انسانی که باید حرف بزند.

روزها و ساعت‌ها در زندگی می‌گذرند و ما از کنار رویدادها، پدیده‌ها و مفاهیم اجتماعی-عاطفی بنیادینی رد می‌شویم که چون ساده و دم‌دست هستند، به چشم نیامده و آرام‌آرام بدست فراموشی سپرده می‌شوند.
یکی از این پدیده‌ها، قدرت تکلم یا هدفمندتر بگویم، قدرت ارتباط کلامی بین انسان‌ها است. ارتباط کلامی به معنی حرف زدن باهم و شنیدن صدای یکدیگر.
فقط تصورش را بکنید که به دلیلی، نتوانید با عزیزترین نزدیکانتان حرف بزنید. این ایده‌ی فیلم A Quiet place ساخته‌‌ی ۲۰۱۸ آمریکا است. مکانی نامعلوم در آینده‌ی سیاره‌ی ما که مورد هجوم موجوداتی قرار گرفته که دارای قدرت شنوایی بسیار بالایی هستند. این موجودات کور، به کوچک‌ترین صدایی حساس‌اند و پس از شنیدن سیگنالی حال ضعیف، به منبع صدا حمله و آن را از بین می‌برند.در این میان خصوصیت قابل توجه این موجودات عجیب، عدم تشخیص صدای طبیعت است. به این معنا که درکنار یک آبشار، تا دلت بخواهد می‌توانی فریاد بزنی و هیچ نگرانی از گوش‌های آن‌ها نداشته باشی.
از نگاه نشانه‌شناسی و همسان‌سازی وقایع، فیلم دارای نکات کوچک ولی هوشمندانه‌ای است. حذف قدرت بینایی و افزودن به حس شنوایی موجودات غریب فیلم، شاید بزنگاهی برای مخاطب است در این راستا که نگاه‌های پر از هجو این روزگار، راه شنیدن را بسته است. از سوی مقابل نوع واکنش تهاجمی موجودات کور فیلم، انگار برآمده از بی‌صبری‌ها و کم‌تحملی‌های ما است در مقابل نقدهایی که امروز -به حق- بر رفتار ما انسان‌ها وارد است. حالا و در این دوگانگی که بسیار هوشمندانه در وجود موجودی غیرانسانی نهاده شده، انسان‌هایی را می‌بینیم که دوست دارند حرف بزنند ولی نمی‌توانند؛ چه در ازای حرف زدن ممکن است جان خود را از دست بدهند.
فیلم پر است از این‌گونه تناقضات ارتباطی و انسانی که بشدت آینده‌ای را یادآوری می‌کند که بر امروز ما محتمل است. پر است از راه‌حل‌هایی که سررشته‌اش را که بکاوی، به یک چیز می‌رسی: انسانی که باید حرف بزند.