ویرگول
ورودثبت نام
کی باید باشم؟
کی باید باشم؟
کی باید باشم؟
کی باید باشم؟
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

نچ

دوباره دوست ندارم بنویسم. حوصله ام سر رفته. امروز واقعا ( نمیدانم چی ولی یک چیز بد) بودم. یعنی بجز چیزی که هر روز هستم امروز با خودم حال نمیکردم. کله ام بدجوری خراب بود و نمیفهمیدم دقیقا چه مرگم است. نه قهوه، نه زدبازی، نه هیچ چیز دیگر نتوانست من را تبدیل به چیزی کند که شبیه آدم است. پارک بامزست. امروز بد قلقم و قوز میکنم. دوست دارم با فحش جواب مردم را بدهم. تویی که با فامیل (و علامت تعجب و عصبانیت) صدایم زدی؛ نمیتوانم پیامک بدهم، تلگرامت را چک کن. دلم برای وقت گذراندن با تو تنگ شده است. هر چند حالا میتوانم دلتنگت باشم چون آن متن ها را دیگر نمینویسی. که به هیچ جایت.

اینقدر آدم ها عجیبند و اینقدر مغزم زر میزند و من را تخریب میکند که خسته شدم. اصلا همینکه بین مردم راه میروم خسته میشوم.

پنج درصد شارژ دارم. نه کاشکی بیشتر. ضعف کردم. تقصیر قهوه.

خب حالا که چرت و پرت گفتم بهترم. یکجور اعتماد به نفسی میدهد که اگر لهم پس لهم.

ماکارانی پختم. با آرامش. بدون آتش گرفتن لباسم، ابروهایم یا آشپزخانه. خمیر شد اما من خمیر دوست دارم.

شد سه درصد. فردا قرار است خوشگل کنم.

امروز که دنبال معنی میگشتم دیدم اینکه فکر میکنم چیزی معنی دارد خنده دار است. معنی یعنی بیشتر راضی بودن و خب با همینی که دارم نمیتوانم راضی باشم؟ شر و ور نگو.

چرا گوشی خاموش نمیشود؟ راستی چرا بعضی وقت ها از آدم هایی که کنارشان راحتم دور میشوم؟ چرا یکهو اینقدر غریبه میشوم؟

یک لحظه خیلی عاشقم یک لحظه نه. یک لحظه میدانم چه میخواهم و فردایش نه. یک لحظه خودمم و یک لحظه کسی که خودم را میبیند. بعضی وقت ها به کسی فقط میتوانم اعتماد کنم که از من متنفر است یا باعث می‌شود از خودم متنفر شوم.

توروخدا ذخیره شو الان خاموش

دوستآدماعتماد
۰
۰
کی باید باشم؟
کی باید باشم؟
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید