بعد از اینکه جریانِ مذهبیِ حجّتیه از داخل، و سرمایهداریِ غرب از خارج، در جریان شورش ۱۴۰۴ با هم دستِ توافق دادند، علاقمند شدم در این متن، انقلاب سال ۵۷ رو با اغتشاشات سال ۱۴۰۴، مقایسه کنم.

رهبریِ انقلاب ۵۷ از دید مردم:
درس خونده، فقیه
شدیداً محبوب
رنجِ تبعید کشیده، فرزند در راه مبارزه فدا کرده
از نظر اخلاقی، سالم
به جهت مالی، سالم
به لحاظ پیشینهی خانوادگی، سالم
به دور از خودنمایی، مبرّا از سالوس [۱]، بیشیلهپیله
مستقل از احزاب و جریاناتِ داخل
فارغ از نفوذِ قدرتهای خارج
حلقهی ردهبالای مبارزه در انقلاب ۵۷:
چه مذهبی و چه حتی غیرمذهبی، تقریبا همگی زنداندیده
اهل صداقت [۲]
اهل مطالعه
دارای سلامت اخلاقی [۳] و مالی و خانوادگی
شیوهی مبارزه در انقلاب ۵۷:
تبیین، روشنگری، اعلامیه
مقاومت، اعتصاب، تحصن
پرهیز از تخریب
غیر مسلحانه
هدف از انقلاب ۵۷:
الهی، توحیدی
حاکمیتِ کلمات خدا
رویکردهای راهبردیِ انقلاب ۵۷:
عدم وابستگی به بلوک شرق و بلوک غرب، استقلالِ فکری از هر دو بلوک. (در جهانی که داشت بطور کامل بین انقلابهای سوسیالیستی شرق و محافظهکاریِ سرمایهداری غرب تقسیم میشد)
خواستن آزادیِ سیاسی، دینی، اجتماعی (در شرایطی که آزادی سالها بود که داشت به بیبندوباری ترجمه میشد)
اعتماد به زنان (در یک جامعهی سنتی که زنانش علاقهای به ابراز وجود نداشتن)
اعتماد به رأی و جمهوریت (در فضای سیاسی ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی، و علیرغم ذهنیت تنها گذاشته شدن علی توسط اهل کوفه)
اعتماد به خلاقیت نوجوانها و جوانها، سرمایه اجتماعی
مرهم گذاشتن بر غرورِ جریحهدارشدهی ملّی
باور به بسندگیِ نظام اقتصادی، سیاسی، فلسفیِ اسلام (در شرایطی که سالها بود اسلام چه از بالا و چه از سمت خود حوزه، به کُنجی خزیده بود)
پانویس
[۱] مردم را بزبان خوش فریفتن و خود را صادق جلوه نمودن ولی صادق نبودن، کسی را گویند که خود را به چرب زبانی و زهد و صلاحِ ظاهری جلوه دهد و مردم را بفریبد
[۲] یکی از مبارزان که دانشجوی پزشکیِ دانشگاه پهلوی شیراز بود، میگفت وقتی دستگیر شدم و ...، قبل از آزاد کردنم ازم خواستن صورتجلسه و تعهدنامه پر کنم، منم بعد از نوشتن اعترافات و ... اضافه کردم: فعال سیاسی هستم و خواهم بود!
[۳] یکی از مبارزان آن دوران، اینطور تعریف میکرد: با اینکه ماها عضو چریکهای فدایی خلق بودیم و اعتقادمون مارکسیستی بود، با این حال یادمه یکبار، تو یکی از جلسات، دختر و پسری داشتن با لحن غیر کاری باهم حرف میزدن، بعد از چند بار تذکر در چند جلسه، بالاخره بچهها پسره رو یکجا گیر آوردن، و یمقدار گوشمالی دادن. یکبار هم رفیقمون رو ساواک گرفت. میترسید نتونه زیر شکنجه زبونش رو بسته نگه داره، یک لحظه دست خودشو آزاد کرد و خودشو انداخت زیر ماشین
موارد بالا، تمام تفاوتهای این دو برخاستن، نیست، اگه مواردی رو به یاد میارید، لطفا کمک کنید.
نیاز به توضیح نبود که در قریب به اتفاقِ موارد بالا، شورش ۱۴۰۴، برعکس عمل کرده.