ده گام شجاعانه به سوی یک زندگی بدون پشیمانی

یک- همان عجیب و غریبی باشید که هستید
از تحریک وضعیت موجودتان برای تغییر رو به بهبود نترسید. ممکن است که ایده های دیوانه کننده ای داشته باشید ولی همین ایده های دیوانه کننده است که باعث تغییر و تکان خوردن دنیا می شود. ایده های دیوانه کننده انقلاب می کنند. از این که متفاوت باشید و سنت ها را بشکنید، نترسید. به طور حتم، بسیاری از مردم مخالف شما خواهند بود و حتی مورد انتقاد قرار خواهید گرفت ولی حتی اگر پذیرش ایدۀ شما مدت زمان زیادی بخواهد، پس از اثبات ادعایتان، شما پرچمدار طرز فکر جدیدی خواهید شد. شما با کاشت بذر تفکری نوین در مغز خود و دیگران باعث باز شدن اذهان خواهید بود و بیش از همه، ذهن خود را باز می کنید و آن را گسترش می دهید. هنگامی که شما عجیب و غریب بودن خود را معتبر شمارید، قالب زندگی خود را از راه خودتان پایه ریزی می کنید و به خود اجازه می دهید که مفهوم ارزش ها و اشتباهات را در زندگی با آغوشی باز بپذیرید و آن را تغییر و بهبود دهید. 

دو- حتی در زمانی که به توانایی خود مطمئن نیستید، دست به عمل بزنید
هر انسانی در مورد توانایی هایش در زمان های متفاوت تردید می کند. شما در مواقعی فکر می کنید که به اندازۀ کافی شایسته، خوب، باهوش و قوی نیستید و البته اگر در کاری هم عالی نباشید، نمی تواند خیلی هم بد باشد زیرا نیازی به عالی بودن در همۀ کارها نیست. مهم نیست که همۀ کارها را به طور کامل و دقیق انجام دهید. بلکه مهم این است که جرات امتحان کردن کارهای جدید را داشته باشید. به جای این که به نتیجه و تصویر بزرگ بنگرید، کار خود را به بخش های کوچک تر تقسیم کنید و بدین ترتیب با آن راحت تر کار می کنید. شما باید با گام های کوچک زندگی را طی کنید، در واقع، تمامی زندگی روزانه با همین گام های کوچک انجام می پذیرد. روزی خواهد رسید که از انتهای جاده، به مسیر خود نگاه می کنید و متوجه می شوید که از فاصلۀ بسیار دوری آمده اید.

سه- بدون ترس به دنبال شهود خود باشید
شهود، با روح دیدن است. این موضوع یعنی از غریزۀ خدادادی در نگرش به امور استفاده کنید. ممکن است نخست غیرمنطقی به نظر برسد و شما فکر کنید که به تجزیه و تحلیل بیشتری برای تصمیم گیری بهتر نیاز دارید ولی در بیشتر مواقع تصمیم گیری به وسیلۀ شهود بهتر از تصمیم گیری به وسیلۀ ذهن منطقی است. در موارد کمی ذهن منطقی شما، با تکیه بر نفس و خودخواهیتان، شما را از گزند روزگار امن نگاه می دارد ولی این بدین معناست که شما در یک اتاق بسته، دست به ریسک های محاسبه شده ای می زنید که به یادگیری و رشد شما کمکی نمی کند. استفادۀ همیشگی از ذهن منطقی باعث می شود که ترس هایتان بر شما غلبه کنند. این ترس ها می تواند باعث ضعیف شدن سیگنال های بدن شما برای ارتباطی قدرتمند با شهودتان شود. بنا بر این شما نیاز به حضور در زمان حال دارید و باید متوجه تغییراتِ احساسات بدنتان مانند؛ تنگی قفسۀ سینه، تغییرات نواحی مختلف پوست، بوها، مشاهدات، چشم اندازها و غیره باشید. این ها علائمی است که شهود شما از بدنتان دریافت می کند. از تصمیماتی که از بیرون به نظر غیرمنطقی می رسند ولی از درون با احساسات درست شما همراه است، نترسید.

چهار- از ارزش های خود، حتی اگر در معرض خطر مردود شدن هستند، دفاع کنید
هرگز ارزش های خود را به خطر نیندازید. از تایید آنچه برایتان مهم است نترسید. اشخاص درست به شما احترام می گذارند و اگر شما در مورد باورهایتان صادق و پایدار باشید، آنها اعتبار بیشتری برای اصول شما قائل خواهند شد. این راه مستحکمی برای ایجاد روابط درست و بدست آوردن اعتماد متقابل بین افراد است. احتمالا نخست این چنین نخواهد بود ولی در دراز مدت شما به نتایج قابل ملاحظه ای دست خواهید یافت. علاوه بر این، ایستادگی برای ارزش های شما باعث می شود که به یک رهبر و مدیر تبدیل شوید، یک کیفیت قهرمانانه که کمتر کسی می تواند آرزوی آن را نداشته باشد.

