
این جملهی کلیشهای رو حتمن شما هم به خودتون گفتین یا دستکم شنیدین که «نباید خودمون رو قضاوت کنیم.»
اما خیلی وقتها با وجود اینکه میدونیم این رفتار آسیبزننده است بازم انجامش میدیم. پس وقتی گوشزد کردنش بیفایدهست بهتره به جاش یه سوأل از خودمون بپرسیم. «به جای قضاوت کردن چه رفتاری کنیم؟»
توی کتابِ «سوألاتت را تغییر بده تا زندگیات تغییر کند» نویسنده راه حلی کاربردی به ما یاد میده. به جای قضاوت کردن از دیدِ نفر سوم به رفتارهامون نگاه کنیم. در یک کلمه یعنی مشاهدهگر باشیم.
چند شب پیش یه عالمه ظرف جمع شده بود. از صبح نرسیده بودم حتا پامو توی آشپزخونه بذارم. موقع شستن ظرفا پیش خودم گفتم من یه سری جاها کارامو روی هم تلنبار میکنم. بعد مجبور میشم توی زمان محدود انجامشون بدم و این خیلی خستهم می کنه. کنجکاو شدم تا ببینم معمولن چه وقتایی این کار رو انجام میدم.
همین که داشتم با خودم فکر میکردم حواسم به اینم بود که بدنم توی چه شرایطیه. برخلاف گذشته اصلن بدنمو منقبض نکرده بودم. با خودمم دعوا نداشتم. حتا به خودم نگفتم شیمای اهمالکار. به جاش همون موقعیت رو بررسی کردم.
-خب چرا ظرفا روی هم جمع شده؟
-چون از صبح خیلی کار داشتم و اصلن نمیرسیدم ظرفا رو بشورم.
-خب حق داری. پس اهمالکار نیستی. اولویتهای دیگه داشتی.
وقتی به جای نفر سوم به این رفتارم نگاه کردم متوجه شدم تلنبار شدن یه سری کارا به خاطر اولویتبندی خودمه. اما یه جاهایی هم به خاطر فرار از یه سری حسها و فکرها است.
راستش بازی کردن نقش شیمای مشاهدهگر برام خیلی لذتبخش بود. باعث شد به این فکر کنم که مشاهدهگر بودن چه موهبتهایی داره.
موهبتهای مشاهدهگر بودن:
مهارت حل مسئلهمون تقویت میشه.
درگیر افکار و احساسات ناکارآمد نمیشیم.
کنترل رفتارمون دست خودمونه نه شرایط.
البته اینم بگم که ممکنه بازم پیش بیاد که خودمو بخوام قضاوت کنم. این مسئله کاملن طبیعیه. نکتهی مهم اینه که به محض اینکه متوجه شرایط شدم نقش مشاهدهگر رو بازی کنم.