ویرگول
ورودثبت نام
کی باید باشم؟
کی باید باشم؟
کی باید باشم؟
کی باید باشم؟
خواندن ۱ دقیقه·۴ روز پیش

من راه میروم همانطور که باید راه بروم

با یک جای خالی و نصفه شکلات نشسته ام در کافه ای که یک کافه است. چیزی که خواننده میخواند آنقدر ناواضح است که میتواند هر چیزی که میخواهم بشنوم باشد. مزه ای که در دهنم مانده گس است. زنی که اینجا روی صندلی نشسته لباس دختر دیروز را پوشیده اما کس دیگریست. مطمعن تر، واقع گرا تر، آرام تر، ماشینی تر و کسی که کمتر میترسد. نگاه ها همچنان اذیتش میکند اما میتواند خیره، چشم در چشم نگاه کند و از چیزی خجالت نکشد.

قهوه ی امروز مثل زهرمار تلخ و سیاه بود و یخ هایش زود آب شد. خستگی ام را نشُست؛ خسته ترم کرد.

یک گلدان آبی بلوری کمرنگ تر از آنکه شکست روی میز است. کمرنگ تر، کوچک تر و آماده برای شکسته شدن.

امید به پیدا شدن در کوچه ای تاریک، سر پا نگهم میدارد. زندگی چیزی نیست که بتوان بر آن تاخت و تصاحبش کرد. این را کم و بیش میفهمم. میفهمم که نمیتوانم به زور پیدا شوم. پیدا کنم.

باید صبور بود. باید کوچه ها را گشت. در کوچه ها ماند. به قول یاد تو، باید دندان بر جگر خسته بست و رفت.

من نازلی نیستم، دختر بیرون آمده از دل پینترست نیستم، روباه نارنجی تو نیستم، سنجاب نیستم، همه ی اینها هستم و نیستم.

هر جا که دویدم، فرار کردم و نماندم باید میرفتم. هنوز جاده چیزی از من میخواهد.

به این اطمینان نیاز دارم تا تکه هایم کنار هم بمانند.

دختر
۷
۰
کی باید باشم؟
کی باید باشم؟
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید