ویرگول
ورودثبت نام
محمدرضا طیبی
محمدرضا طیبیMBA | tyyi.net | برنامه‌نویس
محمدرضا طیبی
محمدرضا طیبی
خواندن ۵ دقیقه·۱۷ روز پیش

در کشا قوس حوادث

ضمن، ادای احترام به جان‌های از دست رفته، که هر کدام، با هر گذشته‌ای، عزیز خانواده‌ای بودند، آرزوهایی بلند داشتن، سهمی بزرگ از نعمت زندگی داشتن، و فرزند و سرمایه این مملکت بودن. خاک، اون چه رو که بگیره، دیگه پس نمی‌ده. ای کاش‌ها و هزاران افسوس که اینطوری شد و برگشتی نیست.


تعامل با دنیا

بیست و چند سال پیش، بالای سند چشم‌انداز ۱۴۰۴ مطلبی نوشته بودن در مورد امسال؛ خلاصه‌اش یه همچین چیزی بود که ایران ۱۴۰۴ یه کشور نمونه خواهد بود با تعامل درست و حسابی با دنیا. با نمونه بودنش کاری ندارم. در مورد تعامل، باید بگم اینترنت یکی از مهم‌ترین ابزارهای این تعامله. وقتی که مردمت، با مردم دنیا ارتباط می‌گیرن، تجارت می‌کنن و تبادل فرهنگی انجام می‌دن. اینکه حتی برای برگزاری کنکور هم اینترنت رو قطع بکنی، خیلی شبیه به اون چشم‌انداز نیست. پنجره‌ی فرصت هوش‌مصنوعی هم که... بگذریم...

امنیتِ سرمایه‌گذاری

یکی از ویژگی‌هایی که توی کودکان بدسرپرست دیده میشه، احساس گناهکار بودنه. وقتی که والدین به عنوان پناهِ امنِ کودک، نه‌تنها امن نیستن، بلکه بهش آسیب هم می‌زنن. اینجاست که ذهن کودک اینطوری شکل می‌گیره که حتما شایسته‌ی زندگی خوبی نیست و شاید به خاطر اشتباه‌های او بوده که چنین رفتاری باهاش میشه.

حکایت خیلی از آدمای تکنولوژی-کار توی این روز هاست. آدم‌های عمدتا خلوت‌نشین که همیشه می‌گن عیب نداره اگه خراب شد، دوباره می‌سازیم. بارها و بارها و بارها.

این احساس گناه در ما، طبیعیه. ما هیچ وقت نتوانستیم به زیرساخت‌های این مملکت اعتماد کنیم. یا به قول‌هایی که دادن.

ما با بدرفتاری خو گرفتیم. به فلک بستن کسبه و تاجرها به دلایل باربط و بی‌ربط، صفحاتی تکراری در کتاب تاریخ این مملکتن.

نازیبایی

ما عادت داریم به اینکه ببینیم ظریف‌کاری‌های دسترنج بخش خصوصی، با مدل‌های دولتی و زمخت و نازیبا جایگزین می‌شن.

چند بار بدون ترس از اینکه ممکنه وسط برنامه برق رو قطع کنن، به دیدن یه کنسرت رفتیم و دست زدیم و شادی کردیم؟ چند بار شده که وقتی حرف از بازسازی چیزی می‌زنن، فاتحه‌اش رو نخوانده باشیم؟ چند بار شده که وقتی کلمه‌ی «ملی» رو می‌شنویم بوی رانت به مشاممان نخورده باشه و از ته دل بگیم این مال ماست؟

چند بار واقعا شده بگیم که این‌ها یک کار «زیبا» انجام دادن؟ واقعا به خاطر دارید کاری کرده باشن و واکنش شما جمله‌ی «چقدر قشنگ!» بوده باشه؟

محض رضای خدا واقعا چرا کارها رو اینقدر زمخت انجام میدن؟

ضرر ترکاندن شاه‌لوله‌ی اینترنت

حقیقت اینه که این چند روز، بخش بزرگی از سرمایه‌ی اجتماعی این کشور پودر شده. «همت» ریال رو می‌بینن اما اون «همّت» که پشت تصمیم مهاجرت قرار گرفته رو نمی‌بینن. یعنی حتی در محاسبه‌ی ضرر هم به سادگی خودشان رو گول می‌زنن چون شاخصی برای اندازه‌گیری عمق ویرانی پیش‌آمده ندارند.

بگذریم از اینکه حتی با علم حساب‌داری کلاسیک هم، قطع بودن اینترنت تا الان ضررش خیلی بیشتر از منفعتش بوده. یکی امروز نوشته بود که ۶.۵ درصد این اقتصادِ پیر، اقتصاد دیجیتاله و اینطوری که خوابیده یعنی ۲۸ میلیون میلیارد تومن از سرمایه مملکت روی هواست. این رو مقایسه کرده بودن با عدد سه‌هزار میلیارد تومنی که گفته میشه شهرها خسارت دیدن. [منبع]

نه برادر! اشتباه سال‌های قبلت رو برای چندمین بار تکرار نکن. ساختمان‌ها دوباره ساخته می‌شن، بانک‌های بدهکار دوباره وسط همه‌ی چهارراه‌ها بساط می‌کنن، اتوبوس و قطار جایگزین می‌شه، خلاصه تجهیزات رو میسازیم باز... ولی... نفر دیگه از دست رفته... ولی اعتماد، به شکل اولیه‌اش دوباره ساخته نمیشه... انگیزه‌ای که نابود شد، دیگه به اون شکل اولیه بر نمی‌گرده...

تیغ بُرّان گر به دستت داد روزی روزگار، هر چه می‌خواهی ببُر اما نبر نان کسی

کسی که یک سیم اینترنت در اختیارشه و دائما این رو قطع و وصل می‌کنه، امانت‌داره؟ ما قراری داشتیم! قانونی داشتیم... دارایی‌ها و روابط ما و اعتبار جهانی ده ها هزار نفر بازرگان و تاجر، امانت دستشان بود. امانت‌داری نکردن. صدها راهکار وجود داشت. اما پرضرر ترین رو انتخاب کردن. متاسفانه اونقدر خوشبین نیستم که فکر کنم دانشی بیشتر از این روش‌های بدوی در کتابچه‌ی دستورالعمل‌ها دارند. کارهایی زِبر و زمخت و خشن انجام دادن.

ملی‌های کوچه خلوت

وقتی که حرف از اینترنت میشه، یه سری‌ها می‌گن که ما که اینستاگرام ملی داریم که. تلگرام ملی داریم که. راست هم می‌گن. دارن. حالا زشت یا زیبا. هست. یه چیزی دارن. باشه قبول.

سرنوشت ملی‌های بی‌رقیب متاسفانه تکراریه. مزه‌ی این رانت رو روی خودرو و لوازم خانگی و هزار چیز دیگه چشیدن و نتیجه‌اش رو دیدن. مثلا در مورد خودرو، داغ این ارابه‌های مرگ گران‌قیمت که توی انحصار و انزوا و با ناگوشگیری ساخته شده‌ان، به دل خیلی از خانواده‌ها نشسته. و حالا، در روی همون پاشنه می‌چرخه در مورد محصولات نرم‌افزاری.

اساسا تقلیل دادن و محدود کردن اینترنت به چهارتا وب‌سایت و اپلیکیشن کاری از بنیاد خطاست. چرا که اینها فقط بخشی از هزاران کاربرد اینترنت هستن.

راه ابریشم؛ آه...

ما می‌توانستیم بخش جدایی ناپذیر از زنجیره‌ی تامین جهانی باشیم که جدا کردن ما از دنیا برای کشورهای دیگه ممکن نباشه. می‌توانستیم تنگه‌ی هرمز فناوری رو داشته باشیم که به‌خاطر اون هم که شده خوش‌رفتاری بیشتری از سمت بقیه ببینیم. ما می‌توانستیم... میشد اینطوری باشه... توی نرم‌افزار داشتیم پیشرفت میکردیم... تا اینکه همون آش و کاسه ردیف شد. ما میتوانستیم کوریدور اینترنت هم باشیم. میتوانستیم میزبان مهم‌ترین پاپ‌سایت‌های اینترنت و ستون فقرات اینترنت باشیم. اما نه‌تنها نیستیم، حالا سیاه‌چاله‌ی اینترنتیم. ضرری غیر قابل جبران.

یه سوال اینه: اگر دغدغه فرهنگی وجود داشت، خوب الان پای مسافرین جاده‌ی ابریشم بأی نحو کان از این سرزمین کوتاه شده. دستاورد های فرهنگیش چی و چقدر بودن؟

امنیت سایبری

قطع بودن از شبکه‌ی جهانی، درسته که مانع یه سری از حملات میشه مثل D-DoS از مبدا خارج، اما بزرگترین آسیب سایبری که تا به امروز متوجه ایران بوده کاملا آفلاین اتفاق افتاده... استاکس‌نت رو به خاطر داریم؟ گفتن روی فلش منتقل شده.

با جدا شدن از اینترنت، یا دستکاری گواهینامه‌ها، دسترسی به مبدا و تایید اصالت کدهای کامپیوتری غیرممکن یا بسیار سخت یا شدیدا خطرناک میشه. آپدیت‌های مهم امنیتی رو دریافت نمیکنیم. کل سیستم‌هایی که به هر نحوی به هر نوع اینترانتی وصلن، تبدیل میشن به بمب‌های ساعتی. خطرناکه. خیلی خطرناکه.

صفیا عالما بین المضر

نمیشه از همه بگیم، از مخترع‌های جوان، نوجوان‌های داستان نویس، هنرمندها، و خانه‌دارها نگیم. مردم شریفی که با استفاده از شبکه‌های جهانی، با مردم سایر نقاط کره زمین ارتباط می‌گرفتن، الهام میگرفتن، ایده میگرفتن، و اینترنت برای اون‌ها یک پنجره بود به دنیایی بزرگتر: از هنر اوریگامی ژاپن، معماری چین، تا حیات وحش مکزیک.

اهمیت کاری که اون مادر خانه‌دار میکنه — اگر با ذوق و عشق انجامش میده، کمتر از کاری که یک شرکت چند ملیتی انجام میده نیست. اون شیرازه‌ی مهم‌ترین ساختار اجتماعی ما، خانواده‌ی ماست.

«وظیفه‌ی روزی، به خطای منکر نبُرد»

در پایان، اگرچه رویی برای بلند کردن دستی به دعا برام نمانده، اما امید به رحمتش دارم. صدای ما رو کسی خواهد شنید که شب‌ها بیداره؛ حتی اگر کسی که به ما ظلم کرده، خواب باشه.

اینترنتاقتصاد
۴
۰
محمدرضا طیبی
محمدرضا طیبی
MBA | tyyi.net | برنامه‌نویس
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید