ویرگول
ورودثبت نام
صدرا
صدرا«او زمانی مُــرد که برای من هنوز زِن‍ــده بود.»
صدرا
صدرا
خواندن ۵ دقیقه·۱ سال پیش

صد کتابه شدنِ من

دوست عزیزی از من پرسید قدمت این ورق کاغذ چقدر است؟ جواب دادم: دقیق نمی‌دانم اما، مطمئنم از قدمت دوستی بین من و تو بیشتر است.

امروز می‌خواهم از لیست کتاب‌های جدیدی که در این مدت مطالعه کردم برای مخاطبین عزیز ویرگولی صحبت کنم. آخرین معرفی کتاب من برمی‌گرده به یکسال پیش_کتاب پدران و پسران اثری از تورگنیف.

نکته‌ای این روز‌ها مرا نگران می‌کند نبود کتاب‌هایم است. شاید اگر روزی بخواهم این لیست را مرتب با نسخه فیزیکی‌اش در کتابخانه‌ام بچینم، نزدیک به بیست یا سی کتاب آن مفقود شده باشد. :) برای مثال کتاب بیگانه را به یک مسافر تهرانی غریبه در کتابفروشی در شهر قم دادم. یا مثلا کتاب شب‌های روشن را به دوستی در شیراز یا کتاب تصرف عدوانی را چند روز پیش به همراه یک جستار(نامش را به خاطر ندارم) به عزیز دیگری در تهران دادم. البته پشیمان نیستم فقط شاید حسرت بخورم که شاید این کتاب‌ها در حال خاک خوردن هستند. شاید اگر تمام این کتاب‌های گمشده باز برگردند پیش من، باری دیگر به شخص دیگری آن‌ها را پیشنهاد بدهم و بگویم بخوان و نظرت را درباره‌اش به من بگو.


معرفی کتاب اول
معرفی کتاب اول

اعتراف می‌کنم در نگاه اول این کتاب حرفی برای گفتن نداشت. این موضوع مرا یاد کتاب بارتلبی محرر انداخت. کتابی عجیب و غیرقابل درک که با گذشت زمان خودش گره‌ها را از ذهنت باز می‌کند و درک جدیدی را به تو هدیه می‌کند.

همه رمان‌ها از شکست‌ها و موفقیت‌ها در طول مسیر یک داستان سخن می‌گویند، حال خیال کنید این کتاب مسیر مردی‌ست که هیچ چیزی نمی‌تواند او را پیروز یا شکست خورده نشان دهد. نه از آن قصه‌ها که شما را به جستجوی حقیقت دعوت کند و نه از آن رمان‌های بی سر و ته است که در آخر از خواندنش پشیمان شوی.

حرف خاص و جدیدی برای گفتن دارد که شاید برای هر کسی در این عصر خواندنی نباشد. یک کتاب‌باز تنها کسی‌ است که می‌تواند دنبال کتاب‌های نه چندان معروف برود و شجاعت خواندن چنین آثاری را به خود بدهد.

معرفی کتاب دوم
معرفی کتاب دوم

این کتاب مرا آزرده کرد. همزمان بعضی از قصه‌های به شدت ضعیف که در آخر مترجم می‌گفت: نویسنده در اینجا دچار سانحه‌ای می‌شود و دیگر این داستان را ادامه نمی‌دهد. و از طرفی داستان‌های دیگری داشت که مدت‌ها تشنه‌ خواندن چنین داستان‌هایی بودم. پوشکین شما را وارد ادبیات روس می‌کند، داستان‌های او عموما ساده و در انتها با یک پند زیبا و خواندنی همراه است.

مسئله دیگر که باید بیان کرد حجم آن است. من این کتاب را همراه دو یا سه کتاب دیگر خواندم. و خودم را معطوف به خواندن تمام داستان‌هایش به صورت یکجا نکردم و پیشنهاد من هم به شما همین است. چون داستان‌هایش دنباله هم نیست و نیازی نیست پشت هم خوانده شوند.

و نکته آخر درباره این کتاب؛ من از قلم تولستوی و دایستایوفسکی و تورگنیف و حتی چخوف نیز خوانده ام. به جرعت می‌توانم بگویم که پوشکین در قصه سرایی سرآمد است. اگر قصه خواندن را دوست دارید این مجموعه خواندنی را از دست ندهید.

