ویرگول
ورودثبت نام
عبدالله
عبدالله
عبدالله
عبدالله
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

هیچ وقت در اتوبوس پاتو از کفش بیرون نیار

سلام وقت بخیر دوستان این خاطره مربوط به قبل از بازنشستگی من است چند خاطره از سرویس بازگشت از محل کار دارم که میتونه براتون جالب باشه.

یکی ازهمکاران عادت بدی داشت هنگام نشستن روی صندلی اتوبوس کفش ها رو در می آورد و کم کم خوابش می برد اتفاقا جزء نفرای آخر سرویس بود که پیاده میشد یک روز یکی از رفقا گفت بگذارید تا خوابش برد کفش ها شو از پنجره بندازیم بیرون ، همه منتظر ماندیم تا خوابش عمیق شد نفر پشت سرش یواش که بیدار نشه هر دو کفشش را داد عقب اتوبوس ، یکی از دوستان هم که سمت راست ماشین بود تو یک فرصت مناسب که مشکلی برای خودروهای پشت سر پیش نیاد کفش ها رو انداخت بیرون و قرار شد کسی چیزی نگه، از اینجا به بعد رو از نفر آخر که پیاده میشد بشنوید : خب بچه ها یکی یکی سر ایستگاه هاشون پیاده شدند فقط من موندم و اون بنده خدا که اونهم دو ایستگاه مونده به منزلش بیدار شد طبق عادت پا هاش رو گذاشت پایین که داخل کفشا کنه اما هر چه پاهاش را جابجا میکرد کفشها را پیدا نمیکرد کم کم داشتیم به ایستگاهش میرسیدیم از صندلی جداشد و خم شد که مثلا اگه کفشها جابجا شده پیدا کنه اما دل غافل هرچه گشت چیزی پیدا نکرد تعجب کرده بود پس کفشها کجان؟ منم که آخر اتوبوس نشسته بودم گفتم فلانی چیزی گم کردی؟ گفت کفشهام نیست ، گفتم مگه میشه! راننده که عصبی مزاج بود و خسته از سر کار مرتب میگفت زود پیاده شو میخواهم برم به زندگیم برسم خلاصه با غر و لند فراوان دوستمون با پای برهنه پیاده شد از روز بعد دیدیم یک کفش نو پا کرده و تا آخر دیگه کفش ش را از پاهاش در نیاورد.

اتوبوسکفشپیاده
۳
۰
عبدالله
عبدالله
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید