روزمرگی های یک کارشناس تولید محتوا


شاید برای شما جالب باشد که بدانید روز یک کارشناس تولید محتوا چطور می گذرد، اگر دوست دارید این تخصص رو به عنوان کسب وکار زندگی تان انتخاب کنید پیشنهاد می کنم این نوشته رو تا انتها بخوانید چون تصمیم گرفتم تجربه یک روز زندگی خودم را با شما به اشتراک بگذارم.

زندگی یک نویسنده به هیجان انگیزی یک خلبان، آتش نشان و یا حتی یک معلم نیست اما پراز تجربه های جدید، تحقیقات و نوآوریست و در نوع خودش جذاب است.

من که از زندگی خیلی لذت می برم امیدوارم شما هم همین حس رو از خواندن این مطلب تجربه کنید.

صبح شروع زندگی

روز من از ساعت 7:30 دقیقه شروع می شود، معمولا هنوز چشمم را باز نکرده ام موبایل و لپ تاپم را دستم می گیرم تا نتیجه پست های شبکه های اجتماعی، بازخورد مطالب و محتواهایی که برای جاهای مختلف منتشر کرده ام بررسی کنم.

اگر نتیجه کار خوب بوده باشد و بازخوردی که می خواستم دریافت کرده باشم روزم با شادی زیاد شروع می شود و اگر هم نتایج مطلوب و مورد انتظار م نباشد یک روز پر انگیزه رو شروع می کنم تا به نتیجه ای که می خواهم برسم.

قبل از ورزش، خوردن صبحانه (در روزهای معمولی ) و یا هر کار دیگری باید سری به بردهای مختلفی که در سایت ترلو دارم بزنم و ببینم از برنامه کاری ام عقب نیفتاده باشم.

وقتی به صورت همزمان روی چند پروژه کار می کنید زمان بندی خیلی مهم است نباید کار معطل بماند و یا از قلم بیفتد.

بعد سراغ صبحانه و ورزش صبحگاهی می روم. اینطوری روز من شروع می شود.

شروع روزکاری

روز کاری با نوشتن برنامه روزانه شروع می شود و به ترتیب از ابتدا تا انتهای برنامه رو پیگیری می کنم. پروژه هایی که باید برای محتوای آن ها ایده بدهم و مطلب مورد علاقه مخاطب رو تولید کنم روی یک کاغذ می نویسم و جایی می گذارم که جلوی چشمم باشد و در طول روز هر ایده ای در اون مورد خاص به ذهنم رسید یادداشت می کنم تا به ایده دلخواهم برسم.

نوبتی هم که باشه وقت نوشتن و تولید محتواست. همیشه چند مقاله، کتاب و نوشته هست که باید یک نگاهی به آن ها بندازم تا با اطلاعات کافی نوشتن رو آغاز کنم.

وقتی شروع به نوشتن در مورد یک موضوع خاص می کنم دیگر به هیچ چیز و هیچ کس دیگری جز اون موضوع فکر نمی کنم و این تمرکز باعث می شود تا ساعاتی از کل دنیا بی خبر باشم.

من مشهور به این هستم که وقتی می نویسم اگر بمب هم درکنارم منفجر شود اصلا متوجه نمی شم. می نویسم و می نویسم. در این زمان جز صدای تایپ کلمات که با شدت انجام می دهم هیچ صدایی از من قابل شنیدن نیست.

بعد از اینکه چند محتوای اول صبح رو تموم کردم، زمان ویراستاری مطالبی هست که قبلا نوشتم و موعد تحویل آن ها رسیده . یک بار دیگه مطالب رو مطالعه می کنم و اشکالاتی که قبلا از چشمم دور مانده رو بر طرف می کنم.

من نویسنده ام خدا نیستم!

دوستی دارم که محتوای نوشتاری را به بهترین شکل تولید می کنه و استراتژیست خوبی هم هست اما هیچ گاه با دوستان خود چت نمی کند و در گروه ها پیام متنی کمتری می گذارد.

