ویرگول
ورودثبت نام
برلیانس
برلیانس
برلیانس
برلیانس
خواندن ۱ دقیقه·۹ ماه پیش

وقتی مدیرت فقط حرف خودش رو می‌شنوه...

یه روایت واقعی از محل کاری که نظر هیچ‌کس مهم نیست .

تا حالا تو شرکتی بودی که مدیر فقط نظر خودش مهمه؟
جلسه می‌ذاره، سؤال می‌پرسه، سر تکون می‌ده، ولی تهش همون کاریو می‌کنه که خودش از قبل تصمیم گرفته بود؟
من هنوز اون روزو یادمه:
با انگیزه رفتم جلسه، کلی تحلیل و راهکار دادم، گفت «کاملاً موافقم»...
فرداش؟ دقیقاً همون تصمیم خودش اجرا شد!
تو این فضاها کم‌کم آدم یاد می‌گیره حرف نزنه. چون می‌دونه فایده‌ای نداره.
جلسه‌ها؟ بیشتر شبیه خاطره‌بازیه!
هی خاطره فلان پروژه رو می‌گه، ولی آخرش هیچ خروجی‌ای در نمیاد.
از اون بدتر...
ایده‌های ۲۰ سال پیش رو با افتخار اجرا می‌کنه، ولی اگه ایده جدیدی ببینه، اون‌قدر با سلیقه خودش تغییرش می‌ده که تبدیل می‌شه به یه چیز ناقص و بی‌نتیجه.
کسی این تجربه‌رو داشتی؟
شده ایده بدی و نادیده گرفته بشی؟
شده حس کنی فقط برای پر کردن جلسه دعوت شدی، نه برای نظر دادن؟

داستانمدیر
۳
۱
برلیانس
برلیانس
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید