خب از امروز میخوام شروع کنم توی ویرگول نوشتن و هنوز نمیدونم باید چی بنویسم ولی از بی حرفی و ناپدید بودن بهتر امروز رفتم امتحان منطق دادم و برگشتم و نون تازه گرفتم اولین تلاش هام برای کنار گذاشتن اضطرابمه با خودم خیلی کلنجار میرفتم این چندوقت که خودم برم توی میدون و نون بگیرم و نمیدونم چرا این مسائل کوچیک الان گام های بزرگی برای کنار گذاشتن این ترس و اضطراب کوفتی تلاش های اولم بیرون رفتن از خونه است از تابستون پارسال سعی کردم با دوستم بیشتر برم بیرون و با نگاه مردم اوکی بشم
برزگترین مسئله این چندوقتم همش همین دست وپنجه نرم کردن با این اضطراب و ترس
اگر کسی این رو میخونه بگید چجوری بیرون از خونه همه چی براتون عادیه؟