
تا الان در این مسیر، از چند تا وضعیتِ ذهنی حرف زدیم که همه تجربهاش کردیم:
اون وقتی که فقط میخواهی زنده بمانی و میترسی.
اون وقتی که خیلی شلوغی و کلی جلسه داری، ولی تهِ دلت میدانی داری درجا میزنی.
و اون وقتی که بالاخره مچِ خودت را میگیری و میگویی: «دیگر نمیخواهم اینطوری ادامه بدهم.»
حالا رسیدیم به ایستگاه آخر: شیمِ تحول.
شیمِ تحول، جایِ باحالی است. اینجا دیگر خبری از ترسِ «بقا» یا فشارِ «مترسک» نیست. اینجا، تو از «قربانیِ
شرایط» تبدیل میشوی به «طراحِ مسیر».
بیا روراست باشیم:
همه ما در هر بحرانی، یک «واکنشِ اتوماتیک» داریم. یکی سریع عصبی میشود، یکی عقبنشینی میکند، یکی غرق در کار میشود. این الگو، سالهاست با ماست و اتفاقاً یک زمانی هم به ما کمک کرده؛ اما الان؟ الان شاید همان الگو، دارد دستوپایِ ما را میبندد.
تحول یعنی چی؟
تحول، یک حرکتِ بزرگِ عجیبوغریب نیست. تحول یعنی یک لحظه مکث کنی و بپرسی:
«اگر این بار نخواهم مثلِ دفعاتِ قبل رفتار کنم، چه کارِ متفاوتی میتوانم انجام دهم؟»
یعنی به جای اینکه دوباره فقط بدوی، بایستی و ببینی که چطور میتوانی سیستمِ زندگی یا کارت را طوری بچینی که دیگر دفعهیِ بعد، «بحران» تو را غافلگیر نکند.
تحول، یعنی مالکیتِ دوبارهیِ زندگیات.
یعنی دیگر منتظرِ این نباشی که دنیا عوض شود تا تو آرام بگیری؛ تو خودت را عوض میکنی تا دنیا را آنطور که میخواهی بسازی.
اگر تا اینجایِ مسیرِ «شیمشیم» با من بودی، یعنی یک جایِ وجودت تشنهیِ تغییر است. یک چیزی درونت میگوید: «باید بشود بهتر از اینها تصمیم گرفت.»
شاید الان وقتش باشد که یک گفتوگویِ واقعی داشته باشیم.
نمیخواهم فروش داشته باشم؛ میخواهم یک گپِ دوستانه بزنیم. در یک جلسهیِ کوتاه، میتوانیم خیلی راحت بررسی کنیم:
۱. الان در کدام «شیم» گیر کردهای؟
۲. آن «الگویِ تکراری» که مدام تو را به بنبست میرساند، چیست؟
۳. چه تغییرِ کوچکی میتواند مسیرِ تصمیمگیریات را عوض کند؟
اگر دوست داری این مسیر را برای خودت روشن کنی، فقط کافی است یک پیام بدهی.
فرقی نمیکند مدیرِ یک شرکتِ بزرگ باشی یا کسی که میخواهد زندگیاش را بازطراحی کند؛ این مسیر برای همه ماست.
بهم پیام بده تا با هم شیمِ تصمیمگیریات را پیدا کنیم. منتظرت هستم.
شرایط» تبدیل میشوی به «طراحِ مسیر».