
آیا بکلاگ شما تبدیل به یک سطل آشغال بزرگ شده است؟
تصور کنید تیم توسعه محصول شما مشغول ساختن چیزی است که فکر میکنید ارزشمند است، اما هر بار که محصولی بیرون میآید، ذینفعان میگویند: "این آن چیزی نیست که من میخواستم!" این کابوس بسیاری از مدیران محصول است. در واقع، مشکل اغلب در مدیریت ضعیفِ بکلاگ محصول (Product Backlog) و برنامهریزی ضعیف انتشار است.
ما در این پست، دقیقاً به سراغ قلب تپنده این مسئله در کتاب کلیدی «The Professional Product Owner» اثر دان مکگریل و رالف یوکام، یعنی بخش سوم: تحویل ارزش (Delivering Value) میرویم و دو فصل حیاتی آن، یعنی فصل ۷ و ۸ را موشکافی میکنیم.
بکلاگ محصول فقط یک لیست کارهای قابل انجام (To-Do List) نیست؛ بلکه یک سند زنده، اولویتبندی شده و منبع اصلی کار تیم توسعه است. مدیریت حرفهای بکلاگ به معنای اجرای مستمر و منظم فرآیندی به نام پالایش بکلاگ (Backlog Refinement) است.
اولویتبندی پویا:
هر آیتم در بکلاگ باید دارای یک رتبه (Order) باشد. اولویتبندی نباید صرفاً بر اساس "چه کسی فریاد بلندتری میزند" باشد، بلکه باید بر اساس ارزش کسبوکار، ریسک، وابستگیها و ضرورت باشد.
ابزارهایی مانند WSJF (Weighted Shortest Job First) میتوانند برای ایجاد یک اولویتبندی کمی و عینی کمک کنند.
برای مطالعه بیشتر میتونید به این پست که قبلا گذاشتم مراجعه کنید : بکلاگ محصول؛ از آشفتگی تا تمرکز: معرفی ۵ متد برتر اولویتبندی
جزئیات کافی (Just Enough Detail):
آیتمهایی که قرار است در اسپرینت بعدی اجرا شوند، باید کاملاً شفاف، قابل تخمین و دارای معیارهای پذیرش (Acceptance Criteria) باشند.
آیتمهای پایینتر بکلاگ میتوانند در سطح بالاتری (مانند داستانهای کاربری بزرگ یا Epic) باقی بمانند. مهم این است که آیتمهای بالاتر همیشه آماده باشند.
مالکیت و مسئولیت:
تنها مالک محصول (Product Owner) مسئول نهایی محتوای، در دسترس بودن و ترتیب آیتمهای بکلاگ است. با این حال، پالایش بکلاگ یک کار تیمی است و باید با حضور تیم توسعه انجام شود.
بکلاگ سالم، بکلاگی است که مرتباً با چشمانداز محصول همسو میشود و تضمین میکند که تیم همیشه روی مهمترین کار کار میکند.
برنامهریزی انتشار، پلی استراتژیک میان اهداف بلندمدت (Vision) و کارهای کوتاهمدت (Sprint) ایجاد میکند. این یک تعهد قطعی نیست، بلکه یک پیشبینی آگاهانه از زمان ارائه مجموعهای از ویژگیهای با ارزش است.
تعیین دامنه انتشار (Release Scope):
انتشار باید مجموعهای از آیتمهای بکلاگ باشد که در کنار هم یک ارزش قابل استفاده برای مشتری را ارائه دهند. انتشار نباید صرفاً نتیجه نهایی چند اسپرینت متوالی باشد، بلکه باید یک نقطه عطف ارزشمند باشد.
تخمین مبتنی بر سرعت (Velocity-Based Forecasting):
با استفاده از سرعت تاریخی تیم (متوسط میزان کار تکمیل شده در اسپرینتها)، مالک محصول میتواند تخمینی واقعبینانه از اینکه چه زمانی میتوان ویژگیهای مورد نظر را تحویل داد، ارائه دهد.
[(کل امتیاز/اندازه آیتمهای مورد نظر در انتشار) تقسیم بر (میانگین سرعت تیم) = تعداد اسپرینتهای مورد نیاز.]
مدیریت انتظارات ذینفعان:
برنامهریزی انتشار ابزاری قدرتمند برای مذاکره است. اگر ذینفعان نیاز به ویژگی X زودتر از موعد دارند، مالک محصول باید نشان دهد که این به معنای حذف یا به تأخیر انداختن کدام ویژگیهای دیگر (Y یا Z) خواهد بود.
برنامهریزی انتشار، ابزاری برای شفافسازی و مدیریت تعهدات است. این کار تضمین میکند که تیم فقط روی ویژگیهایی کار کند که در نهایت به دست مشتری خواهند رسید.
مدیریت بکلاگ و برنامهریزی انتشار دو روی یک سکه هستند: مدیریت روزانه جزئیات و دید بلندمدت برای ارائه ارزش مستمر. مالک محصول حرفهای با تسلط بر این دو حوزه، اطمینان میدهد که تلاشهای تیم مستقیماً به اهداف کسبوکار و رضایت مشتری منجر میشود.
محمد امین ستوده
حالا نوبت شماست!
شما در مدیریت بکلاگ با چه چالشهایی روبرو هستید؟ آیا از روش خاصی برای اولویتبندی استفاده میکنید؟ تجربیات خود در مورد برنامهریزی انتشار را در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید.