ویرگول
ورودثبت نام
دست نوشته های شیم شیم
دست نوشته های شیم شیممن محمد مازوچی هستم و اینجا می خواهم از اندیشه تحول و کارکرد آن در کسب و کار و زندگی صحبت کنم
دست نوشته های شیم شیم
دست نوشته های شیم شیم
خواندن ۲ دقیقه·۳ روز پیش

شیم‌شیم؛ شروعِ شهامت: سایه‌ی ترس، جنگ با صداهای درون یا صداهای بیرون؟

شیم شیم ، شروع شهامت
شیم شیم ، شروع شهامت

سایه‌ی جنگ روی شهر سنگینی می‌کند. همه‌چیز خاکستری‌تر از همیشه است. در چنین روزهایی، انگار ترس مثل یک مهمانِ ناخوانده، نه فقط در اخبار و خیابان، که در اتاقِ فکرِ ذهنِ ما هم جا خوش کرده است.

من «محمد مازوچی» هستم و امروز می‌خواهم از یک جنگِ دیگر بگویم؛ جنگی که شاید صدایِ گلوله ندارد، اما از درون، قدرتِ تخریبش کم نیست. جنگ با «صداهای بازدارنده».

آیا تو هم این صدا را می‌شنوی؟

همان صدایی که وقتی می‌خواهی قلم به دست بگیری، وقتی می‌خواهی ایده‌ی جدیدی را در کسب‌وکارت تست کنی، یا حتی وقتی می‌خواهی در این فضایِ ناامن، «بهبود» پیدا کنی، مثل یک شبح ظاهر می‌شود و می‌گوید:

«کجا با این عجله؟ ندیدی اوضاع چقدر خرابه؟ اگر شکست بخوری چه؟ آن‌وقت همه می‌گویند: دیدی گفتم بازنده‌ای؟ دیدی گفتم نرسیدی؟»

راستش را بخواهی، من هم این صدا را می‌شنوم. گاهی آن‌قدر بلند و متقاعدکننده است که صدایِ قلبم را هم نمی‌شنوم. اما در مکتب «ورنر ارهارد» یک حقیقتِ تکان‌دهنده وجود دارد: این صدا، حقیقتِ زندگیِ تو نیست؛ این فقط داستانی است که ذهنت برای «امن نگه داشتنِ تو» ساخته است.


رهایی در «شیم‌شیم» یعنی چه؟

رهایی یعنی اجازه بدهی آن صدا همان‌جا باشد. لازم نیست ساکتش کنی. لازم نیست با آن بجنگی تا از بین برود. وقتی می‌گوید «نمی‌شود»، به آن لبخند بزن و بگو: «مرسی که نگرانِ منی، ولی من تصمیم دارم با وجودِ همین ترس، ادامه بدهم.»

چطور «شیم» کنیم؟

رهایی، یک مفهومِ انتزاعی نیست؛ یک «عمل» است. وقتی دست‌وپایت از ترسِ آینده می‌لرزد، دقیقاً همان لحظه است که باید «شیم» کنی.

  • اگر می‌خواهی بنویسی، یک خط بنویس.

  • اگر می‌خواهی کسب‌وکارت را تکان بدهی، یک تماسِ ساده بگیر.

  • اگر می‌خواهی تغییری ایجاد کنی، فقط «حضور» داشته باش.

ترس، صندلیِ عقبِ ماشینِ زندگی‌ات نشسته و مدام غر می‌زند. ایرادی ندارد! بگذار غر بزند. اما تو فرمان را رها نکن. تو راننده‌ای. اجازه نده صدایِ ترس، جهتِ حرکتت را عوض کند.

این روزها، شاید ترسِ بیرون (جنگ) و ترسِ درون (شکست) دست به دست هم داده باشند تا تو را متوقف کنند. اما تو از جنسِ دیگری هستی. تو می‌توانی با وجودِ ترس، به مقصد برسی.

حالا نوبتِ توست:

آن صدایی که همین الان توی سرت می‌گوید «الان وقتش نیست»، دقیقاً چه می‌گوید؟

بیا در کامنت‌ها از آن «شجاعتِ نیمه‌کاره‌مان» بنویسیم. همین که ترس‌ت را به زبان بیاوری، اولین «شیم» را انجام داده‌ای.

اولین قدمِ جسورانه‌ای که ترس سعی می‌کند متوقفت کند، چیست؟ بنویسش؛ شاید همین اعترافِ ساده، جرقه‌ی رهاییِ تو باشد.

ترسجنگشروعشهامت
۱۰
۱
دست نوشته های شیم شیم
دست نوشته های شیم شیم
من محمد مازوچی هستم و اینجا می خواهم از اندیشه تحول و کارکرد آن در کسب و کار و زندگی صحبت کنم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید