ویرگول
ورودثبت نام
شکیبا
شکیباز کجا آمده‌ام ، آمدنم بهر چه بود ؟
شکیبا
شکیبا
خواندن ۱ دقیقه·۳ روز پیش

روز پانزدهم: رویا؟ ندارم.

+ میشه فقط کنکور زبان بدم؟

- نه

+ ممنون.

همیشه همینه. "نه" . نمیشه ، نمیتونی ، نکن ، نشین ، نرو ، نگو ، نبین ، نپر ، نپز ، نخور ، نخر ، نپوش ، نپاش ، نترس ، نزن ، نبر ، نشکن ، نخون ، ننویس ، نخواه ، نخند ، نخواب ، نرقص ، نیا ، نچسب ، نفهم! احمق! من عقده ایم کثا- ببخشید. بعضی وقتا اینجوری میشه.

داشتم میگفتم. همیشه همین بوده.

مرحله اول: اجازه برای انجام کاری

مرحله دوم: مواجه شدن با پاسخ منفی

مرحله سوم: رسیدن به نتیجه‌ی "همیشه عذرخواهی آسون‌تر از اجازه گرفتنه"

و این چرخه ادامه پیدا میکنه. البته، مرحله سه فقط در حد همون نتیجه گیری باقی میمونه و هیچوقت تصمیم گرفته شده اجرا نمیشه.

یجورایی خستم. از این چرخه خستم. از چرخه‌ها خستم. از اینکه هی دور خودم بچرخم و دوباره برگردم سر جای اولم خستم. از مقایسه خستم. از هیچ کاری نکردن خستم. از بیهوده و فرسوده بودن خستم. از اینکه پدر و مادرم داستان هایی راجب زندگی جوون هایی میخونن که جلوی پدر و مادرشون ایستادن تا به رویاشون برسن، و رسیدن و حالا پدر و مادرهاشون به اونا افتخار میکنن ، و در عین حال انتظار دارن من هم برم دنبال رویاهام و همزمان جز "چشم" چیز دیگه ای به زبونم نیاد ، خستم. حتی دیگه از خسته بودن هم خستم.

رویا؟ هدف؟ ندارم. دیگه هیچی باقی نمونده. دیگه خودم رو هم ندارم. چه برسه به رویا و هدف و انگیزه و امید و برنامه.

پ.ن: دیشب نوشته بودم ولی تا قبل انتشارش خوابم برده بود...

خستگی
۲
۰
شکیبا
شکیبا
ز کجا آمده‌ام ، آمدنم بهر چه بود ؟
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید