
چرا همسرم هنوز بعد از ۱۲ سال من را نمی شناسد؟
خاطره کوتاه
شبی سرِ سفره جملهای گفتم که برای خودم شوخی بود؛ همسرم اما طوری نگاه کرد که انگار فریاد زدهام. توضیح دادم و دیدم توضیح، خودِ شوخی را میکشد؛ پس سکوت کردم و خندیدم به این پارادوکس: آدمی که هرگز عمداً کسی را آزار نداده، حالا متهم به تلخی است. شاید حق با او باشد؛ شاید همان غرورِ قدیمی هنوز گوشهای نشسته و هر بار که باز میگردم،سایهاش را میبینم. روی دیوار نشسته است.