ویرگول
ورودثبت نام
متکلم
متکلم
متکلم
متکلم
خواندن ۱ دقیقه·۹ ساعت پیش

در هیاهویِ باد؛ چرا باید دوباره به سمت عشق بازگشت؟

آدم‌ها به این ور و آن ور می‌روند و اسیر باد می‌شوند. در دنیای امروز، انگار همه‌چیز دست‌به‌دست هم داده تا ما را از «مرکز» خودمان دور کند. صبح که بیدار می‌شویم، پیش از آنکه با خودمان خلوت کنیم، با سیلی از اخبار، شبکه‌های اجتماعی و انتظاراتِ دیگران مواجه می‌شویم. ما شبیه به برگ‌های خشکی شده‌ایم که مسیرشان را باد تعیین می‌کند، نه اراده‌شان.

وقتی «اسیرِ باد» می‌شویم، یعنی سکان زندگی از دستمان خارج شده است. در چنین وضعیتی، ما نه زندگی می‌کنیم، بلکه فقط «جریان» داریم. اما چگونه می‌توان از این سرگردانی نجات یافت؟

پاسخ، ساده اما دشوار است: باید به سمت عشق برگردیم.

اما منظور از عشق چیست؟ فراتر از تعریف‌های کلیشه‌ای، عشق در اینجا همان «معنایِ شخصی» است. بازگشت به عشق، یعنی بازگشت به آن چیزی که در وجودمان زنده است و با وزش هر بادی نمی‌لرزد.

۱. عشق به مسیر: وقتی کاری را با علاقه انجام می‌دهیم (نه فقط برای کسب درآمد یا تایید دیگران).

۲. عشق به خود: پذیرشِ اینکه ما برایِ «بودن» ارزشمندیم، نه برایِ «انجام دادنِ» وظایفِ بی‌پایان.

۳. عشق به حقیقت: جستجوی چیزی که با باورهایِ عمیق ما سازگار است.

وقتی به سمت عشق برمی‌گردیم، در واقع «لنگر» می‌اندازیم. لنگر همان چیزی است که اجازه نمی‌دهد در طوفانِ روزمرگی‌ها، هویت و آرامشمان را گم کنیم.شاید زمان آن رسیده که کمی بایستیم. از این دویدن‌هایِ بی‌پایان دست برداریم و بپرسیم: «آیا من واقعاً در مسیری هستم که دوست دارم، یا فقط دارم به سازِ باد می‌رقصم؟»

فکر می‌کنید این روزها چه چیزی بیشتر از همه، شما را از مرکزِ و هسته وجودیتان دور کرده و به سمتِ «باد» کشانده است؟ آیا چیزی پیدا کرده‌اید که بتوانید به آن تکیه کنید و به سمتش برگردید؟

خوشحال می‌شوم در بخش نظرات، از تجربه‌یِ شخصی‌تان برایم بنویسید.

عشقشبکه‌های اجتماعیکسب درآمد
۰
۰
متکلم
متکلم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید