صدرا·۹ ماه پیشاز سقوط در گودال تا بیداری دوبارهبرای کسی که از سقوط میترسد اما، میداند باید به سمت پرتگاه برود و دل به دریا بزند.
صدرا·۹ ماه پیشاو مرا وادار به شعر خواندن میکند.هوا که سرد میشود انگار تازه شکوفه میزنم. بدنم شروع به ریشه دواندن میکند و افکارم مرا به جلو سوق میدهند.میفهمم که تمام این روزها چیزی ج…
صدرا·۱ سال پیشصد کتابه شدنِ مندوست عزیزی از من پرسید قدمت این ورق کاغذ چقدر است؟ جواب دادم: دقیق نمیدانم اما، مطمئنم از قدمت دوستی بین من و تو بیشتر است.امروز میخوام ل…
صدرا·۱ سال پیشمنِ از دست رفته منهمیشه سعی کردمام نبازم و بازنده نباشم. شاید این نوشته سخن از اولین باخت من دارد.
صدرا·۱ سال پیشدر اندیشه رفتننوشتن عالیه. خوشحالم بعد از این همه سال بازم با ذوق مینویسم. هر چند بهانهاش قشنگ نیست.