همیشه فکر میکردم این خصلتم که حتی در سختترین شرایط امیدوار میمانم و آن نور کوچک ته دلم هیچوقت خاموش نمیشود، یک نقطه ضعف است. گاهی با خودم میگفتم شاید بهتر باشد ناامیدی را هم تجربه کنم.
اما هر بار که شطرنج بازی میکنم، درس جدیدی میگیرم.
فهمیدهام که در مسیر زندگی مهم نیست چند بار اشتباه میکنی؛ مهم این است که از هر اشتباه یک درس برداری و به حرکت ادامه بدهی. حتی زمانی که همهچیز طوری به نظر میرسد که انگار در حال شکست خوردنی و چیزی برایت نمانده، نباید خودت را ببازی. باید ادامه بدهی، فرصتهای باقیمانده را ببینی و برای حرکت بعدی فکر کنی.
در شطرنج بارها دیدهام بازیکنهای ضعیف بعد از یک اشتباه، قبل از آنکه واقعاً بازی را ببازند، در ذهن خودشان شکست میخورند. هرچه ناامیدی بیشتر میشود، قدرت تصمیمگیریشان کمتر میشود و اشتباهات بزرگتری مرتکب میشوند. بعضیها حتی قبل از پایان بازی صفحه را ترک میکنند؛ نه به این دلیل که شکست خوردهاند، بلکه چون دیگر توان ادامه دادن ندارند.
اما بازیکنهای قوی میدانند تا زمانی که بازی تمام نشده، هنوز فرصت وجود دارد. گاهی درست در لحظهای که دیگران مطمئن هستند تو شکست خوردهای، اگر به توانایی خودت ایمان داشته باشی و حرکت درست را پیدا کنی، همان نقطه میتواند آغاز پیروزی تو باشد.
برای همین من هیچوقت ناامید نخواهم شد. ادامه میدهم، اشتباهاتم را مرور میکنم، الگوهای تکرارشونده را پیدا میکنم و هر بار سعی میکنم آن حلقه را بشکنم. شاید لازم باشد دهها بار تلاش کنم و اشتباهات بیشتری را تجربه کنم، اما هر اشتباه یک نقطه تاریک را روی نقشه مشخص میکند. هرچه نقاط تاریک بیشتری را بشناسم، مسیر درست واضحتر میشود و سریعتر به سمت آن قدم برمیدارم.
مهم نیست وضعیت صفحه چقدر پیچیده شده باشد؛ فقط باید حرکت بعدی را پیدا کنی.