درود بر تو، درود بر تویی که سرزمین ایران از نامت ریشه میگیرد.
در اساطیر، تو اولین پادشاه ایرانی که نامت ایرج است، همریشه با ایران و آریا به معنای آزادگی و شرافت، یعنی دقیقا همان چیزی که در خون خودت بود و گویا از خون تو در رگهای اساطیری ایران جاری شد.
وقتی که فریدون (پدرت) زمین را به سه بخش تقسیم کرد ایران به عنوان بخش میانی سهم تو شد، بخش غربی سهم برادر اولت (تور)، و سهم شرقی سهم برادر دومت (سلم) شد.
اما چه برادرانی که خالی از هر برادرانگی حقیرانه میخواستند ایران قلمرو پادشاهی تو نباشد، که تو پادشاه ایران نباشی، که تو اصلا نباشی.
و تو آنقدر بزرگ بودی که خواستی فرمانروایی ایران را به آنها بدهی، ولی برادریات را با آنها از دست ندهی... و آنها که حتی بودنت را تاب نداشتند چه برسد به برادریات، خونت را به زمین ریختند.
در آن روزگار، تو نمیدانستی که سالها بعد شاهزادهای از تبار ایرانی میآید که در شرافت و پاکی و آزادگی مثل تو است و خونش که بر زمین میریزد گویا تبلوریست دوباره از خون تو که زندگی از آن میروید.
به باور من، تو در وجود منوچهر (نوهات) ادامه نداشتی که انتقامت را از سلم و تور گرفت، بلکه سالها و سالها بعد روح سیاوش بود که تو را ادامه داد.
نویسنده: شبنم حکیم هاشمی