پنج- نظرات خود را، حتی با صدای لرزان، عنوان کنید
در مواقعی شما ممکن است که قدرت کلام خود را ندانید ولی صرفنظر از این فکر اشتباه، کلام شما همواره دارای نیرویی جادویی است. نظرات شما می تواند باز کنندۀ چشم مردم یعنی منبع آزادسازیشان باشد. همۀ ما طبیعت نوع دوستی نهفته ای در درون خود داریم که مایلیم به همنوعان خود کمک کنیم. پس به جای در گیر شدن با افکار بی مورد بهتر است که از خود بپرسید چگونه می توانید با کلام و رفتارتان به دیگران کمک برساند. اگر همۀ ما خودمان باشیم، می توانیم دنیای به مراتب بهتری بسازیم که در گذشته هرگز وجود نداشته است و همین موضوع به همه کمک می کند.

شش- تمایل به آسیب پذیری داشته باشید
هیچ مشکلی در ابراز احساسات واقعی شما وجود ندارد. اگر احساسات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید، باعث قوی تر شدن شما می شود زیرا از همه چیز مهم تر این است در خود آمادگی تغییر ایجاد می کنید. بیشتر مردم ترجیح می دهند در پشت یک ماسک جعلی با کیفیت قابل تحسین پنهان شوند در حالی که این موضوع باعث می شود از خودشان دور باشند. هیچ گونه شرمندگی ای برای ریختن چند قطره اشک وجود ندارد. آسیب پذیری شما را قادر خواهد کرد که صورت واقعی خود را با عزت و حقیقت زیبایتان نشان دهید. تمام دیوارهای احساسی که به دور خود و دنیای واقعیتان کشیده اید را نابود سازید و به خود و افکار معتبرتان اجازۀ شکوفا شدن دهید. احساسات نفیس خود را، چه خوب یا چه بد، تجربه کنید. زندگی واقعی همین است.
هفت- تمایل به قضاوت شدن داشته باشید
اجازه ندهید که ترس از شرم باعث عدم تلاش برای یافتن چیزهای جدید در شما شود. گاهی اوقات ما خود را از چیزهای تازه به خاطر قضاوت دیگران محروم می کنیم. خجالت کشیدن و ترس از قضاوت دیگران باعث می شود که از تلاش برای دستیابی به چیزهای جدید و در نتیجه راه یادگیری و رشد را برای تکامل خود متوقف سازید. این موضوع باعث می شود تا از دستیابی به مهارت ها و دانش جدید محروم شوید. زندگی یک مدرسه برای یادگیری مستمر است. فرصت های یادگیری و رشد را از دست ندهید و از هر فرصتی برای تقویت ذهنی و روحی خود استفاده کامل کنید. اگر کسانی شما را قضاوت می کنند برایشان احساس تاسف کنید زیرا آنها دارای ذهنی ساده و کوچک هستند. 

هشت- به اشتباهات خود اعتراف کنید
شاید فکر کنید که غرور یک احساس مثبت است ولی غرور بیش از حد، یک احساس منفی است. غرور بیش از حد، یک نوع واکنش عدم امنیت است. هنگامی که شما می دانید اشتباه کرده اید، به جای تلاش برای حفاظت از اعتماد به نفس خود، زبانتان را به مدت دو دقیقه نگه دارید و چند نفس عمیق بکشید و به اشتباه خود اعتراف کنید. آنگاه متوجه می شوید که درس جدیدی را یاد گرفته اید. اشتباه کردن و اعتراف به آن یک واقعیت سخت ولی خوب است و شما را قوی، فروتن و شایسته تر می سازد. متوجه باشید؛ زمانی که اشتباه می کنید، منظورتان اشتباه کردن بوده است و همین باعث رشد شما و خواسته هایتان خواهد شد.

نه- به روابط مضر خود پایان دهید
یکی از بزرگ ترین و سخت ترین قسمت های زندگی جایی است که شما مجبور هستید کسی را که دوست دارید، ترک کنید. البته که ترک کردن کسی که دوست دارید و به او اهمیت می دهید بدون صدمه دیدن و آسیب زدن، بسیار مشکل است. در این مواقع شما شروع به "اگرها" و "ممکن است های" آینده می کنید ولی هیچ چیز مستحکم و قابل اعتمادی میان احساسات و توهمات وجود ندارد. اشخاصی که به شما صدها بار صدمه زده اند خود را ثابت کرده و واقعیت خود را به شما نشان داده اند. بهتر است که رنگ واقعی آنان را ببینید و زندگی را بدون آنها ادامه دهید.

ده- ببخش، حتی زمانی که عمیقا صدمه دیده اید

عفو و بخشش کسی که باعث آسیب دیدگی شما شده است باعث آرامش و شادی در خود شما می شود و در نتیجه می توانید به جلو حرکت کنید و زندگی خود را به خوبی ادامه دهید. برخی از ما تمایل داریم که کینه و نفرت علیه مردم را در خود نگاه داریم و در نتیجه همواره بار سنگین گذشته را با خود حمل می کنیم. کینه و نفرت احساساتی سمی هستند که می توانند در شما ریشۀ تلخی برویانند و باعث فاسد شدن روحتان شوند. این را بدانید که درد، زمان کوتاهی دارد. اذعان به درد و رسیدگی به آن اجازه می دهد که شما بهبود یابید. در واقع، بخشش بهترین انتقام است. اگر شما بتوانید کسی را که باعث آزار شما شده، ببخشید حداقل یک گام از او و هر کس دیگری که کینه و نفرت در خود دارد، جلوتر هستید.