ویرگول
ورودثبت نام
شکیبا
شکیباز کجا آمده‌ام ، آمدنم بهر چه بود ؟
شکیبا
شکیبا
خواندن ۳ دقیقه·۱۳ ساعت پیش

بنویسم؟!

"عنوان را اینجا وارد کنید"

"هر چی دوست داری بنویس..."

هر چه دوست دارم بنویسم؟ هر چه؟ مطمئنی؟ بنویسم... بنویسم... بنویسم؟ هر چه دوست دارم؟

اچ تی تی پی اس، دو نقطه، اسلش، اسلش، وی آی آر جی اُ اُ ال، نقطه، آی اُ، اسلش، ای دورت بگردم، شَ شَ شَکیبا

اوه، این لینک صفحه‌ام بود. وقتی از کیبورد استفاده میکنم نوشتن برایم راحت‌تر است، پس لینک را در گوشی‌ام کپی کرده، همزمان با خواندن حروف و علامت‌هایش آن را در نوار جستجوی لپ‌تاپ وارد کردم. اینتر. و در کمال تعجب در این وضعیت نابسامان اینترنت، صفحه‌ام را دیدم.

شکیبا. ز کجا آمده ام ، آمدنم بهر چه بود ؟

در یک مقاله خواندم: شاید جالب باشد بدانید که علامت @ در همه جای دنیا ات‌ساین تلفظ نمی‌شود و بسیاری از کاربران در نقاط مختلف دنیا این علامت را به سبک کشور خود تلفظ یا نام‌گذاری می‌کنند. لهستانی‌ها از لغتی برای @ استفاده می‌کنند که به معنای میمون است. دانمارکی‌ها این نشانه را "دُم میمون" می‌خوانند. در جمهوری چک به آن "فیله رول شده ماهی" ، یونانی‌ها "جوجه اردک" ، مجارستانی‌ها "کرم" ، ایتالیایی‌ها "مار" ، اوکراینی‌ها "سگ" و تایوانی‌ها "موش" می‌گویند. در آمریکا به این علامت "اَت تجاری" گفته می‌شود.

شک ندارم اگر یونانی بودم آیدی‌ام "زشت" بود. بگذریم. زمانی که ات‌ساین در تمام دنیا جور دیگری نام‌گذاری می‌شود، دبیر کلاس‌های فوق‌برنامه‌ام برای آماده شدن برای شرکت در آزمون تیزهوشان ششم به هفتم، به آن می‌گفت: "ای دورت بگردم" زیرا مانند حرف اِی کوچک انگلیسی‌ست و خطی که به دور آن گشته. در آن زمان آنقدر از این ایده خوشم آمد که از آن روز به بعد ات‌ساین را با همان "ای دورت بگردم" می‌خوانم.

حال چرا "شَ شَ شَکیبا" ؟ دلیل خاصی ندارد. آن را بر وزن "شَ شَ شَکیرا" گذاشته‌ام. لازم به ذکر است که من مانند شکیرا صدایی پر قدرت و زانوهایی پر قدرت‌تر ندارم.

هر چه دوست داری بنویس...

نوشتن؟ نمیشناسمش. با یکدیگر غریبه‌ایم. من با کلمات غریبه‌ام. آنها هم همینطور. شاید هم نه. کلمات مرا می‌شناسند؟ آنها را در کتاب‌ها خوانده‌ام. پس من هم آنها را می‌شناسم؟

  • واژه چیست؟ واژه یا یک کلمه کوچک‌ترین واحد معنادار زبان است که می‌توان آن را به اجزای کوچک‌تر تقسیم کرد.

شاید چیزی که با آن غریبه‌ام "معنا" است، نه واژگان.

بنویسم... بنویسم... بنویسم... برای نوشتن نباید نویسنده بود؟ همانطور که برای شکایت شاکی، برای قضاوت قاضی، برای دوختن خیاط، برای پختن قناد باید بود.

شاید بهتر باشد که اصلا هیچ ننویسم. آخر شاکی بودن که شغل نیست. شاید هم هست. شغل پنهان بسیاری از آدم‌ها شاکی بودن است. آدم‌ها شاکی‌اند. من هم شاکی‌ام. پس من هم آدمم؟! اشتباه نکنید من انسانی نخوانده‌ام فقط قبلا نگاهی به کتاب منطق خواهرم انداخته‌ام. البته درستش این بود که بگویم "آدم‌ها شاکی‌اند، شاکی من است، پس من آدم‌هام." ... فکر می‌کنم نیازی به قید "انسانی نخوانده‌ام" نبود چرا که این قضیه از روز هم روشن‌تر است. اگر اشتباه نکنم شاکی باید دو معنی متفاوت داشته باشد تا بشود این‌گونه جملات را با آن ساخت...

حتی از طریق منطقی که آن را اشتباه فهمیده‌ام هم راهی برای "آدم" نامیدن خود ندارم. دوستانم به من می‌گویند "آدم فضایی". چرا؟ الله اعلم.

نمیدانم که هستم و چه هستم. مرا در ابتدای تولد شکیبا نامیده‌اند. ١٨ سالی عمر کرده‌ام و احتمالا با معنا غریبم. با خود نیز غریبم.

می‌گویند برای نویسنده شدن باید نوشت. من که نمی‌خواهم نویسنده شوم. از چه بنویسم؟

حتی مطمئن نیستم که می‌خواهم چه کاره شوم. شاید یک شاکیِ حرفه‌ای.

نوشتن
۰
۰
شکیبا
شکیبا
ز کجا آمده‌ام ، آمدنم بهر چه بود ؟
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید