مسلما قطعی اینترنت خیلی به کسب و کارهای مختلف آسیب میزنه. حتی دانشجویان که قراره آینده مملکت رو بسازن متاثر میشن!
اما من تجربه خودمو میخوام بگم!
میدونم که قرار نیست شما هم با من در این باره هم عقیده باشید. من اجازه نمیدم تحت تاثیر اخبار قرار بگیرم. معمولا اخبار رو اگه قرار باشه بخونم از چند منبع دنبال میکنم و با فرضیه های ذهنی خودم هم استنتاج میکنم تا فریب و گول مقصود نویسنده و ناشر رو نخورم.
من روزانه با نصب پکیج های مختلف یا به روز رسانی های مختلف سر و کار دارم. شما هم مثل من حتما تجربه روزگار اینترنت دایال آپ و روند کند علم رو دارید.
من حس میکنم به دورانی وارد شدم که ترس و اضطراب عقب افتادن از علم روز وجود نداره!
لازم نیست محتوا برای شبکه اجتماعی لینکدین تولید کنم و فرصتهای شغلی و پروژه های احتمالی حوزه خودم رو بالا پایین کنم.
من عاشق گیاهان و ادبیات هستم. در این دوران به داستان و ادبیات و دقت در حال و روز گیاهان رو کردم.
استرسِ مواظب باش پروژه سر وقت برسه، آنلاین بودن پروژه رو بررسی کن، نیازهای مشتری و پروژه رو پیدا کن! و هزارتا استرس دیگه که ناشی از ناکافی بودن به واسطه اتصال به اینترنت نبود.
زندگی مثل حرفای توی بعضی از کتابها، کند شده بود و جریان همیشگی خودشو داشت. قبلاً زندگی مثل مزه غذای حاضری و فست فودی بود اما توی این هفته قبلی که توش بودیم و هفته کنونی که توش هستیم، مزه غذای چند ساعت پخته و افتاده رو داره.
نه خبری از به روز رسانی های امنیتی پروژه ها بود. نه ناراحتی از سرعت پایین اینترنت و وصل شدن و دانلود و نه مشکل قطعی وصلی فیلترشکن ها!
من چندتا اپلیکیشن کتاب بود که خیلی وقت بود روی دستگاهام خاک میخورد و قبل از قطعی اینترنت پاکشوما کرده بودم 🤣. باهاشون آشتی کردم و طاقچه و فیدیبو رو هم نصب کردم.
یکی از دغدغه های من از سالهای خاتمی و روشن فرهنگ و هنر دوری مردم از کتاب و مجله بود و هست. اون روزها میدیدم که تاوان این دوری کردن از کتاب ارزان رو باید بدیم.

«داستان همراه ۸ (ایرانی)» را از طاقچه دریافت کنید
https://taaghche.com/audiobook/32943
حالا ممکنه وقتش برامون نباشه یا انگیزه ش یا پولش! البته کتابها و مجله های خوب هم کم شدن. اون وقتا هنوز احمدی نژاد نیومده بود و فرهنگ و ادب به بی ریختی الان نبود. روزنامه ها ستون داستان داشتند و صفحات فرهنگ و هنر و ادب واقعا خواندنی و ملموس بودن.
شاید از آلودگی که اسم ببرم به آلودگی هوا فکر کنید. اما جدا از آلودگی هوا که قدیم مختص تهران و شهرهای صنعتی در ایام خاصی از سال هم بود، آلودگی بصری و صوتی و ... هم هست.
در گذشته ساختن خونه ای بالاتر از خونه همسایه بد بود. چون موجب عدم نورگیری ساختمان همسایه میشد. اما الان ساختمانهایی هستند که نور نمیگیرند و سهمشون از فضای بیرونی یک حیاط خلوت بدون نور آفتابه!
اوضاع قرار بدتر از اینها بشه و اتاقهای بزرگ قدیمی تبدیل به خونه هایی برای وضعیت گرانی آپارتمان در تهران شوند.
ادامه شو درباره خاتمی میخوام بنویسم که بزودی این کار رو انجام میدم.

اخر قصه
امیدوارم با این تجربهای که من داشتم بتوانم تعادل بهتری در زندگیم ایجاد کنم. نمیدانم شاید شما هم درسها و تجربه های بهتری نسبت به من داشته باشید. برایم در نظرات بنویسید.
من در فکر خرید اینترنتی ایران ماسک یا همان ... بودم که خبر آمد هر کی داشته باشه و بگیریم حتی برای استفاده شخصی ۶ ماه تا دو سال حبس داره و ازش میگیریم و درج در پرونده ش میکنیم و احتمالا هم جریمه.
جالبیش اینه اینجا یعنی ایران هر چی رو بگن ممنوعه به وفور وارد میشه و ... . تازه خبر رسیده مدلهای جدیدش کوچکتر و ارزونتر خواهند بود.
حالا اگه من هم نگرفتم همسایه ها بگیرید که با هم استفاده کنیم. 😉
اینا چرا نمیخوان درس بگیرند از این ماجرا!
دوست دارم بازم بنویسم، خیلی وقت بود از سال ۸۸ دیگه وبلاگ نویسی نکرده بودم. شاید شروع بشه، بهار نزدیکه!🌹