ویرگول
ورودثبت نام
Surena Abasi4030
Surena Abasi4030شاعر ترانه سرا
Surena Abasi4030
Surena Abasi4030
خواندن ۱ دقیقه·۲۲ روز پیش

کلمات پیچیده

من هیچم مثل کلمات تو هم میپیچم

من همون غم که دائمی شد

ادامه دار مثل اکادمی شد

میباره از اسمون نکبت دلم داره حس غربت

زندگیمو نگاه شده کامل ترین افتضاح

چرا مجادله شه باید تو دلم زلزله شه

یاد گرفتم خدا ساخت منو

که تحقیر بشم

رویام دیگه بافت منو

تا با فکر کردن بهش پیر بشم

ارزویی نداشتم جز شهرت

ولی بیشتر گرفتم نفرت

قلمم قلمه های بقیه بود

حکمم حکمه های نسیه بود

میخوام کل دنیا ببره غیره من

اسم شعره من نقطه ی صفره من

قصه از نبود حمایت با گریه شروع شد این حکایت

قصه از کاغذ دفتر مداد

کی به من این همه غصه داد

قصه شیرین فرهاد فراق

که اصلا خوش نیومد به این مزاق

چون من فرهاد قصه بودم

اونکه به ارزوش نمیرسه بودم

عمری بودم به سجودم

کسی کف نزد واسه ورودم

وقتی با جهل اومدم به این دنیا

مجهول میمونم

وقتی کنده فردا

بهلول میمونم

من همون که ملاکش بود اشارت ابرو

اصلا اون اشارت اون دل من کو

قافیه هام باید رهاشه اینجا جاییه که جاشه

اینجا بی استعدادی ملاکه

من یکیشم دیگه چه باکه

من کم ترینم یک در میلیارد

چرا احترام

وقتی گریه وزاری ت باند

نشدم ادم به نام

یه موشت ترانه شعر یاوه

جای قافیه باید به شتر در خونه میبستم کجاوه

من تولد یه میلاد باشه اصلا مادر بهشت و پریزاد

نباید با این بد بختی میشدم ایجاد

منه سر تا پا ایراد

همه سلبریتی تو این گیتی

فوتبالیست ارتیست

انگار عقب موندم تو این پیست

انگار تلخ تلخ ماجرای سوورنا

پسر غم مبتدی ترین غم سرا

گذشت تو هنر عمرم دوسال

حال هر چی بود واقعی یا ابتذال

منو چه به انتقام انتقاد

رنگه خوشی حرام هستم خرابه بلاد

من دارم استحقاق ش رو

حس این انفاقش ش رو

به زخمم نمک بزن

زخم بازش رو

اسمون دید فلک

زخم پر پروازش رو

فیتم با خدای غم منتشر میشه

صدای غم صدای منزجر میشه

دیس من چیه دیس مهمل

من هنرم اسمم رو میذارم لب جدول

غمکلماتشعر پارسی
۱
۰
Surena Abasi4030
Surena Abasi4030
شاعر ترانه سرا
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید