ویرگول
ورودثبت نام
عبدالله
عبدالله
عبدالله
عبدالله
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

یک پا در اتوبوس و پای دیگر بیرون اتوبوس!

سلام این خاطره تلخ و تا حدودی خنده دار مربوط به دوران نوجوانی من است . یک روز که مثل همیشه برای رفتن به مدرسه میخواستم سوار اتوبوس شرکت واحد شوم من بدو بدو برای اینکه به اتوبوس برسم با عجله پای راستم را در رکاب اتوبوس گذاشتم که یکدفعه اتوبوس راه افتاد و بلافاصله درب بسته شد درحالیکه فقط یک پای من در اتوبوس و پای دیگرم بیرون بود و متأسفانه راننده هم متوجه نبود از خوش شانسی من خیابان ترافیک داشت و راننده نمی توانست پر گاز حرکت کنه حالا من با یک دستم و با مشت به بدنه ماشین میزدم و با یک پا لی لی بدنبال اتوبوس میدویدم. یک هفت هشت متری و البته باسرعت کم اتوبوس ،همینطور گذشت تا بالاخره مسافران و مردم ره گذر ، راننده را متوجه کردند! بی انصاف همانطور که در حرکت بود درب خودرو را یک لحظه باز و بسته کرد که فقط پای من آزاد شود و دوباره به حرکتش ادامه داد و آخرش مرا سوار نکرد . متأسفانه در آن ماجرا ساق پایم در اثر فشار درب و کشیدگی حرکت ماشین زخمی شد و نهایتا به مدرسه هم دیر رسیدم در مدرسه هم مورد بازخواست ناظم شدم که این چه وقته امدن به مدرسه است. متأسفانه اون روزها کسی به حرف دانش آموز اهمیتی نمیداد هرچه زخم پا را مطرح میکردم بیشتر مواخذه میکرد.

دنده عقب با اتو ابزاراتوبوسمدرسه
۱۰
۴
عبدالله
عبدالله
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید