بعد از مدت طولانی به نوشتن برگشتم، اما در پلتفرمی متفاوت. تقریبا بیشتر از دو سال بود که هرشب یا یک شب در میان، در کاغذ های A5 یا A4، کلاسور یا دفترهایی که از دکه های خیابان انقلاب خریده بودم؛ مینوشتم. تقریبا همهی نوشته ها را دارم. با این همه خیلی کم پیش میامد که آنها را برای دوستانم یا حتی برای خودم بخوانم.
حالا به تصمیمی که مدت ها پیش برای خودم گرفتم میخواهم عمل کنم! نوشتن بیپروا و منتشر کردن آنها. اگر بتوانم این تصمیم را ادامهدار کنم قرار است که فکرها، ایدهها، داستانها و حتی مکالماتی که در ذهنم رخ میدهد را بنویسم.

این فکر بارها و بارها قرار بود اجرا شود ولی هربار خودآگاه یا ناخودآگاه از آن پس میکشیدم. حتی یکبار به باز کردن یک وبلاگ شخصی خیلی نزدیک شدم؛ ولی دوباره نافرجام ماند.
چیزی که مرا برای این عمل جدی کرد، ورود به صورت ناشناس بود تا بتوانم به شکل صادقانه تری متنهایم را وارد کنم. چون خودم را میشناسم و برایم هنوز سخت است کنار دیگران خودسانسوری نکنم. شاید از جوانیام که بگذرد بتوانم خودم را معرفی کنم.

در انتها میگویم این صفحه برای انتشار متنهای شخصی است، که ممکن مخاطب زیادی نداشته باشد. اما اگر متوجه شوم کسی این نوشته ها را میخواند قطعا خوشحال میشوم.
___بِـــــدرود___