
مرگ پایان کبوتر نیست. انسانها تا زمانی که نامشان, یادشان و تاثیر حضورشان در این دنیا جاری است، زندهاند. این صفحه، یک سوگواری نیست؛ بلکه جشنی است برای به یاد آوردن زندگیِ انسانی شریف، پویا و دوستداشتنی؛ برادرم محمدجواد شادنیا.
من این فضا را ایجاد کردم تا قاب کوچکی باشد برای ثبت داستان زندگی او، باورهایش، خدماتی که به جامعه و اطرافیانش کرد، و تمام آن لحظات روشنی که با حضورش به جهان ما بخشید. او دنیا را با عینک خودش میدید، به انسانها عشق میورزید و ردپایی از مهربانی و تلاش از خود به یادگار گذاشت.
جواد در ۱۶ شهریور ۱۳۴۳ چشم به جهان گشود. از همان دوران کودکی و نوجوانی، روحیهای پرسشگر، دغدهمند و خلاق داشت. او نگاه متفاوتی به زندگی داشت؛ زندگی را یک فرصت کوتاه برای یادگیری، تجربه کردن و اثرگذار بودن میدانست.

مسیر زندگی او همیشه هموار نبود. جواد به خاطر روحیات آزادیخواه و دغدغههای اجتماعیاش، در جوانی با خزان اجباری و حصارهای تنگ زمانه روبرو شد و پنج سال از بهار عمرش در بند گذشت؛ دورانی سخت که با صبوری از آن عبور کرد اما هرگز پویایی و انگیزهاش را برای ساختن آینده از دست نداد. او پس از گذر از این طوفان، پرقدرتتر از قبل به دنیای علم و تخصص بازگشت و تحصیلات و فعالیتهای حرفهای خود را در رشته زمینشناسی ادامه داد تا نشان دهد هیچ سدی نمیتواند مانع رشد یک ذهن پویا شود.
بزرگترین سرمایه هر انسان، تاثیری است که روی جهان و آدمهای اطرافش میگذارد. جواد در طول سالهای فعالیت تخصصی خود در حوزه زمینشناسی، بهویژه در بخش مدرن و کلیدی «رقومیسازی (دیجیتالی کردن) نقشههای جغرافیایی»، کارهای ماندگار و ارزشمندی انجام داد.
او با تکیه بر دانش و پشتکار خود، شرکت «آریا زمین رایانه» را در خیابان لارستان تهران پایهگذاری کرد؛ مجموعهای که به بازویی توانمند در پروژههای ملی تبدیل شد. بخشی از کارنامه پربار و خدمات برجسته جواد عبارت است از:
تولید نقشههای رقومی ملی: مدیریت و اجرای پروژههای متعدد تولید نقشههای دیجیتال برای سازمان زمینشناسی کشور.
مدیریت پروژه فرهنگی و علمی: عهدهدار شدن و به سرانجام رساندن مدیریت پروژه تولید کتاب برای دومین کنگره بینالمللی معدن سازمان زمینشناسی.
تسهیل دسترسی به دادههای جغرافیایی: دریافت نمایندگی رسمی فروش فایلهای نقشه، عکسهای ماهوارهای و تصاویر هوایی از بزرگترین ارگانهای متولی کشور، از جمله سازمان زمینشناسی، سازمان نقشهبرداری و سازمان جغرافیایی ارتش.
جواد فلسفه زندگیاش را در «انسانیت، اخلاق و وجدان کاری» خلاصه کرده بود و با همین نگاه، تخصص خود را در مسیر خدمت و ارتقای دانش کشور به کار گرفت.







در کنار تمام موفقیتهای کاری، زندگی شخصی جواد آمیخته با صبوری در برابر یک غم بزرگ و جانکاه بود. پس از جدایی از همسرش، بزرگترین چالش زندگی او آغاز شد؛ دوری اجباری از تنها پسرش که حق دیدار با او از سوی مادر سلب شده بود. جواد سالها سنگینی این دلتنگی بزرگ را به دوش کشید و آرزوی در آغوش کشیدن فرزندی را داشت که در روزهای پایانی زندگی پدر، جوانی ۱۸ ساله شده بود.
این حجم از دلتنگی عمیق ممتد در کنار سایر مشقتهای زندگی، در نهایت روی قلب مهربانش اثر گذاشت و او را دچار بیماری قلبی کرد.
در بدترین روزهای سیاه پاییزی و در اوج دوران همهگیری کرونا، در حالی که جواد خودش را برای انجام یک عمل جراحی حیاتی قلب آماده میکرد، متأسفانه به ویروس کرونا مبتلا شد. بدن خسته او که سالها با دلتنگی و بیماری جنگیده بود، سرانجام در ۱۶ آذر ۱۳۹۹ در برابر این بیماری ایستاد و سفرش در این جهان به پایان رسید.
اما داستان جواد تمام نشده است. حضور او اکنون در تکتک خاطراتی که با ما ساخت، در خطوط نقشههایی که ترسیم کرد، در کارهایی که به سرانجام رساند و در لبخندهایی که به ما هدیه داد، تکثیر شده است. این صفحه متعلق به همه کسانی است که او را میشناختند و دوستش داشتند.
خطاب به دوستان، همکاران و آشنایان: از شما دعوت میکنم در بخش نظرات این پست، خاطرات شیرین، ویژگیهای مثبتی که از جواد عزیز به یاد دارید، یا پیامهای خود را بنویسید تا این آلبوم خاطرات، با یادآوری شما کاملتر و زندهتر شود.
یادت همیشه روشن و نامت مانا، برادر عزیزم.