شرح مناجات شعبانیه | بخش سوم | شیخ حسنعلی نجابت

بسم الله الرحمن الرحیم

بخش اوّل شرح مناجات شعبانیه را بخوانید...
بخش دوم شرح مناجات شعبانیه را بخوانید...

سؤال از نعمت

ابوحنیفه ایرانی است، وارد شد بر حضرت صادق سلام‌الله‌علیه، خاضع بود برای حضرت صادق از باب این‌که استادش بودند. خدا [در قرآن فرموده که] سوال می‌کند از نعیمی که داده، «ثُمَّ لَتُسئَلُنَّ یَومَئِذٍ عَنِ النَّعِیم». آقا فرمودند: نعیم چیست؟ [ابوحنیفه] گفت: خب همین گندم را خدا داده، کبک را خدا داده، روغن صحیح را خدا داده، زعفران، قند، نبات، میوه، لباس خوب، خانۀ خوب، بچه‌های خوب، این‌ها همه نعم خدا هستند.

آقا حضرت صادق سلام‌الله‌علیه فرمودند: اگر تو بروی مهمان کریم بشوی، ده روز یا سه روز که شرعاً سه روز مستحب است؛ سه روز بروی خانۀ کریم وارد بشوی همراه خودت برداری غذا و خوراکت را ببری، این صاحبخانه بدش نمی‌آید؟ گفت: چرا! فرمودند: آن نعمتی که سوال می‌شود از آن، نعمت محمد و آل محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله است. آن‌که سوال می‌شود عقل و شعورت است.

به نفسِ خود نگاه کنیم

پروردگارا به تحقیق من جرأت پیدا کردم به نفس خودم نسبت به نگاه کردن بر صحیفۀ اعمال خودم، فهمیدم که برای نفس من وبال و چاهِ تاریک و ظلمت است اگر نیامرزی نفسم را. پروردگارا به تحقیق من جرأت پیدا کردم بر نفس خودم که نگاه کنم به کیفیت نفس خودم، ببینم از خیرات چه به دست آورده و از معارف چه به دست آورده و از اطاعت چه به دست آورده. ابتداءً شخص به نفسِ خودش مراجعه نمی‌نماید، ولی من جرأت پیدا کردم بر نفس خودم و نگاه کردم به نفس خودم. جرأت دادم به نفس خودم، مراجعه کند ببیند خیرات چیزی از دستش صادر شده یا نشده؟ چون جرأت پیدا کرده بودم و غفلت داشتم، دیدم اگر نیامرزی تو نفسم را چاه برای نفسم هست؛ یعنی خطر بزرگی است اگر نیامرزی مرا.

دوام نیکیِ خداوند بر ما

پروردگارا! من دائماً از اوّل روزی که بافهم شدم و قبل از بافهم شدنم، نیکیِ تو بر من در دوران حیاتم دوام داشته و از عنایات خاصّۀ تو محروم نبوده‌ام. پروردگارا قطع نفرما نیکویی خودت را بر من هنگام مرگ و بعد از مرگ. پروردگارا! به چه نحو و به چه جهت مأیوس شوم من از نیکویی نظر تو بر من بعد از مرگِ من با این‌که حضرت‌عالی نشان ندادی بر من مگر نیکویی را در زندگی و حیاتم و هرگز تو برای من غیر از خیر و صلاح نخواستی.

پروردگارا! از موقع شیرخوارگی من تا الان هرگز حسن و خوبی تو زائل نشد از من. دائماً خوبی می‌کردی با من؛ از اوّل طفولیّت تا الان تا موقع مردن دائماً خوبیِ تو به من نازل می‌شد. صبح که از خواب بلند می‌شوم سلامتی مزاج، سلامتی قوا، سلامتی فکر، سلامتی عقل، سلامتی دین، سلامتی قوای عادی در کارهای عادی، همه قِسم نِعم جدید تو در کالبد من مستقرّ است. پس مادامی که برّ تو و نیکویی تو و احسان تو در ایّام حیات من دوام داشته و دوام دارد، پس قطع نفرما ای پروردگار عالم نیکویی‌های خودت را از من در موقع مرگ من؛ البته نه منحصر است به وقت مرگ، وقت مرگ و عالم برزخ و عالم قیامت کبری قطع نفرما ای پروردگار غنی نیکویی‌های خودت را از من در موقع ممات من الی یوم القیامة.

شرح مناجات شعبانیه شیخ حسنعلی نجابت (ره)
شرح مناجات شعبانیه شیخ حسنعلی نجابت (ره)

ناامیدی از رحمت خداوند؟

پروردگار عالَم! چطور مأیوس بشوم من از نظر تو بعد از مرگ من؟ و حال آن‌که تو ولیّ من نبودی مگر ولیّ نیکو. تو متصدّی در کارهای من نشدی مگر به نحو خوبی. جمیل نشانم می‌دادی، یعنی از خواب که بلند می‌شدم با پدر و مادر مرا خوش‌دل قرار می‌دادی، رأفت مادر و پدر در دل من بود، رأفت من در دل پدر و مادر بود. دوستانْ مرا دوست می‌داشتند و من هم آن‌ها را دوست می‌داشتم. در حال حیاتِ من این‌جور بود، در حال ممات من چگونه مأیوس بشوم از تو؟

چقدر بی‌عقلم اگر مأیوس بشوم در حالتی که در این نشئه زندگی فعلی غیر از نظر صحیح و کارهایی که مورد ترقّی من هست با من معامله نکردی، من را در فشار نگذاشتی، مرا در کودنی نگذاشتی، مرا در جهالت صِرف نگذاشتی، زیر بغلم را گرفتی از طفولیّتم تا الان که سن من به این‌جا رسیده هرچه به من عطا کردی و هرچه برای من خواستی همه‌اش خوب بوده. تو در دنیا متصدّی من بودی به نحو احسن و به نحو جمیل و من از تو پروردگارا در این دنیا غیر از خوبی ندیدم، چطور آدم از چنین منعمی که غیر از خوبی در این نشئه نشان به من نداده بیاید امیدش را در نشئه دوم بر دارد بگوید فردا چه می‌شود؟

یک نفر آمد محضر حضرت ختمی مرتبت صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، عرب بدوی بود و تازه هم اسلام آورده بود؛ تا محضر شریف آقا وارد شد عرض کرد: یا رسول الله! فرمودند: بگو. عرض کرد: فردا سر و کار ما با کیست؟ آقا حضرت ختمی مرتبت فرمودند: با کریم است! بنا کرد رقصیدن! گفت هیچ غمی دیگر برای من نمی‌ماند. این‌جا خوبی، آن‌جا هم که خوبی، دیگر آدم غمش چه چیزی است؟

مرجع و ملاذ، کریم است...

این‌جا دار کسب است ولی این‌جا غیر از خیر برای من هیچ چیزی نخواستی. هرچه تو خواستی برای من آبروی مرا حفظ فرمودی. هرچه خواستی برای من سعادت من را تأمین می‌فرمودی. این‌جا که این‌جور است، نشئه دوم خدا استغفرالله عوض می‌شود؟! غیر از خوبی هیچ چیزی ندادی بیرون، حالا خود به خود دیوانه شده‌ام برگردم امیدم را از تو بردارم؟

مرا با شرف فرمودی، بوی نشئه دوم را به من رساندی، مزۀ آن را به کامم چشاندی، ذوق به من دادی، حالا در نشئه دوم که همه از همه کار منعزل‌اند و فعالیت منحصر به ساحت قدس ربوبی‌ست و آن‌جا پروردگار جلیل جزا می دهد، آن‌جا می‌آید شپش‌کشی کند؟ استغفرالله اگر تو فلان کار کردی صفرت بدهم، اگر...

مرجع و ملاذ، کریم است یعنی چه؟ یعنی مفت به آدم می‌دهد، مفت مفت مفت...


إِلٰهِى قَدْ جُرْتُ عَلىٰ نَفْسِى فِى النَّظَرِ لَها فَلَهَا الْوَيْلُ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَها. إِلٰهِى لَمْ يَزَلْ بِرُّكَ عَلَىَّ أَيَّامَ حَياتِى فَلا تَقْطَعْ بِرَّكَ عَنِّى فِى مَماتِى. إِلٰهِى كَيفَ آيَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لِى بَعْدَ مَماتِى وَأَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِى إِلّا الْجَمِيلَ فِى حَيَاتِى


شرح از فقیه مجاهد حضرت آیت‌اللّه العظمی حاج شیخ حسنعلی نجابت شیرازی رحمه‌اللّه