
این نوشته را چند وقت پیش در #لینکداین پست کرده بودم؛ درباره چیستی و چرایی فرهنگ سازمانی.
خواستم اینجا هم به انتشار گذاشته باشم و یک مقدمه خوبی برای دوباره شروع کردن به اشترک گذاشتن محتوا داشته باشم.
اول به چیستی، دوم به چرایی، و سوم به اهمیت فرهنگ سازمانی و در آخر تاثیرات مثبت و منفی، و یک جمعبندی کوتاه خواهیم داشت.
فرهنگ سازمانی به مجموعهای از ارزشها، باورها، رفتارها، هنجارها و رویههای مشترک در یک سازمان اشاره دارد که نحوه تعامل کارکنان با یکدیگر، با مشتریان و با سایر ذینفعان را شکل میدهد. به عبارتی، فرهنگ سازمانی مثل "شخصیت" یک سازمان است که تعیین میکند چگونه کارها انجام میشوند، تصمیمگیریها صورت میگیرند و افراد در محیط کار احساس میکنند. این فرهنگ میتواند شامل مواردی مثل سبک رهبری، نحوه ارتباط، میزان همکاری، ارزشگذاری بر خلاقیت یا نظم و انضباط، و حتی فضای فیزیکی یا غیررسمی محیط کار باشد.
از تجربه همکاری با تیم های مختلفی که داشتم متوجه این نکته شدم: آدم هایی که به دنبال پیشرفت کاری و شخصی هستند، سعی میکنند با تیم و محصولی که روی آن کار میکنند ارتباط برقرار کنند. یک ارتباط شخصی!
این ارتباط شخصی باعث میشود که آنها آن محصول را جزئی از خود دانسته و از آن محافظت کنند و برای پیشرفت آن هرچه که در توان دارند، روی دهند.
فرهنگ سازمانی مهم است چون بهعنوان یک چارچوب نامرئی عمل میکند که رفتارها، تصمیمات و عملکرد سازمان را هدایت میکند. اهمیت آن را میتوان از چند منظر بررسی کرد:
تأثیر بر هویت سازمان: فرهنگ سازمانی به سازمان هویت میدهد و آن را از رقبا متمایز میکند. مثلاً فرهنگ گوگل بر نوآوری و خلاقیت تأکید دارد، در حالی که فرهنگ یک شرکت سنتی ممکن است بر ساختار و نظم متمرکز باشد.
جذب و نگهداشت استعدادها: کارمندانی که با فرهنگ سازمان همراستا هستند، احتمال بیشتری دارد که در سازمان بمانند و انگیزه داشته باشند.
افزایش بهرهوری و عملکرد: فرهنگ مثبت میتواند همکاری، خلاقیت و تعهد را تقویت کند و منجر به عملکرد بهتر شود.
تأثیر بر رضایت مشتری: فرهنگ سازمانی که بر کیفیت خدمات یا مشتریمداری تأکید دارد، میتواند تجربه مشتری را بهبود بخشد.
اهمیت فرهنگ سازمانی به حدی است که میتواند موفقیت یا شکست یک کسبوکار را تعیین کند. مطالعات نشان دادهاند که شرکتهایی با فرهنگ قوی و مثبت، تا ۴ برابر بازده مالی بیشتری نسبت به شرکتهایی با فرهنگ ضعیف دارند (مثلاً مطالعهای از Harvard Business Review). همچنین، در یک نظرسنجی از Gallup، سازمانهایی با فرهنگ قوی، ۲۳٪ نرخ نگهداشت کارمند بالاتر و ۱۰٪ رضایت مشتری بیشتر داشتند. در مقابل، فرهنگ ضعیف میتواند منجر به نرخ بالای ترک کار، کاهش انگیزه و حتی شکست پروژهها شود.
تأثیرات فرهنگ سازمانی بر کارمند و کسبوکار
تأثیر بر کارمند:
رضایت و انگیزه: فرهنگی که به کارکنان احترام میگذارد، فرصت رشد فراهم میکند و تعادل کار و زندگی را ترویج میدهد، باعث افزایش رضایت و انگیزه میشود.
همکاری و ارتباطات: فرهنگ باز و شفاف، همکاری بین تیمها را تقویت میکند و باعث میشود کارکنان احساس کنند صدایشان شنیده میشود.
استرس و فرسودگی: فرهنگهای رقابتی بیش از حد یا غیرحمایتی میتوانند استرس و فرسودگی شغلی را افزایش دهند.
توسعه حرفهای: فرهنگی که بر یادگیری و توسعه تأکید دارد، به کارکنان کمک میکند مهارتهای جدیدی کسب کنند.
تأثیر بر کسبوکار:
نوآوری و خلاقیت: فرهنگهایی که ریسکپذیری و آزمایش ایدههای جدید را تشویق میکنند، به نوآوری کمک میکنند (مثلاً شرکتهایی مثل Tesla یا Spotify).
عملکرد مالی: فرهنگ قوی میتواند بهرهوری را افزایش دهد و هزینههای مرتبط با ترک کار یا استخدام جدید را کاهش دهد.
شهرت برند: فرهنگ مثبت به جذب مشتریان و شرکای تجاری کمک میکند، چون بازتاب آن در خدمات و محصولات دیده میشود.
انطباقپذیری: سازمانهایی با فرهنگ انعطافپذیر بهتر میتوانند با تغییرات بازار یا فناوری سازگار شوند.
مثالهای واقعی:
مثبت: شرکت Zappos به خاطر فرهنگ مشتریمحور و کارمندمحور خود معروف است. آنها حتی به کارمندان جدید پیشنهاد میدهند که اگر احساس میکنند با فرهنگ شرکت سازگار نیستند، با دریافت پاداش شغل را ترک کنند. این باعث شده کارمندانی که میمانند، کاملاً با ارزشهای شرکت همراستا باشند.
منفی: شرکتهایی مثل Uber در گذشته به دلیل فرهنگ سازمانی سمی (رقابت بیش از حد، عدم شفافیت) با مشکلات زیادی مثل نارضایتی کارمندان و جنجالهای عمومی مواجه شدند.
فرهنگ سازمانی مثل ستون فقرات یک سازمان است؛ اگر قوی و سالم باشد، سازمان میتواند رشد کند و با چالشها مقابله کند، اما اگر ضعیف یا ناسالم باشد، میتواند به فروپاشی منجر شود. برای کارمندان، فرهنگ سازمانی بر کیفیت تجربه کاری و رشد حرفهایشان تأثیر میگذارد، و برای کسبوکار، میتواند تعیینکننده موفقیت مالی، نوآوری و شهرت باشد. ساختن و حفظ یک فرهنگ سازمانی مثبت نیازمند تعهد مداوم از سوی رهبران و کارکنان است، اما نتایج آن (از جمله افزایش بهرهوری، رضایت و پایداری) ارزش این تلاش را دارد.
معرفی کوتاه از من داشته باشیم؟
سلام! من محمدرضا فکریام. الان 18 سالمه و هوای 19 سالگی هم کمکم حس میشه.
از فراغالتحصیل های دانشگاه تک-لیدرشیپ روبیکمپ هستم؛ رشته طراحی موبایل اپ و البته افتخاطر حضور در تیم مدیریت و تیایشیپ هم داشتم.
من خیلی دنبال تجربه های مختلف هستم و سعی میکنم توی حوزه های مختلف تکنولوژی، بیزینس، و چالش های شخصی(مهارت نرم و سخت) فعالیت داشته باشم و از علاقهای که به یادگرفتن و تجربه کردن دارم، روی پیشرفت شخصی و کمک کننده بودن به تیمی که باهاش کار میکنم سعیکنم اختصاص بدم.
اواخر خیلی آدمی شدم که به زمینه پروداکت منجمنت علاقه داره. بخاطر تجربهای که از استارتاپ قبلیم و همکاریای که با یک شرکت ایرانی-کانادایی دارم به این نتیجه رسیدم. البته، معلوم نمیشه، شاید هم رفتم سراغ HR :)
حتما سعی میکنم درباره مسائل مختلفی که درگیر یادگیری و تجربهشون هستم بیشتر بنویسم. حتی، قول!
و در آخر، میخواستم بگم ... آرزوی سرخوشی برای ایران.