این چند روز را مشغول عکاسی بودم، البته عکاسی با چاشنی ترس از مأموران خدوم لباس شخصی که نکند پا پیچم بشوند و دوربینم را ببرند! از تجمعات شبانه عکس میگرفتم و چند عکس خوب هم دشت کردم. در عکاسی بیشتر به دنبال نشان دادن تناقضات عقیدتی مردم بودم و سعی داشتم آن را در قالب عکس روایت کنم.
در شهر من برگزاری کنسرت از هر نوعش ممنوع است، اما در این شب ها ژانرهای مختلف موسیقی در کوچه و خیابان های شهر در حال اجراست! در برخی از آن جایگاههای اجتماع مردم(دوست ندارم نام موکب را که یادآور اربعین و امام حسین است بر آنها بگذارم) زن و مرد و دختر و پسر دوشادوش هم هم زمان با پخش موسیقی مشغول شادی و تکان دادن پرچم و بالا و پایین پریدن هستند.
موسیقیها را از نظر شرعی اگر بخواهی بررسی کنی که حرام است و اگر از نظر عرفی و اجتماعی بخواهی به آن نگاه کنی موجب آزار و اذیت عدهای است، اما خوب اینها چه اهمیتی دارد؟!!
من فقط در عجبم که چطور با این همه سرد و گرم شدن کسی تَرَک بر نمیدارد؟ ابتدا یک موسیقی بیسدار پخش میکنند که پیرمرد را هم به جنباندن کمر وا می دارد، بعد بلافاصله دعای فرج میگذارند، بعد از آن یک مداحی موزیکال حماسی پخش میکنند و بلافاصله یک چاوشی غمگین پلی میکنند!!
دیشب هم وسط خیابان جایگاهی را درست کرده بودند و طرف که نمیدانم خوانند بود یا یک آدم الکی، پشت میکروفون رفته بود و با انواع و اقسام ژستهای عجیب و غریب پلیبک یک موسیقی تند را برای جمعیت مثلا مذهبی که چند نفر طلبهی ملبس هم در میانشان بودند، میخواند!
از موسیقی که بگذریم پوششها هم جالب توجه است. مردان و زنان با هر نوع پوششی که دلتان بخواهد در تجمعات حضور دارند. اصلا یک قانون نانوشتهای وجود دارد و آن این است که شما یک پرچم ایران دست بگیر بعد هر طور که خواستی لباس بپوش! تا دیروز میگفتند اگر بیحجاب دیدید از او عکس بگیرید تا جریمهاش کنیم، امروز اگر به زنی که حجاب درستی ندارد تذکر بدهی جریمهات میکنند! نه به آن شوری شور نه به این بی نمکی.
اول و آخر مراسمها هم دعای فرج میخوانند و وقتی به آن جملهی «و انقطع الرجاء» میرسند اشکی در چشمانشان حلقه میزند، بعد که بحث آینده میشود میگویند ما میخواهیم جهان را فتح کنیم! من که نمیفهمم این چطور ناامیدی است که فتح جهان از آن سر در میآورد.
برایم سوال است فردا روزی که این تجمعات جمع شد و زندگی به روال عادی برگشت، باز هم عدهای که تا دیروز داد سخن از حرمت اختلاط زن و مرد سر میدادند و مخالف حضور بانوان در ورزشگاه بودند، یا اجازهی برگزاری کنسرت در این شهر و آن شهر را نمیدادند باز هم میخواهند به همان رفتار ادامه دهند یا از این همه دورویی عرق شرم بر پیشانیشان مینشیند؟
یا میخواهم بدانم اگر جوانی به ماشینش سیستمی بست و صدای موسیقی را زیاد کرد باز هم قرار است پلیس با او برخورد کند یا بستن باند به سقف ماشین و بلند کردن صدای موسیقی فقط برای عدهای خاص و یا موسیقیهای خاصی مجاز است؟
از این حرفا بگذریم؛ دیشب که برای عکاسی به همین تجمعات رفته بودم توسط یکی از مأموران خدوم لباس شخصی متوجه شدم قانون عکاسی در مکانهای عمومی حرفی بیش نیست و باید برای اینکار که قانون آن را آزاد شمرده است مجوز گرفت. البته رفتارشان محترمانه بود و منت بر سر من گذاشتند و دوربین را از من نگرفتند. فقط کلی مرا سیم جین کردند که از کجایی و برای چه کسی کار میکنی. گوشیام را هم چک کردند. آخر هم با سلام و صلوات ولم کردند به امان خدا.