
روز اول که شروع کرد توی ویرگول بنویسه با خودش گفت:«من که نوشتن رو خیلی دوست دارم حتمن هر روز مطلب می نویسم و به اشتراک می ذارم.
یکی دو روز اول خیلی خوب پیش رفت. تا اینکه یه روز هرچی با خودش فکر کرد ایدهی خاصی به ذهنش نمیرسید. یاد توصیهی استادش افتاد که بهش گفت:«همیشه نخواه که همه چی رو کامل و اونجوری که دوست داری بینقص انجام بدی،فقط کاری که به خودت قول دادی رو با کیفیتی که همون موقع در توانت هست فقط انجام بده.» با اکراه دست به قلم شد و یه مطلب کوتاه نوشت و پست کرد.
احتمالن برای شما هم اتفاق افتاده که تصمیم میگیرین کاری رو مداوم انجام بدین. روزای اول همه چیز گُل و بلبله. اما بعد یه مدت( چند روز، چند هفته یا ماه) دیگه مثل روزای اول نمیتونین انجامش بدین. معمولن اینجور مواقع به هر بهانهای چنگ میزنیم تا اون کار رو انجام ندیم. مثلن می گیم خستهم، حوصله ندارم، وقت ندارم و... .
یکی از چیزایی که اینجا ما رو به راحتی گیر میندازه اینه که میترسیم اون کار رو کامل انجام ندیم. چون نمیخواهیم با این حس ناخوشایند روبرو بشیم پس دست به هر کاری میزنیم تا ازش فرار کنیم.
شاید به طور موقت حس خوبی داشته باشیم، اما با تکرار این رفتار خیلی چیزا رو از دست میدیم؛ همیشه کلی کار نصف و نیمه داریم، مضطرب میشیم و خیلی چیزای دیگه که حتمن همین الان به ذهن شما هم میرسه. اما به نظر من بدترین چیزی که از دست میدیم اعتماد به خودمونه. یعنی یکی از مهم ترین سرمایههایی که داریم. و قصهی اعتماد نفس از دست رفته از همین جا شروع میشه.