معرفی کتاب سوم
معرفی کتاب سوم

کتاب سوم مخصوص تازه وارد‌هاست. نمایشنامه‌ای کوتاه که به شدت خواندنی و موضوع جذابی دارد. هم نویسنده این نمایشنامه و هم مترجمش را به شدت قبول دارم. خانم شهلا حائری از آن انسان‌های درجه یکی هستند که تا لحظه‌ای که در قید حیات هستند باید از وجودشان بهره بُرد.

بسیار کوتاه، بسیار روان، بسیار جذاب و خواندنی...

بیشتر از این نمی‌شود از این نمایشنامه کوتاه تعریف کرد و اصلا به هیچ عنوان به دلتان بد راه ندهید و یک نسخه از این کتاب را تهیه کنید.

به طور کل آثار امانویل اشمیت در ایران با استقبال زیادی روبه‌رو شده که همگی به ترجمه خانم شهلا حائری وارد ایران شده و پیشنهاد میکنم حداقل دو یا سه نمایشنامه از این نویسنده و با این ترجمه تهیه کنید و از خواندنشون لذت ببرید.

معرفی کتاب چهارم
معرفی کتاب چهارم

هر کتابی ما را با مفاهیم جدیدی روبه‌رو می‌کند. در آن روز‌ها با خودم ارتباطی نمی‌گرفتم و نیاز داشتم به مرجعی برای شناخت بیشتر خودم. ساده تر بخوام بگم، این کتاب به من روحیات جدیدی هدیه کرد. روحیاتی که شاید برای دیگران عجیب و بی منطق بنظر برسد و اما برای من سراسر توام با آرامش درون است.

گاندی را قبول ندارم و ایستادگی اش را ستایش می‌کنم. این کتاب برای کسانی مناسب است که دنبال لمس عواطف جدیدی هستند. همه چیز را نمی‌تواند در زندگی‌های امروزی یافت، گاهی باید با سرشت برخی انسان‌ها بیشتر آشنا شد تا به درک بهتری از خود رسید.

راه عشق رو مناسب برای بزرگسالان می‌بینم و به گمانم من هم در خواندن این کتاب عجله کردم.

معرفی کتاب پنجم
معرفی کتاب پنجم

سید امیرعلی خطیبی یکی از دوستان منه که در چند سال گذشته فراز و نشیب‌های زیادی رو باهم تجربه کردیم. امیرعلی داخل ویرگول فعالیت داره و به تازگی تقریبا یک سال و خورده ای هست که کتابی با عنوان آخرین تکه نوشته که برای من ارزش زیادی برای خوندن داشت. چون به قول خودش از دوستان نزدیکش برای نوشتن این رمان کوتاه استفاده کرد که یکی از اون شخصیت‌ها من بودم.

هیچوقت فکر نمیکردم چنین لذتی رو تجربه کنم ولی اعتراف می‌کنم وقتی می‌دیدم فلان شخصیت برگرفته از فلان آدم در زندگی امیرعلی هست ذوق می‌کردم و همین اتفاق رو برای نویسندگان بزرگ دیگه در نظر می‌گرفتم. قطعا دوستان اصلی هر نویسنده بهترین آدم‌ها برای بیان راز‌های هر اثری از هر نویسنده هستند.

امیدوارم حال دلت خوب باشه و پر قدرت ادامه بدی.


دو عکس در ادامه براتون میذارم که لیست کل کتاب‌های که خواندم هست و اگر هر سوال یا نظری بود، مشتاقانه خواهم شنید.

صفحه اول
صفحه اول

صفحه دوم
صفحه دوم

امیدوارم از این پست خوشتون اومده باشه.

من خیلی دوست داشتم از همه کتاب‌هایی که خوندم حرف بزنم مثل قلب سگی(واقعا ایده جدیدی داشت) یا مثلا سوتفاهم کامو که یک شاهکار بود ولی، کتاب‌هایی رو انتخاب کردم که نیاز دارن به معرفی و اگر دقت کنید به مرور لیست کتاب‌هایم از کتاب‌های شناخته شده به سمت کتاب‌های کمتر شناخته شده رفته در بین این صد کتاب.

پر حرفی نمی‌کنم.

موفق و پیروز باشید.

در پناه خدایی که می‌پرستید.

1404/04/13

پایان

کتابمعرفی کتابمطالعهکتابخوانی
۲۹
۱۵
صدرا
صدرا
«او زمانی مُــرد که برای من هنوز زِن‍ــده بود.»
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید