ویرگول
ورودثبت نام
Silvana
Silvana
Silvana
Silvana
خواندن ۱ دقیقه·۲ روز پیش

سن‌آقا؛ مهمانِ موتورگازیِ اتاقِ من

امشب اتاقِ من میزبانی‌اش را به یک مهمانِ سبزِ ناخوانده واگذار کرد. حشره‌ای که اسمِ شناسنامه‌ای‌اش «خرچسونک» است، اما من به احترامِ موتورگازیِ پر‌سر‌و‌صدا و بی‌ملاحظه‌اش، به او گفتم: «سن‌آقا».

تمامِ شب را دورِ لامپ، در یک «دیوارِ مرگِ» نوری چرخید. می‌کوبید به لامپ، می‌سوخت، و دوباره با همان صدایِ ویز‌ویزِ روی‌مخ، استارت می‌زد. انگار که برایش فرقی نداشت نورِ سفیدِ لامپ او را به سمتِ نابودی می‌کشد یا به سمتِ زندگی.

عاقبت، استراتژی‌ام را عوض کردم؛ چراغِ راهرو را روشن کردم و در را باز گذاشتم. سن‌آقا بلاخره موتورگازی‌اش را خاموش کرد و رفت… نمی‌دانم به کدام گوری؛ اما حالا که رفته، سکوتِ اتاق سنگین‌تر از همیشه است.

گاهی فکر می‌کنم ما هم همین‌قدر سمج وهمین‌قدر گیج، دورِ چراغ‌هایِ زندگی‌مان می‌چرخیم… با موتورهایی که گاهی بنزینشان تمام می‌شود و گاهی بی‌هوا در تاریکی ناپدید می‌شوند.

شگ‌لب | از پشتِ همان پنجره‌ی مدرن

مهمان ناخوانده
۰
۰
Silvana
Silvana
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید