سقوط کرد و به دریا افتاد، جایی که موجها برای همیشه او را بلعیدند. ددالوس، دلشکسته از مرگ فرزندش، به سلامت به سیسیل رسید و در آنجا مورد استقبال شاه آن سرزمین قرار گرفت.
شاه مینوس، مصمم به دستگیری ددالوس، اعلام کرد که هرکس بتواند نخ را از میان صدفی پیچدار عبور دهد، پاداش بزرگی دریافت خواهد کرد. ددالوس، با استفاده از هوش سرشار خود، نخ را به مورچهای بست و مورچه را وارد صدف کرد. مورچه پس از عبور از تمام پیچوخمها، نخ را به سمت دیگر برد. مینوس که متوجه شد این کار فقط از ددالوس برمیآید، به سیسیل رفت تا او را دستگیر کند. اما شاه سیسیل حاضر نشد ددالوس را تسلیم کند و در نبردی که درگرفت، مینوس کشته شد.
این داستان نه تنها درباره خلاقیت و هوش استثنایی ددالوس، بلکه درباره غرور و نافرمانی ایکاروس، و در نهایت تقدیر و پیامدهای آن سخن میگوید؛ موضوعاتی که همچنان در ادبیات و هنر الهامبخش هستند.
شما را دعوت میکنم مابقی داستان را در صفحه ددالوس در سایت تحوت بخوانید و بشنوید.
