TheRoadNotTaken·۱۴ روز پیشگمگشته در مد روزبعد از حدود یک هفته، بالاخره تمام ارادهام را جمع کردم و پایم را از خانه بیرون گذاشتم. حدود دو ساعت وقت صرف آماده شدن کردم. نمیدانستم که چ…
Habib Karimi·۲۳ روز پیشرستوران بین راهی.اتوبوس در دل سیاهی شب پیش میرفت. بعضی مسافران خواب بودند و بعضی زیر نور زرد چراغهای سقف کتاب یا روزنامه میخواندند.پسرک سرش را روی دامن…
Zhino Ebrahimi·۳ ماه پیشداستان اتوبوس مدرسهمدرسهای دانشآموزان را با اتوبوس به اردو میبرد. در مسیر حرکت، اتوبوس به یک تونل نزدیک میشود که نرسیده به آن تابلویی با این مضمون دیده می…
علیرضا آزاد·۳ ماه پیشباور نکنسلام حال همه ی ما خوب است اما تو باور نکن. اتوبوس بی ارتی مثل یک ناجی اومد چون اینجا من وایمیسم و منتظر میمونم بیاد و هرزگاهی میرم تو فکر ا…
Retrouvaille·۴ ماه پیشاتوبوسنشسته بودم در اتوبوس، مقصدی نامعلوم داشت اما خب جای دیگری برای بودن و یا چارهای نداشتم...و اتوبوس عجب جای آزاردهندهای بود! بوی جورابها…
تابش خاموش·۵ ماه پیشسفرنگاریدر مسیر حیاتتا به حال چیزی راه گلوی شما را بسته است ؟!میتواند هرچیزی باشد مثل دستانی که دور گردن شماست و دارد خفهیتان میکند و چه لقمه ای…
عالمه میری سیدخیلی·۶ ماه پیشاتوبوسپاییز باشه، بشینی تو اتوبوس، سرت رو بچسبونی به شیشه... آهنگ هم پلی باشه و بخونه جادههای بیکسی رو گم میکردم آروم آروم... زل بزنی به جاده،…
م آذری·۶ ماه پیشهمین دیلاقِ یغورِ قرمز و کرمیدوستش داشتم؛با آن قد و قواره دراز، قیافه یغور و رنگ قرمز و کرمیاش، در جایی ته ته خاطراتم رسوب کرده. آنقدر که فکر نکنم حتی اگر روزی آلزا…
fatemehmkh95·۶ ماه پیشوقوعِ بیپایان انتظار مبهم من برای وقوع چیزی، ختم شد به یک شیء فلزی: زنجیری کوتاه که از آن، صفحهای مستطیلشکل با عرضهای هلالی آویزان بود. روی آن صفحهی…
Suzan Matin·۶ ماه پیشنخ نامرئیگاهی رفتوآمدهای شهریام را با وسایل نقلیۀ عمومی انجام دهم. معتقدم رفتن به "کف جامعه" چشم را باز میکند.