از اس ام اس دادن هم فراری است، دلیلش را که پرسیدم گفت به عنوان تولید کننده محتوا مردم توقع زیادی از ما دارند نمی خواهم غلط املایی،انشایی و نگارشی از متن هایی که سریع می نویسم گرفته شود.

نوشتن کار خیلی سختی است و مثل اغلب هنرمندان به آن معنی است که خودتان را در معرض قضاوت دیگران قرار می دهید.

خود من هم اصلا دوست ندارم در محتواهایی که می نویسم غلط املایی، انشایی، تایپی و ویرایشی وجود داشته باشد و همه تلاشم را بکار می برم که چنین مشکلی پیش نیاید مخصوصا وقتی درحال تولید محتوا برای کسب و کارهای مختلف هستم.

مردم توقع زیادی از ما دارند که بخش زیادی از آن درست هم هست اما یکبار برای همیشه می خواهم این حقیقت را روشن کنم که تولید کننده محتوا ویراستار نیست و اگرچه لازم است کم اشتباه ظاهر شود اما این به معنی نگارش بی ایراد و اشکال نیست. ما هم انسانیم و در متن هایی که می نویسیم ممکن است اشتباهاتی وجود داشته باشد، گاهی هم دانسته و با هدف خاص بازاریابی و یا به خاطر اصول سئو اشتباه می نویسیم!

زمان استراحت و تفریح

برای من نوشتن تفریحه به همین دلیل تفریحی دارم که از طریق اون کسب درآمد هم می کنم اما برای اینکه موجود تک بعدی ای نباشم هر وقت فرصت مناسبی پیدا می کنم به تفریحات فردی و اجتماعی مشغول می شم.

پیاده روی، استخر، مطالعه یک رمان جدید، دیدن فیلم و صد البته گوش دادن موسیقی که بزرگترین لذت زندگی بشره.

غذاهای خوش طعم و تجربه چشیدن طعم های جدید تجربه ای هست که هیچ وقت از دست نمی دهم، خیلی وقت ها وقتی مشغول تفریح و استراحت هستم یک ایده جدید به ذهنم می رسد که در لحظه یادداشتش می کنم تا موقع کار به سراغش بروم.

جلسه و مصاحبه

برای اینکه پروژه های جدید بگیرم و کارهایی که در دست دارم به درستی اجرا شود گاهی لازم است با مدیران، کارشناسان دیجیتال مارکتینگ و یا مدیران اجرایی کسب و کارهای مختلف جلسه داشته باشم و روند کارم را برای آن ها توضیح بدهم و آن ها را برای سپردن برنامه تولید محتوایشان به خودم قانع کنم.

این کار در ظاهر ساده است اما در عمل خیلی سخت است اما همیشه از آشنایی با آدم های جدید به ویژه کسانی که صاحب ایده و کسب و کار هستند و به اشتراک گذاشتن دیدگاه های خودم با آن ها لذت می برم.

باور کنید تا به حال در جلسه ای شرکت نکردم مگر اینکه از اون چند نکته جدید یاد گرفته باشم. بخش آشنایی با کسب و کار و کسب اطلاعات خیلی جذاب است اما بحث در باره قیمت و محاسباتی مالی رو اصلا دوست ندارم مخصوصا اینکه با عدد و رقم ها رابطه خوبی هم ندارم.

پایان روز

شب و موقعی که یک روز کاری به پایان می رسد اغلب به روزی که سپری کردم و برنامه کارهای خودم فکر می کنم و سعی می کنم اشتباهات روزم رو پیدا کنم تا فردا یک اشتباه رو مجددا تکرار نکنم.

گاهی توی خواب هام هم رویای نوشته ها و مخاطب هام رو می بینم و بعضی ایده های جالب و جدید موقع خواب به سرم میزنه البته باید خیلی خوش شانس باشم که صبح روز بعد خوابم رو به یاد داشته باشم.

این ماجرای یک روز کاری یک تولید کننده محتوا بود که شاید به جذابیت و هیجان کسب و کار خیلی از شما ها نباشد اما انتخاب منه که خیلی هم دوستش دارم و ازش خیلی لذت می برم.