
ما در جهانی زندگی میکنیم که آدمها بیشتر از آنکه دنبال حقیقت باشند، دنبال تأییدند. تأییدِ حرفهایشان، انتخابهایشان، دردهایشان. حقیقت تلخ است، برهنه است، و گاهی بهقدری روشن که چشم را میسوزاند. اما تأیید، گرم است، آشناست، و شبیه آغوشیست که حتی اگر دروغ باشد، آرامت میکند.
جامعه ما پر شده از انسانهایی که میترسند خودشان باشند، چون میدانند خودِ واقعیشان با آنچه دیگران دوست دارند ببینند، فرق دارد. پس نقاب میزنند، لبخندهای دروغین میزنند، و زیر همان نقابها، آهسته و بیصدا، میمیرند.
اما شجاعت آن نیست که شمشیر بکشی و بجنگی، شجاعت آن است که روزی بیصدا، نقابت را زمین بگذاری و بگویی: «این منم. همینم که هست.»
و شاید آن روز، آغاز زندگی واقعی باشد.
-