
حتی مطمئن نیستم اسم واقعی اش همین باشد. داستانی با حال و هوای فیلمهای ژاپنی، به شدت شخصیت محور و بدور از ماجرا.
شخصیت اصلی داستان " سوکور " در سفری درونی به دنبال سایههای تاریکی است که زندگی به ظاهر شیرین او را در خود بلعیدهاند و او را نهتنها از گذشته بلکه از آینده نیز محروم کرده است.
این رمان به موضوعاتی چون هویت، تنهایی، طردشدگی، عشق، دوستی و جستجوی معنا در زندگی میپردازد. سوکور تازاکی نمادی از انسانهایی است که در دنیای مدرن احساس بیگانگی و بیهویتی میکنند و در پی یافتن جایگاهی برای خود هستند.
من داستان را دوست داشتم، علیرغم اینکه ترجمه و تیغ تیز ممیزی چیزی از آن را باقی نگذاشته بود.
کاش قدرتی داشتم تا به این تیغ بدستانِ زیر باد کولر نشین حالی کنم که کسی که دنبال آنچیزی است که شما دائما دنبال حذف آن از فضای پاک جامعه هستید نمیآید چند صد صفحه کتاب بخواند. انگشت مبارک را روی ویپیان میفشارد و ... ولش کن.
آنچیزی که از داستان دوست داشتم، سرعت پایین زندگی است. جایی که قلم " هاروکی موراکامی " نادیدهترین زوایای شخصیت قهرمان را با استادی پیش چشم خواننده باز میکند.
شخصیتهای رمان، به ویژه سوکور، به خوبی پرداخته شدهاند و خواننده با آنها همدردی میکند و در سفر جستجوی هویتشان همراه میشود.
موضوع داستان چیز جدیدی نیست. اتفاقا خیلی هم آشنا است. خیلی از ما یکروز در دنیای کودکی و نوجوانی با دوستان خود خداحافظی کردیم طوری که انگار فردا یا چند ساعت دیگر دوباره هم را خواهیم دید و معتقد بودیم در تمام عمر کنار هم خواهیم بود اما...
به جرات میتوان این داستان را به عنوان الگوی برای داستان نویسی علمی معرفی کرد. فاقد زواید، با ریتمی استاندارد و وقایعی قابل قبول.
موراکامی با استفاده از زبانی ساده و روان، داستانی پرکشش و جذاب را روایت میکند که خواننده را تا انتها با خود همراه میکند.
او در این رمان نیز مانند سایر آثارش، فضایی وهمآلود، رویایی و سرشار از موسیقی خلق میکند که خواننده را مجذوب خود میکند. توصیفات دقیق و ظریف او از شهرها، شخصیتها و احساسات، تجربهای فراموشنشدنی را رقم میزند.
این کتاب را به همه بخصوص نوجوانها و جوانتر ها توصیه میکنم، چون احتمال میدهم آنهایی که سن و سالی از آنها گذشته قدر دوست و دوستیهای ناب را بیشتر میدانند.
«سوکور تازاکی بیرنگ و سالهای سرگشتگیاش» شما را به فکر فرو میبرد و تا مدتها در ذهنتان باقی میماند. این کتاب، سفری است به اعماق روح انسان و کندوکاوی در مفاهیم اساسی زندگی.
**خلاصه:**
«سوکور تازاکی بیرنگ و سالهای سرگشتگیاش» در سال ۲۰۱۳ منتشر شد. داستان دربارهی سوکور تازاکی، مهندس راهآهن ۳۶ ساله است که با گذشتهای مبهم و دردناک دست و پنجه نرم میکند. در دوران دبیرستان، سوکور عضو گروهی پنج نفره و صمیمی بود که هر کدام به جز او، نامی با رنگ در خود داشتند: آکا (قرمز)، آئو (آبی)، شیرو (سفید) و کورو (سیاه). اما در سال دوم دانشگاه، گروه به طور ناگهانی و بدون هیچ توضیحی او را طرد میکند و سوکور را با زخمی عمیق در روحش رها میکند. سالها بعد، سوکور تصمیم میگیرد تا راز این جدایی ناگهانی را کشف کند و به گذشتهاش بازگردد تا شاید بتواند دوباره رنگ و معنایی به زندگی بیرنگ خود ببخشد.