اخیراً لطف یکی از شرکتهای همکار شامل حال من شد و از سوی مدیرعامل مجموعه ایده (ideaco.ir)، آقای مهندس عربشاهی، تقدیرنامهای به بنده اعطا شد که در آن به فعالیتهای مرتبط با توسعه آموزش سازمانی و تلاش در مسیر مکانیزهسازی فرایندهای آموزشی اشاره شده بود.

دریافت این تقدیرنامه، فارغ از شیرینی طبیعی هر نوع تأیید حرفهای، برای من بیشتر از آنکه حس افتخار ایجاد کند، موجب تأمل شد. چند روزی به این فکر میکردم که واقعاً آنچه ما در حوزه آموزش و توسعه سرمایه انسانی انجام میدهیم، چه ماهیتی دارد؟ آیا صرفاً در حال اجرای دورهها هستیم یا در حال ساختن یک نظام یادگیری؟
واقعیت این است که آموزش سازمانی اگر به برگزاری کلاس و صدور گواهینامه محدود بماند، تأثیر آن کوتاهمدت و اغلب غیرقابل اندازهگیری خواهد بود. آنچه امروز اهمیت دارد، عبور از «اجرای آموزش» به سمت «حکمرانی آموزشی» است.
حکمرانی آموزشی یعنی:
بدانیم هر آموزش بر اساس چه نیازی تعریف شده است،
بتوانیم اثر آن را بر عملکرد بسنجیم،
مسیرهای یادگیری را به رشد شغلی متصل کنیم،
و بر اساس داده تصمیم بگیریم، نه صرفاً تجربه و حدس.
در این مسیر، مکانیزهسازی فرایندها یک انتخاب لوکس نیست؛ یک ضرورت است. اما مکانیزهسازی را نباید صرفاً معادل استقرار یک سامانه دانست. تجربه ما نشان داده است که تحول واقعی زمانی رخ میدهد که فرایندها بازنگری شوند، نقشها شفاف شوند و آموزش از یک فعالیت اجرایی به یک ابزار مدیریتی تبدیل شود.
البته این مسیر بدون چالش نیست. تغییر همیشه با مقاومت همراه است. گاهی تصور میشود که شفافیت بیشتر یا ثبت دادهها، کار را پیچیدهتر میکند. اما در عمل، اگر نگاه راهبردی وجود داشته باشد، همین ابزارها به کاهش خطا، افزایش انسجام و تصمیمگیری دقیقتر منجر میشوند.
در نهایت، به این نتیجه رسیدم که ارزش هر تقدیرنامهای نه در قاب آن، بلکه در یادآوری مسئولیتی است که بر عهده داریم؛ مسئولیت ساختن نظامی که یادگیری را به بخشی از DNA سازمان تبدیل کند.
و شاید مهمترین نکته این باشد که تحول در آموزش، پیش از آنکه فناورانه باشد، نگرشی است.